لی مکه بگذارید، آیا اسلام پسر بچه‌ای ده ساله که پسرعموی خود دعوت کننده نیز بوده است و در داخل خانه خود او نیز بوده است مهم و تعجب آور است یا شخصی که خارج از خانه دعوت کننده است، و دارای سن و سال و رابطه تجاری با بقیه افراد است و فوری دعوت او را می پذیرد و بقیه را نیز بدین امر تشویق می کند، پس به طور حتم اسلام حضرت ابوبکر بسیار اهمیت داشته، و البته اسلام حضرت علی و سایرین نیز در جای خود با ارزش بوده، و اصلا صحابه با اتحاد و اجماع خود و اطاعت از دستورات خداوند و پیامبرص باعث تحکیم پایه‌های اسلام شدند، درود بر ایشان.
3) البته در خیلی از اوقات مشاهده می‌کنیم که پوسته و ظاهر آن نیز رو به نابودی است مثل وقتی که مداحی می گوید : لا إله إلا زهراء!!
4) شاید تنها عقیده صحیح ایشان همین گوسفند بودن آنهاست، چون مثل گوسفندان از دیگران تقلید می‌کنند (اگر گوسفندی به آن طرف جوی آب برود، بقیه گوسفندان هم بدان طرف می‌روند و اگر آخوندی هر مزخرفی را گفت ایشان هم قبول می‌کنند).
5) مسیلمه کذاب و یاران دیگرش سخنانی را علیه مسلمین می‌گفتند و مردم دیگر را نیز علیه مسلمین بر می‌انگیختند، سخنانی چون اینکه قریش را چه استحقاق از شما به نبوت و نه از عدد از شما بیشترند و قوت و شوکت و اموال و شهرهای شما بیشتر از ایشان است، و سجاح را موذنی بود که در اثنای بانگ نماز گفتی: أشهد أن سجاحا نبی الله!!پس اقدام به موقع و شجاعانه حضرت ابوبکر(رض) برای حفظ اسلام بسیار اهمیت دارد، ما گوشه‌ای از اوضاع آن زمان را به روایت کتاب الفتوح ترجمة محمد بن احمد مستوفی هروی(1) ، نوشتة ابن اعثم کوفی می‌آوریم، در ضمن یادآور می‌شویم که ابن اعثم شیعه بوده است(2) ، و اما متن: 
 «صدیق (رضی) مدتی بر این نسق با مسلمانان زندگانی می‌کرد تا از جوانب خبر رسید که اکثر عرب بر سر در‌گذشتند و از اسلام برگشتند، بعضی شرع محمد (ص) باز دادند، بعضی دعوی پیغمبری آغاز نهادند، گروهی حقوق بیت المال در توقف داشتند، و قومی نماز و روزه بگذاشتند، قبیله اسد روباه بازی بر دست گرفتند و بر افسانه طلیحه بن خویلد خوش گفتند، حی بنی فزاره عیینه بن حصن را پیامبر خویش ساختند، و علم کفر بر افراختند، بنوسلیم فجاه السلمی را اقتدا کرده دین محمدی رها نمودند،و بنوتمیم از ادای زکات امتناع نموده بر مالک بن نویره اجتماع نمودند، بعضی از ایشان زنی (را) به پیغمبری اختیار کردند و به فتنه و فریب سجاح بنت المنذر کار کردند، و اشعث بن قیس  بنی کنده را کنده غرور بر پای نهاد تا جان و مال بیشتر از ایشان به باد داد، اهل بحرین  خضم بن زید را مقتدا ساختند و قاعده محمدی برانداختند، عامه یمامه بر مسیلمه کذاب مجتمع شدند و به نبوت او راضی و قانع گشتند»(3) .   
پس از رسیدن این اخبار، حضرت ابوبکر (رض) خالد بن ولید (رض) را با سپاهی برای مقابله با شورشیان اعزام می کند(4)  که در محل عقرباء جنگ کردند و بسیاری از صحابه در این جنگها به شهادت رسیدند، چون ثابت بن قیس و زید بن خطاب (برادر حضرت عمر ) و دیگران(5) .   
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) از محققان قرن ششم هـ.ق.
2) ابو محمد احمدبن علی اعثم کوفی الکندی متوفی314 هـ.ق /926 م، محدث، شاعر، و مورخ شیعی بزرگ قرن سوم و چهارم هجری است.
