ت و بزرگداشت اهل بيت را اثبات مي‌كند و آنقدر در این مورد تأکید شده كه هيچ عذري براي تخلّف و ترك آن نیست.(2) 
ابوبكر صديق(رض) اين سفارش پيامبر(ص) را به خوبي فهميده بود و كاملاً رعايت مي‌كرده، به همين دليل نسبت به ‌اهل بيت محبت داشت و آنها را مورد اكرام و احترام قرار مي‌داد و از مردم مي‌خواست به احترام و بزرگداشت اهل بيت توجّه داشته باشند. امام بخاري با سندش تا ابوبكر(رض) روايت مي‌كند كه فرمود: مراقب سفارش رسول خدا(ص) در خصوص اهل بيتش باشيد.(3) 
اين سفارش و دستور ابوبكر صدّيق(رض) به مسلمانان در مورد مراقبت از حقوق اهل بیت است و مراقبت هر چیز حفظ و نگهداری آن است. اين سخن ابوبكر(رض) است كه می‌فرمود: به حقوق پيامبر در رعايت حقوق اهل بيتش توجّه داشته باشيد و آنان را مورد اذيّت و آزار قرار ندهيد، به ‌آنان بدي و بي‌احترامی‌ روا نداريد.(4)  امام نووي مي‌گويد: «ارقبوا»‌يعني آن را رعايت كنيد و آنها را احترام و اكرام نماييد(5) . ابوبكر اين حقوق را خطاب به علي تأكيد كرده و مي‌گويد: سوگند به ذاتي كه جانم در دست اوست، خويشاوندان رسول ‎الله (ص) برايم از خويشاوندان و فامیلهای خودم محبوبتر و با ارزشتر است.(6) 
دوستي و محبّت نسبت به اهل بيت از اصول اهل سنّت و جماعت است؛ ابن تيميه رحمه‌الله مي‌گوید: یكي از اصول اهل سنّت اين است كه‌ ال بيت پيامبر(ص) را دوست می‌دارند و با آنها ولایت و محبت دارند و سفارش پيامبر(ص) را در حق شان رعايت مي‌كنند.(7) 
قاضي عياض مي‌گويد: ‌يكي از نشانه‌هاي دوست داشتن پيامبر(ص) اين است كه هر كس را كه پيامبر(ص) دوست داشته و تمام كساني كه به هر سببي از اهل بيتش به شمار می‌روند و صحابه ی بزرگوار او، اعم از مهاجرين و انصار و غیره را دوست داشته باشد، چون هر كس، كسي را دوست داشته باشد، دوستان او را نيز دوست مي‌دارد.(8) 
ابن كثير مي‌گويد: ما منكر سفارشهاي رسول‎ الله (ص) در مورد رعايت حقوق و احترام و بزرگداشت و دستور به رفتار نيكو با اهل بيت نبوده و نيستيم، چون آنان نسل پاكي هستند كه شريفترين خانواده‌ی روي زمين از لحاظ نسب و شرف و افتخار هستند، به ويژه زماني كه ‌آشكارا پيرو سنّت صحيح و ثابت رسول‎ الله (ص) باشند که در آن صورت همانند: عباس و فرزندانش و علي و اهل بيت و نوادگانش(رض) اجمعين از اهل حق اند.(9)  و بهترين انسانهاي روي زمين بشمار مي‌روند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم، ش2408.
2) فتح القدير منادي 3/14.
3) بخاري، ش/713.
4) فتح الباری(7/97).
5) العقیدة فی اهل البیت بین الافراط و التفریط، ص175.
6) بخاري، ش3712.
7) مجموع الفتاوي 3/407.
8) الشفاء 2/573.
9) تفسير القرآن العظيم 4/113.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:107.txt">شرح</a><a class="text" href="w:text:108.txt">در اين روايت درسها و عبرتهاست، از جمله:</a></body></html>در جنگ اُحُد مبارزه بين علي و طلحه بن عثمان كه پرچمدار مشركان بود آغاز شد، طلحه چند بار درخواست رقیب و مبارز کرد، علي بيرون آمد و خطاب به ‌او گفت: سوگند به خدا تو را رها نخواهم كرد تا خداوند تو را با شمشيرم به جهنّم پیش براند ‌يا مرا با شمشير تو راهي بهشت ‌نمايد. طولي نكشيد كه علي(رض) او را با ضربه اي از شمشير بگونه‌اي نقش بر زمين كرد كه عورتش لخت گردید و گفت: پسر عمو! تو را به خدا و پيوند خويشاوندي قسم می‌دهم! علي برگشت و او را نكشت، رسول ‎الله (ص) تكبير گفت و برخي از اصحاب به علي گفتند: چرا او را نكشتي؟ گفت: وقتي عورت پسر عمويم لخت شد مرا به پيوند خويشاوندي سوگند داد. لذا از او شرم كردم(1) .
