 شد كه براي منافقان فرصتي فراهم شود تا كينه‌ها و نفاقي را كه در دل داشتند آشکار كنند و درباره علي چیزهایی بگویند كه موجب ناراحتي و آزار ايشان شود، از جمله گفتند: علی به خاطر تنبلی و تن پروری در مدينه گذاشته شده، اين رفتار و گفتار نادرست منافقان، نشانه‌ي بارزي از نفاق دروني آنها بود. در روايت صحيح امام علي(رض) مي‌گويد: «سوگند به ذاتي كه دانه را شكافت و جان را آفريد، پيامبر(ص) به من فرمود: فقط مؤمنان مرا دوست مي‌دارند و بجز منافق كسي نسبت به من بغض و كينه نخواهد داشت»(2) .
اينجا بود كه علي خودش را به سپاه پيامبر(ص) رساند و خواست با آنها در جنگ شركت كند و خطاب به پيامبر (ص) فرمود: آيا مرا در ميان زنان و كودكان می‌گذاري؟! پيامبر فرمودند: «ألا ترضى أن تكون مني بمنزلة‌ هارون من موسى، غير أنه لا نبي بعدي»(3) : (خشنود نيستي كه برايم همانند ‌هارون براي موسي باشي؟ با اين تفاوت كه بعد از من پيامبري نخواهد آمد).
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المرتضي ندوي ص 55.
2) صحیح مسلم ش/78.
3) بخاری، ش 2404.برنامه‌هاي ترتيبي و ساختار حكومتي در دوران پيامبر(ص) به صورت پياپي و مستمر در تمام زمينه‌ها و ميادين اعم از اعتقادي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي، نظامي، عبادي و غیره ‌ادامه داشت، با اين حال فريضه‌ي حج در سالهاي پيش از اين به صورت عملي به مرحله ‌اجرا در نيامده بود و در سال هشتم هجري بعد از فتح مكّه عتاب بن اسيد با عنوان امير مكلف شده بود تا مراسم حج را انجام دهد؛ وي با مسلمانان مراسم حج را انجام داد، امّا حج مسلمانان از حج مشركان قابل تشخيص نبود(1) ، وقتی مراسم حج به پايان رسيد، رسول ‎الله (ص) خواست سال بعد هم به حج برود، امّا فرمود: «مشركان عريان می‌آيند و کعبه را طواف می‌كنند، لذا دوست ندارم به حج بروم). اين در سال نهم هجری بود، به ‌اين ترتيب تعداد زيادي از صحابه همراه ‌ابوبكر صدیق(رض) كه‌ امير كاروان حج بود به حج رفتند(2)  و با خودشان قرباني بردند. بعد از رفتن ابوبكر با كاروان حج سوره‌ي برائت (توبه) نازل گردید، پیامبر(ص) علي را خواست و دستور داد به ‌ابوبكر بپیوندد، علي با شتر پیامبر (ص) راهی سفر شد و در ذوالحليفه به ابوبكر پيوست، ابوبكر(رض) كه ‌او را ديد گفت: به عنوان امير كاروان فرستاده شده‌اي‌يا مأمور؟ گفت: مأمور و به راهشان ادامه دادند. ابوبكر(رض) حج را در همان مكانهايي كه در جاهليّت انجام مي‌دادند، انجام داد و حج اين سال- طبق روايات صحيح- در ماه ذي الحجّه بود نه در ذي القعده.
ابوبكر صديق(رض) با ايراد سخنراني در روزهاي ترويه و عرفه (هشتم و نهم) و روز قرباني و روز بازگشت به مردم روش انجام مناسك حج، اعم از وقوف عرفه، إفاضه، قربانی، بازگشت از سرزمین مني و رمی‌جمرات را آموزش مي‌داد و در همه جا علي پس از ابوبكر در جايگاه قرار مي‌گرفت و آيات اوّل سوره‌ي برائت را تلاوت می‌نمودند، سپس چهار مسأله را به مردم گوشزد می‌كردند:
1- تنها كساني وارد بهشت مي‌شوند كه به خدا و رسولش ايمان داشته باشند. 
2- از امسال به بعد هيچ كس حق ندارد به صورت عريان خانه‌ی خدا را طواف كند.
3- هر كس با پيامبر عهد و پیمان دارد، پايان عهد مدّت تعيين شده ‌است و ديگر تمديد نخواهد شد.
