<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">علی مرتضی(رض) (بررسی و تحلیل زندگانی خلیفه چهارم)</a></body></html>1- علی پسر ابو طالب (عبد مناف)(1)  بن عبدالمطلب- که به عبدالمطلب شیبه حمد – گفته می‌شد- ابن‌هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب بن مره، ابن کعب بن لوی بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانه بن خزیمه بن مدرک بن إلیاس ابن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، پسر عموی پیامبر است که در اوّلین پدر بزرگش یعنی: عبدالمطلب بن‌هاشم به هم می‌رسند و پدرش ابوطالب برادر تنی عبدالله، پدر پیامبر است.
بعد از این که علی متولّد شد مادرش او را «أسد» نامید. چون نام پدر خودش أسد ابن‌هاشم بوده‌است، دلیل این مدعا شعری است که در جنگ خیبر می‌خواند: «من کسی هستم که مادرم مرا حیدره – که‌یکی از نامهای شیر – نامیده‌است، مانند شیر جنگل که ظاهری پر هیبت و هراسناک دارد». 
ابوطالب هنگام تولّد علی حضور نداشت و چون از سفر که برگشت، از نامی‌که مادرش انتخاب کرده بود خوشحال نشد، لذا او را علی نامید(2) . 
2- کنیه: ابوالحسن، این کنیه منسوب به پسر بزرگش حسن است که‌از فرزندان دختر رسول‎الله ‌است. کنیه دیگرش ابوتراب است. این کنیه را پیامبر(ص) برایش به کار برد و هرگاه‌او را با این کنیه صدا می‌زدند، خوشحال می‌شد. علّت نامگذاری با این کنیه‌ این بود که روزی پیامبر(ص) به خانه‌ی دختر خود فاطمه‌ آمد، علی در خانه نبود، پیامبر پرسید: پسر عمویت کجاست؟ گفت: بین ما بگو مگویی شد و از خانه بیرون رفت و برای استراحت نیمروزی (خواب قیلوله) پیش من نماند. پیامبر(ص) به یکی از یارانش گفت: ببین کجاست؟ پس از جستجو آمد و گفت: در مسجد خوابیده‌است. پیامبر (ص) به مسجد رفت و دید علی بر پهلو خوابیده و عبایش از شانه‌اش افتاده و شانه‌اش خاک آلود شده‌است. پیامبر در حالی که خاکها را پاک می‌کرد. فرمود: «ای ابوتراب برخیز! »(3) .
در روایت بخاری آمده: بخدا سوگند این کنیه را کسی جز پیامبر (ص) برایش انتخاب نکرده‌ است (4) . دیگر کنیه‌های منسوب به ایشان عبارتند از: ابوالحسین، ابوالقاسم الهاشمی‌و(5) ابوالسبطین(6)  
3- لقب او امیرالمومنین و چهارمین خلیفه‌از خلفای راشدین است. 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) نام ابوطالب عبد المناف است.
2) غریب الحدیث خطابی 170/2، خلافة علی بن ابی طالب، عبدالحمید بن علی ناصر فقیهی /18
3) مسلم ش/2409
4) بخاری ش (441-3703-3280)
5) البدایة و النهایة (223/7)
6) اسد الغابه (16/4) و منظور از سبطین حسن و حسین است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:101.txt">1- حرام بودن زکات</a><a class="text" href="w:text:102.txt">2- از رسول ‎الله ارث نمی‌برند</a><a class="text" href="w:text:103.txt">3- در اموال غنیمت و فیء خمس الخمس را دارند</a><a class="text" href="w:text:104.txt">4- درود فرستادن بر پيغمبر(ص) و اهل بيت او</a><a class="text" href="w:text:105.txt">5- بايد نسبت به اهل بيت محبّت و دوستي ويژه داشته باشيم</a></body></html> دریافت زکات و خوردنش برای آل بیت حرام است به دلیل حديث عبدالمطلب بن ربيعه که روايت مي‌كند، رسول‎ الله (ص) فرمود: «انّ الصدقة لاتنبغي لآل محمّد، انما هي اوساخ النّاس»(1) : (خوردن زكات براي آل محمّد شايسته نيست، چون چرك اموال مردم است).