علي بعد از دست به گریبان شدن لشکر و پس از شهادت مصعب بن عمير، پرچم را به دست گرفت و در اين جنگ عليرغم اين كه مسلمانان تلفات شديدي متحمل شدند، تعداد زيادي از مشركان نيز كشته شدند. علي در دفاع از رسول‎ الله (ص) با آزمايش و بلای سختي روبرو گرديد.(2)  او بود كه بعد از افتادن پيامبر به داخل چاله دست مباركش را گرفت.(3)  در اين جنگ بود كه تعداد قابل ملاحظه‌اي از برگزيدگان مهاجرين و انصار به شهادت رسيدند و اين امر اندوه عميقي در دل رسول‎ الله (ص) به جاي گذاشت و حتّي شخص رسول‎الله (ص) از ضربات دشمن در امان نماند، در اين جنگ چهره‌ی مبارك ايشان زخمی‌شد و فاطمه دختر پيامبر(ص) و همسر حضرت علي(رض) به مداواي زخمهاي او و قطع خون جاري از بدنشان كه ‌از صورت و ريش مبارك سرازير بود پرداختند.(4) 
در همين جنگ شجاعت و دلاوری علي بيشتر آشكار شد، آن گاه كه خبر كشته شدن رسول ‎الله (ص) شايع شد، علي به جستجو پرداخت و معتقد بود كه ديگر زندگي پس از رسول‎ الله (ص) هيچ خبري نيست و غلاف شمشيرش را شكست و چنان با خشم به دشمن حمله كرد كه راهش را باز گذاشتند تا خودش را به رسول‎ الله رساند.(5)  و در كنار ايشان ايستادگي و دفاع كرد، همانگونه كه قهرمانان از حريم خويش دفاع می‌كند، در آن روز شانزده زخم بر بدنش وارد شد.(6)  بعد از آنكه سپاه مشركان از ميدان جنگ عقب نشيني كرد، پيامبر(ص) علي را به تعقيب آنان فرستاد تا بداند مسير حركت سپاه دشمن به كدام سوي است و خطاب به علي فرمود: «در پي اينها برو و ببين چه كار می‌كنند و قصدشان چيست؟ اگر شتران را سوار شدند و اسبها را ‌يدك كشيدند، بدان كه قصدشان مكّه‌ است و اگر سوار بر اسبها شدند و شتران را بدون سوار گذاشتند، بدان كه می‌خواهند به مدينه حمله كنند، سوگند به ذاتي كه جانم در دست اوست اگر آهنگ مدينه كنند، با سرعت هر چه تمام‌تر به سوي آنها خواهم شتافت و با تمام توان با آنان خواهم جنگيد». علي (رض)می‌گويد: به دنبالشان رفتم ببينم چه كار مي‌كنند. ديدم شتران را سوارند و اسبها را‌ يدك می‌كشيدند و رو به سوي مكّه كردند.(7)  علي رفت و خبر سپاه مكّه را به رسول‎ الله ‌داد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السيره‌الحلبیّة 2/497 – 498.
2) البداية و النهاية 7/224.
3) السيرة النبوية ابن هشام 3/89..
4) بخاري، ش4075.
5) مسلم با شرح نووي 12/148.
6) مسند ابی یعلی. 1/415-1416 اسناد آن حسن است، خلافة علي عبدالحميد فقيهي ص39.
7) البداية و النهاية 4/41.- شجاعت رسول ‎الله (ص)، چرا كه داخل صفوف و سپاهيان دشمن در محاصره‌اي تنگ قرار گرفته بود، تا حدّي كه علي(رض) با تلاشي فراوان نتوانست خودش را به ‌او برساند. علي(رض) پس از اينكه رسول‎ الله (ص) را پيدا كرد، ديد در قلب سپاه دشمن با آنها مي‌جنگد و زخمهاي متعددي بر بدن مبارك ايشان وارد شده ‌است.
- پيامبر(ص) با هوشياري و مراقبت دقيق، تحركات دشمن را دنبال مي‌كرد و مسائل جاري را مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌داد و به پيامدهاي كار دشمن توجّه داشت.
- نيروي بلند و والای روحيه‌ ايشان در اعلام آمادگي براي جنگ با مشركان در صورت حمله به مدينه به خوبي آشكار می‌شود.
- اين روايت بيانگر اين است كه رسول ‎الله (ص) به علي اعتماد كامل داشته‌است و شناخت ايشان از معدن مردان بزرگ به جا و صحيح بوده ‌است.
- جوانمردي و رعايت مکارم اخلاق در عملكرد علي آنگاه كه پس ا