4- پس از اين سال ديگر مشركان حق ندارند با مسلمانان در مراسم حج شركت داشته باشند(3)  و ابوبكر صديق به گروهي از صحابه دستور داد علي را در اجراي اين امر مهم‌ياري دهند(4)  و اين پيام را به گوش تمام مردم برسانند.
ترديدي نيست كه نزول آيات نخست سوره‌ي برائت تصويري از مرز جدايي بين بت‌پرستان و مسلمانان را به نمايش مي‌گذارد و حج آنان را ممنوع و با آنان اعلام جنگ مي‌كند.(5)  
خداوند متعال مي‌فرمايد: 
(بَرَاءةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِکِينَ(1) فَسِيحُواْ فِي الأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُواْ أَنَّکُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللّهِ وَأَنَّ اللّهَ مُخْزِي الْکَافِرِينَ(2) وَأَذَانٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الأَکْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِيءٌ مِّنَ الْمُشْرِکِينَ وَرَسُولُهُ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّکُمْ وَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّکُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللّهِ وَبَشِّرِ الَّذِينَ کَفَرُواْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ(3)) (توبه/1-3).
(اين، اعلام) بيزاري خداوند و پيغمبرش از مشركاني است كه شما (مؤمنان توسّط فرستاده خدا، فرمانده كلّ قوا) با آنان پيمان بسته‌ايد (و ايشان آن را به دلخواه شكسته‌اند و به دشمنان اسلام پيوسته‌اند. به آنان چهار ماه فرصت داده مي‌شود كه در اين فاصله‌يا به ‌اسلام بگروند‌يا سرزمين عربستان را ترك كنند و‌يا اين كه ‌آماده نبرد با مسلمانان شوند). پس (اي مؤمنان! به كافران بگوئيد:) آزادانه چهار ماه در زمين بگرديد (و از آغاز عيد قربان سال نهم هجري، ‌يعني روز دهم ذي‌الحجّه همان سال تا روز دهم ماه ربيع‌الآخر ق. سال بعدي، ‌يعني سال دهم هجري، به هر كجا كه مي‌خواهيد برويد و بگرديد) و بدانيد كه شما (در همه حال و همه‌ آن، مغلوب قدرت خدائيد و از دست او نجات پيدا نمي‌كنيد و) هرگز نمي‌توانيد خدا را درمانده كنيد و بيگمان خداوند كافران را خوار و رسوا مي‌سازد. اين اعلامی‌است از سوي خدا و پيغمبرش به همه مردم (كه در اجتماع سالانه ايشان در مكّه) در روز بزرگترين حجّ (يعني عيد قربان، توسّط امير مؤمنان علي‌بن ابيطالب و به اميرالحاجي ابوبكر صديق بر همگان خوانده مي‌شود) كه خدا و پيغمبرش از مشركان بيزارند و (عهد و پيمان كافران خائن را ارج نمي‌گذارند. پس اي مشركانِ عهدشكن بدانيد كه) اگر توبه كرديد (و از شرك قائل‌شدن براي خدا برگشتيد) اين براي شما بهتر است و اگر سرپيچي كرديد (و بر كفر و شرك خود ماندگار مانديد) بدانيد كه شما نمي‌توانيد خداي را درمانده داريد و (خويشتن را از قلمرو قدرت و فرماندهي او بيرون سازيد. اي پيغمبر! همه) كافران را به عذاب عظيم و سخت دردناكي مژده بده.
خداوند كساني را كه با پيامبر عهد و پيمان بسته بودند تا پايان مدّت تعيين شده مهلت داد و در اين باره مي‌فرمايد: 
(إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِکِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوکُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُواْ عَلَيْکُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّواْ إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ) (توبه/4).
امّا كساني كه ‌از مشركان با آنان پيمان بسته‌ايد و ايشان چيزي از آن فروگذار نكرده‌اند (و پيمان را كاملاً رعايت نموده‌اند) و از كسي بر ضدّ شما پشتيباني نكرده (و او را‌ياري نداده‌اند)، پيمان آنان را تا پايان مدّت زماني كه تعيين كرده‌اند محترم شماريد و بدان وفا كنيد. بيگمان خداوند پرهيزگاران (وفاكننده به عهد) را دوست مي‌دارد.
همانگونه خداوند به مشركاني كه هيچ عهد و پيماني با پيامبر نداشتند تا پايان ماههاي 