قلب، سختي و قساوتي مي يابد که تنها، با ياد خدا از بين مي رود». لذا سزاوار است که بندگان خدا، براي درمان قساوت دل هايشان، خدا را زياد ياد کنند. شخصي به حسن بصري رحمه الله گفت : اباسعيد! من از قساوت قلبم به تو عرض شکايت مي کنم. حسن بصري (رح) فرمود : «قساوت قلبت را با ياد خدا از بين ببر». قلب انسان چنان است که هر چه بيشتر از آن غفلت شود، بيشتر سخت و سنگ مي گردد. اما ياد خدا آن گونه قساوت و سنگدلي را نابود مي کند که سرب در آتش ذوب مي شود و هيچ چيزي مانند ذکر خدا، قساوت قلب را ذوب نمي کند. «ذکر خدا، شفا و دواي قلب است و غفلت، بيماري آن؛ بيماري قلب و غفلت آن با ذکر و ياد خدا، شفا و بهبودي مي يابد. مکحول مي گويد : ياد خدا، شفاي دل ها است و ياد مردم، بيماري دل ها». (1) انسان مي تواند با ذکر خدا آن گونه شيطان را بر زمين زند که شيطان اهل غفلت و غافلان را بر زمين مي زند.
يکي از بزرگان سلف مي گويد : اگر شيطان، به دلي که ذکر و ياد خدا در آن جاي دارد، نزديک شود آن طور ذکر، او را به زمين مي زند که ديگر شياطين در اطراف آن شيطاني که قصد نزديکي و نفوذ به دل مؤمن را نموده، جمع مي شوند و مي گويند: او را چه شده؟ در آن هنگام گفته مي شود که انساني، بر او چيره گشته و او را به اين حالت انداخته است. (2) بيشتر کساني که دچار ناهنجاري ناشي از شيطان زدگي مي شوند، کساني هستند که از اوراد و اذکار به عنوان دژها و قلعه هاي استوار در مقابل شياطين بهره نمي برند و به همين جهت، شياطين به راحتي مي توانند بر آنان چيره شوند.
__________
(1) 1- الوابل الصيب و رافع الکلم الطيب، 142، چاپ دارالبيان.
(2) 1- مدارج السالکين (2/424).
خيلي از کساني که از ضعف ايمان مي نالند و ناراحت هستند، انجام برخي اعمال مؤثر در رفع ضعف ايمان از قبيل قيام شب و نوافل بر آنان سنگيني مي کند. بنابراين بهتر است که خودشان براي رفع قساوت قلب و ضعف ايمان، بر اين امر از طريق انجام اعمال مؤثر، حرص و اشتياق ورزند و دست به کار شوند و برخي اذکار مؤثر را پيشه ي خود سازند؛ مانند : «لا إِلهَ إِلاّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شريکَ لَهُ، لَهُ المُلْکُ وَ لَهُ الحَمْدُ وَ هُوَ عَلي کُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ»، «سبحان اللهِ و بحمدهِ، سبحان اللهِ العظيم» و «لا حَوْلَ و لا قوَّهَ إلاّ بالله» و ... . همچنين بايد بر آن دسته از اذکار و دعاهايي را که مطابق سنّت در جاها يا زمان هاي مشخّصي خوانده مي شوند، پايبندي نمايند؛ مانند : اذکار صبح و شام، خواب و بيداري، اذکار خواب، سفر، باران، اذان، مسجد، استخاره، و دعاي پيش از دخول به دستشويي، دعاها و اذکار وقت نزول بلا يا مصيبت، باد و ديدن هلال ماه، دعاي سواري (هنگام سوار شدن بر مرکب)، سلام، عطسه، دعاي شنيدن آواز خروس، بانگ الاغ و صداي سگ، دعاي کفّاره ي مجلس و دعاي ديدن بلازدگان و ديگر دعاهاي مسنون که در اوقات يا مکان هاي مشخصي خوانده مي شود؛ قطعاً کسي که بر اذکار و دعاهاي مسنون، پايبندي کند، تأثير مستقيم و زنده اي بر قلبش مي يابد.