3) الفتوح ص 9.
4) سپاه خالد را 4500 تن و سپاه دشمنان را چهل هزار تن گفته اند، و به نقلی دیگر لشکر دشمن را یکصد هزار تن و ارتش اسلام را 13 هزار تن گفته اند.
5) مسلمانان شهید شده در جنگ را 1700 تن هم گفته اند که البته میان نویسندگان اختلاف است.در اینجا پس از اینکه مقداری اوضاع و احوال آن زمان را برای خواننده گرامی روشن نمودیم می‌پردازیم به بحث پیرامون سرکوب شورش اهل رده توسط حضرت ابوبکر(رض) و صحابه، و تهمتهایی که شیعیان پیرامون این جنگها بدیشان می زنند:
روحانیون شیعه می گویند: کشتن این افراد توسط ابوبکر عملی کاملاً اشتباه بوده، و آنها فقط زکات نمی داده اند و مستحق کشته شدن نبوده اند، و وای بر آنها چرا گوینده لا اله الاالله را به قتل رسانده اند، مگر حدیث پیامبر را نشنیده بودند که نباید گوینده لا اله الا الله را کشت.
در پاسخ بدیشان: اول از همه، آیة 5 سوره توبه را می‌آوریم که در مورد برائت از مشرکین است، و در آن زمان نیز برای اتمام حجت علیه مشرکین خوانده می‌شود، خوب به متن و معنای آیه توجه کنید و به نادانی روحانیون پی ببرید:   
(فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّکَاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ).
«پس از آنکه ماههای حرام در گذشت، آنگاه مشرکان را هر جا یابید بقتل برسانید و آنها را دستگیر و محاصره کنید و هر سو در کمین آنها باشید چنانچه (از شرک) توبه کرده و نماز (اسلام) بپاداشتند و زکات دادند پس از آنها دست بردارید که خدا آمرزنده و مهربان است».
ملاحظه می کنید که در این آیه نیز به زکات ندادن مشرکین اشاره شده و حتی قتل مشرکان نیز در ابتدای آیه آمده، در ضمن در بسیاری از آیات قرآن همچون همین آیه زکات را هم‌ردیف با نماز(صلاة) قرار داده است، و این نشان دهنده اهمیت زکات در اسلام است(1) ، و از همه گذشته همانطور که اشاره شد شورش اهل رده تنها ندادن زکات نبوده، بلکه ادعای نبوت در میان چندین تن از ایشان، و همینطور عوض کردن احکام الهی و آوردن انواع بدعتهای شرک و کفر در اسلام و همچنین جمع شدن اهل ارتداد و فراخواندن دیگران بدین جمعیت برای نابودی اسلام و مسلمین و غیره... که حتی تاریخ ابن اعثم کوفی شیعه نیز به تمامی آنها اشاره کرده، همچنین تاریخهای نوشته شدة دیگر، پس شورش اهل رده خطر عظیمی برای اسلام آن زمان بوده که هنوز در اطراف پیشرفت نکرده بود و مسلمانان با ایمان نیز بیشتر منحصر به مدینه بوده اند، پس مقابله با آنها از مهمترین واجبات بوده است(2) . 
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) بماند که شیعه به زکات اهمیت نمی‌دهد و آنرا منحصر به 9 چیز می‌کند ولی در عوض یک پنجم مال مردم را به عنوان خمس و حق امام دریافت می‌کند!!
2) هیچ‌جا از تاریخ نمی خوانیم که علی، ابوبکر یا صحابه را از جنگ با اهل رده بر حذر دارد و یا ایشان را سرزنش کند  که چرا با آنها جنگیده‌اید. و اما طریقه جنگ کردن مسلمین با اهل ارتداد:
در تمامی تاریخهای ثبت شده، نامه‌ها و گفتگوهایی میان ابوبکر و خالد بن ولید و فرماندهان سپاه می‌باشد مبنی بر اینکه قبل از جنگ با اهل رده ابتدا به نصیحت کردن ایشان بپردازید و ایشان را به توبه کردن سفارش کنید (همانطور که در آیه 5 سوره توبه خواندیم) و چنانچه بر راه صحیح نیامدند آنگاه با آنها به جنگ بپردازید، نمونه این گفتگو را در اینجا می‌آوریم:
حضرت ابوبکر خطاب به خالد:
«ایشان را به ده خصلت بازخوان، و از خل