میر المؤمنین علی ابن ابی طالب رضی الله عنه چند چیز را در بردارد: 
الف– گشت زنی ایشان فقط منحصر به زیر نظر داشتن و توجیه نبود، بلکه ‌او به مردم کمک می‌کرد فرد گم‌گشته را راهنمایی می‌نمود و ضعیف را یاری می‌داد، کسی که خودش چنین می‌کند سخنان و راهنمایی‌های او بیشتر در مردم اثر می‌گذارد.
ب– او در توجیه و توصیه‌های خود به تقوای الهی و معامله درست اشاره می‌کرد و گاهی با تلاوت قرآن آنها را موعظه می‌نمود، چون هرکس که تقوای الهی را رعایت کند با مردم به خوبی تعامل و داد و ستد می‌نماید و از فریب دادن آنها دوری می‌جوید.
ج- از ظلم در معاملات جلوگیری می‌کرد و حق را به صاحب آن برمی‌گرداند، چنانکه وقتی صاحب کنیز او را به خرید خرما اجازه نداده بودند و در واقع او اختیاری نداشت. به فروشنده فرمود: خرما را پس بگیرید 
د- از انواع فریب کاری‌هایی که در بازارها انجام می‌شود از قبیل در آوردن مغز استخوان گوشت نهی می‌کرد.
ه-- برخی از احکام و آداب متعلق به معامله را بیان می‌کرد که برخی عبارتند از: نهی از سوگند خوردن در معامله و علت آن این است که سوگند خوردن کالا را به فروش می‌رساند اما برکت آن را از بین می‌برد، چنان که‌ از رسول خدا (ص) روایت شده ‌است که فرمود: سوگند خوردن کالا را به فروش می‌رساند و برکت را از بین می‌برد.(5) 
 تشویق به کمک به مستمندان، چون این به در آمد می‌افزاید.
نهی از فروختن ماهی خود مرده‌ای که روی آب قرار دارد تا با ماهی تازه‌ای که شکار شده قاطی نشود.
امیر المؤمنین در آن جا که حضور داشت خودش به جستجو و بررسی امور بازرگانان می‌پرداخت و در دیگر جاها فرمانداران و کارگزارانش را به این کار امر می‌نمود و تاجر خوب را مورد تمجید و ستایش قرار می‌داد و تاجری را که بعد از نهی مرتکب اشتباهی می‌شد تنبیه می‌کرد بدون آن که در مجازات او افراط کرده باشد، (6)  او رهنمودهای مفید و نواهی بازدارنده‌ای داشت که مردم را به انجام محاسن اخلاقی و پایبندی به احکام شریعت تشویق می‌نمود، برخی از توجیهات او عبارتند از:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البدایة و النّهایة 8/390-391
2) الدر المنثور سیوطی 6/444، البدایة و النّهایة 8/5
3) السنة ص 352 تحقیق د. عطیه زهرانی ص 352
4) الریاض النضرة فی مناقب العشرة ص 690
5) بخاری البیوع 2/85
6) الدوراسیاسی للصفرة فی صدر الاسلام ص 202.امیر المؤمنین علی (رض)به مردمانی که زنانشان را از رفتن به بازار و قاطی شدن با کفار منع نمی‌کردند، اعتراض می‌کرد و گفت: آیا حیا نمی‌کنید و غیرتتان به جوش نمی‌آید؟ به من گزارش شده که زنان شما به بازار می‌روند و با کفار قاطی می‌شوند.(1)
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد 2/254، 255 احمد شاکر آن را صحیح دانسته‌استعلی(رض) در حالی که شلاق در دست داشت و عبایی براو بود وارد بازار می‌شد و می‌گفت: ای تاجران حق را بگیرید و حق را بدهید در امان می‌مانید، سود کم را رد نکنید که ‌از سود زیاد محروم می‌شوید و به مردی نگاه کرد که داستان سُرایی می‌کرد، به او گفت: آیا داستان می‏سرایی در حالی که فاصله‌ی ما با زمان پیامبر(ص) نزدیک است، از تو می‌پرسم اگر جواب مرا گفتی که خوب، واگر نه با این شلاق تو را چنان می‌زنم که زمین بیفتی، بگو ثبات و زوال دین چیست؟ او گفت: دین با پرهیزگاری ثابت و ماندگار می‌شود و با طمع ورزی از بین می‌رود، گفت: آفرین، قصه بگو که ‌افرادی چون تو می‌توانند قصّه سُرا باشند.(1)