راز و نياز با خداي متعال و انکسار و خاکساري به درگاهش، تأثير به سزايي در تجديد ايمان دارد؛ زيرا هر چقدر که بنده، در پيشگاه خداوند خضوع و فروهشتگي بيشتري داشته باشد، به خدا نزديک تر است. رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - فرموده اند : «نزديک ترين حالتي که بنده با خدايش دارد، در حالي است که سجده گذار است؛ پس (به وقت سجده)، زياد دعا کنيد». (1) چرا که سجده، کمالِ خاکساري، خشوع و عرضِ خواري به پيشگاه الهي است و اين حالت از خضوع و فروهشتگي در بقيه ي حالات و عبادات ديده نمي شود. زماني که بنده، ارزشمندترين و والاترين قسمت بدنش يعني پيشانيش را بر خاک مي نهد، بيش از هر زماني به پروردگارش نزديک مي شود. ابن قيم رحمه الله در جملاتي زيبا، به زبان انکسار و خضوع توبه کننده به پيشگاه الهي اشاره مي کند و مي گويد : چقدر اين گفته ها در پيشگاه الهي، شيرين است که :
«أَسْأَلُکَ بعزِّکَ و ذلِّي إِلاّ رَحمَتنِي، أَسْأَلُکَ بِقُوَّتِکَ وَ ضَعْفِي، و بِغنَاکَ عَنِّي و فَقْرِي إِلَيْکَ (2) ، هذه ناصيتي الکاذبه الخاطئه بَيْنَ يَدَيْکَ، عبيدک سواي کثيرٌ، لاملجأَ وَ لا منجي منکَ إلاّ إليکَ، أسألُكَ مسألهَ المسکينِ وَ أبتهلُ أليکَ ابتهالَ الخاضعِ الذليل، وَ أدعوکَ دعاءَ الخائفِ الضرير، سؤالَ منْ حضعتْ لکَ رقبتهُ وَ رغم لکَ أنفه وَ فاضتْ لک عيناه، و ذلّ لک قلبهُ ...».
(2) 1- دعا و فريادخواهي بنده به پيشگاه الهي با توسّل به حقارت و خواري خويش و اظهار نياز به درگاه خداوند، از نوع توسل به اعمال صالح و شايسته است که جايز و مشروع مي باشد.
يعني : «خدايا! از تو به وسيله ي عزّت و مناعت تو و به حقارت و خواري خويش به درگاهت، مي خواهم که مرا مورد رحمت خود قرار دهي؛ خداوندا! به قوّت و قدرتت و عرضِ ضعف و ناتواني خود به تو، خواهش و التماس مي کنم و به بي نيازيت از من و نياز من به تو، خواهان رحمتت هستم؛ اين پيشاني خطاکار من، بر آستان توست؛ بندگان و چاکرانت غير از من بسيارند، اما هيچ پناهگاه و نجات جايي از خشم و عذاب تو نيست جز بازگشت و انابت به سوي تو؛ خداوندا! به تو همچون خواهش و التماس مسکينِ نيازمند، التماس مي کنم و به آستانت همچون زاريِ خاکسار و حقير، زاري مي کنم و همسان دعا و فريادخواهي شخص هراسان و بلازده، به درگاهت فرياد بر مي آورم؛ اين خواهش و التماس کسي است که گردنش به پيشگاهت فرو افتاده و بيني اش براي تو به خاک ماليده شده و به خاطر تو چشمانش اشک باريده و قلبش، براي تو فرو افتاده و نرم گشته است».
هرگاه بنده با چنين کلماتي، با خدايش راز و نياز مي کند، ايمان وجودش را فرا مي گيرد و در قلبش چندين و چند برابر مي شود.
همچنين اظهار نيازمندي به خداوند متعال، ايمان را تقويت مي کند. خداوند متعال در قرآن کريم به فقر و نيازِ ما به خودش اشاره کرده و فرموده است :
(يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الفُقَرَاءُ إِلَي اللهِ وَ اللهُ هُوَ الْغَنِيُّ الحَمِيدُ( (فاطر:15)
يعني : «شما (در هر چيز و هر حالي) نيازمند خدا هستيد و خداوند بي نياز (از عبادت شما) و ستوده است».
 نداشتن آرزوهاي طولاني و کم و کوتاه کردن آرزوها، تأثير زيادي در تجديد ايمان دارد. ابن قيّم رحمه الله مي گويد : «از بزرگ ترين و مهم ترين عواملي که آرزوها را کم و کوتاه مي کند، انديشيدن در اين آيات است که :
(أَفَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْنَاهُمْ سِنينَ، ثُمَّ جَاءَهُمْ مَا کَانُوا يُوعَدُونَ، مَا أَغْنَي عَنْهُمْ مَا کَانُوا يُمَتَّعُونَ( (شعراء : 205 و 206 و 207)
يعني: «بگو ببينم، اگر ما سال هاي ديگري ايشان را (از زندگي دنيا) بهره مند سازيم و سپس آنچه به آن وعده داده مي شدند، دامنگيرشان گردد، اين بهره گيري از دنيا براي آنان چه سودي خواهد داشت؟».
زندگاني دنيا به قدري گذرا و ناپايدار است که خداوند مي فرمايد :
(کَأَن لَمْ يَلّبَثُوا إِلاَّ سَاعَهً مِنَ النَّهارِ(
يعني : «(روز حشر، به قدري ترسناک است که بندگان خدا در آن روز به ياد ناپاي