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم – ش/1072.ابوبكر صديق(رض) روايت مي‌كند كه پيامبر(ص) فرمود: «لا نُورَثُ، ما تركنا صدقة»(1)  : (مال مال بعنوان ارث گرفته نمی‌شود، آنچه‌از ما به جا می‌ماند، صدقه‌است). اين حديث را ابوبكر، عمر، عثمان، علي، طلحه، زبير، سعد، عبدالرحمن بن عوف، عباس بن عبدالمطلب و همسران رسول‎ الله (ص) و ابوهريره روايت كرده‌اند، همانگونه که‌ ابن تيميه رحمه‌الله با نص صریح بیان کرده و نیز اين روايت از آنان در كتابهاي صحيح و سنن ثابت است.(2)
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاري، ش/3093 مسلم 1757.
2) منهاج السنه 4/195 – البداية و النهاية 5/252.خداوند متعال در این باره می‌فرماید:
(وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاکِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن کُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) (انفال/41).
(اي مسلمانان! ) بدانيد كه همه غنائمی‌را كه فراچنگ مي‌آوريد، ‌يك پنجم آن متعلّق به خدا و پيغمبر و خويشاوندان (پيغمبر) و‌يتيمان و مستمندان و واماندگان در راه‌ است. (سهم خدا و رسول به مصالح عامّه‌اي اختصاص دارد كه پيغمبر در زمان حيات خود مقرّر مي‌دارد‌ يا پيشواي مؤمنان بعد از او معيّن مي‌نمايد. بقيّه ‌يك پنجم هم صرف افراد مذكور مي‌شود. چهار پنجم باقيمانده نيز ميان رزمندگان حاضر در صحنه تقسيم مي‌گردد. بايد به اين دستور عمل شود) اگر به خدا و بدانچه بر بنده خود در روز جدائي (كفر از ايمان، ‌يعني در جنگ بدر، روز هفدهم ماه رمضان سال دوم هجري) نازل كرديم ايمان داريد. روزي كه دو گروه (مؤمنان و كافران) روياروي شدند (و با هم جنگيدند و گروه ‌اندك مؤمنان، بر جمع كثير كافران، در پرتو مدد الهي پيروز شدند) و خدا بر هر چيزي توانا است.
همچنین می‌فرماید:
(مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاکِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ) (حشر/7).
چيزهائي را كه خداوند از اهالي اين آباديها (بدون جنگ و خونریزی)به پيغمبرش ارمغان داشته‌است، متعلق به خدا و پيغمبر و خويشاوندان (پيغمبر) و‌يتيمان و مستمندان و مسافران در راه مانده مي‌باشد.از كعب بن عجره روايت است که گفت: از رسول‎ الله (ص) سؤال کردیم: اي رسول خدا(ص) بر شما و اهل بيت شما چگونه صلوات (درود) بفرستيم؟ زیرا خداوند نحوه‌ی سلام کردن بر شما را به ما آموخته‌است. فرمود: بگوييد: «اللهمّ صلّ علي محمّد و علي آل محمد كما صلّيتَ علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انّك حميدٌ مجيد، اللهمّ بارك علي محمّدٍ و علي آل محمّدٍ كما باركت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انّكَ حميدٌ مجيد »(1): (خداوندا بر محمد وآل محمّد درود بفرست همچنانكه بر ابراهيم و آل ابراهيم درود فرستادي، به يقين كه تو ستوده و با عظمتي، خداوند! بر محمد و آل محمد بركت ده همانگونه كه بر ابراهيم وآل ابراهيم بركت دادي، به يقين كه تو ستوده و با عظمتي).
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاري، ش337، مسلم، ش/406.اين حكم از روايت زير ثابت است که می‌فرماید:
زيد بن ارقم روايت مي‌كند كه پيامبر فرمود: «إذكركم الله في اهل بيتي، أذكركم الله في اهل بيتي، أذكركم في اهل بيتي».(1) : (شما (مسلمانان) را در رعايت حقوق اهل بيتم به نام الله سفارش مي‌كنم، سه بار تکرار فرمود).
قرطبي گويد: اين سفارش و تأكيد بسيار مهم، وجوب احترام و مح