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المنتظم فی تاریخ الملوک ابن جوزی 5/70امیر المؤمنین علی بن ابی طالب(رض) گفت: هر کس قبل از آگاهی از دین تجارت کرد به راستی که در رباخواری افتاده، باز در آن افتاده و باز در آن افتاده ‌است،(1)  
 فاروق(رض) کسی را که- جهت تجارت- در بازار می‌نشست و احکام را نمی‌دانست شلاق می‌زد و می‌گفت: کسی که‌احکام ربا را نمی‌داند در بازار ما ننشیند(2)  و می‌گفت: کسی در بازار ما معامله نکند مگر آگاه به احکام عامله باشد و اگر بدون آگاهی از احکام به داد و ستد بپردازد خواسته ‌یا ناخواسته رباخواری می‌کند،  .(3)
خلفا به همه‌ امور حکومت توجه داشتند و توجّه به هیچ قسمتی سبب بی‌توجهی به قسمتی دیگر نمی‌شد، بنابراین وضعیت همواره در کنترل حاکم بود، خلفا برای تاجران قواعدی که شایسته بازار بود و داد و ستد را نظم می‌داد و ثبات بازار را تضمین می‌کرد، وضع می‌کردند، بنابراین کلاهبرداری و فریب دادن و احتکار و ایجاد بازار سیاه و سبز پیش نمی‌آمد و آنچه را که در دنیای تجارت جایز و آنچه را که ناجایز است می‌دانستند، امروز می‌توان با تشکیل کلاس‌هایی در مساجد به خصوص مساجدی که وسط بازارها هستند تاجران را از فقه تجارت آگاه کرد و باید با نوشتن کتابچه‌های کوچک و نوارها احکام و مسائل مربوط به تجارت را به تاجران آموخت و امور ذیل را بیان کرد: 
*- نمونه‌های منتخبی از تجّار مسلمین که دوستدار دین بوده و خدا و پیامبر را با اموالشان یاری کرده‌اند.
*- بیان اهمیت آخرت، تا آنها خیر هر دو جهان را بیاندوزند. 
*- علما و طلاّب وظیفه بزرگی در آگاهی بخشیدن به این بخش بزرگ جوامع اسلامی‌دارند و حرکت‌های اسلامی‌هم باید آموختن فقه تجارت را به فرزندان حرکت فراموش نکنند.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بستان العارفین ص 250
2) نظام الحکومه‌الاسلامیه کتانی 2/17
3) منبع سابققضیه‌ی محل تجارت در بازار مطرح شد و علی بن ابی طالب(رض) در بازار کوفه چنین داوری کرد که هر کس قبل از دیگران به جایی رفت در آن روز تا وقتی در آن جاست از دیگران به آن مستحق‌تر است و وقتی او آن جا را ترک کرد، آن محل متعلق به هرکسی است که در آن قرار گیرد، اصبع بن نباته می‌گوید: همراه با علی بن ابی طالب (رض) به بازار رفتم، دید که ‌اهل بازار جاهایشان را حصار کشی و تصرف کرده‌اند، گفت: این چیست؟ گفتند: اهل بازار جاهای خود را حصار کشی کرده‌اند، گفت آنها حق چنین کاری را ندارند، بازار مسلمین همچون محل نماز مسلمین است، هرکسی قبل از دیگران به جایی آمد در آن روز به او تعلق دارد تا وقتی که‌او آنجا را ترک می‌کند و تا فرمانداری مغیره بن شعبه از این قاعده پیروی می‌شد، وقتی زیاد بن ابیه در سال(69 ه-) به فرمانداری رسید چنین دستور داد که هر کسی که در جایی نشسته ‌است تا وقتی که ‌آن جا نشسته‌ از دیگران به‌آن جا محق‌تر است.(1)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الاموال ابی عبید ص 123، الحیاة الاقتصادیة ص 115.امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (رض) در مورد احتکار خوراک گفت: کسی که خوراکی وارد می‌کند، خداوند به او روزی می‌دهد و احتکار کننده گناهکار و ملعون است، (1)  امیر المؤمنین دستور داد اموال احتکار شده را بسوزانند.
 حافظ بن ابی شیبه از حکم روایت می‌کند که گفت: علی (رض) را خبر کردند ک