ته باشد، دستش قطع نمی‌شود، (2)  از زیدبن ثابت بن دثار روایت است که مردی را نزد علی(رض) آوردند که ‌از اموال خُمس دزدی کرده بود، علی(رض) فرمود: او در این خُمس سهمیه دارد و دستش را قطع نکرد. شعبی از علی(رض) روایت می‌کند که می‌گفت: هر کسی از بیت المال دزدی کند دستش قطع نمی‌شود.(3)  
ج- دزدیدن انسان آزاد
از دیدگاه علی(رض) هر کسی بچه ‌آزادی غیر برده را دزید، به مجازات آن دستش قطع می‌شود. از ابن جُریج روایت است که گفت علی(رض) دست کسی را که فرد آزادی را فروخته بود قطع کرد و گفت: فرد آزاد برده قرار نمی‌گیرد، (4)  چون ارزش انسان از مال بیشتر است، پس به طریق اولی دست کسی که‌ انسانی را می‌دزدد قطع می‌شود. 
د- برده‌ای که‌از مال آقایش دزدی می‌کند
از دیدگاه علی(رض) اگر برده‌ای از اموال صاحب و آقایش سرقت کند، دستش قطع نمی‌شود و از حَکَم روایت است که علی(رض) گفت: اگر غلام من از مالم دزدی کند دستش را قطع نمی‌کنم.(5)  
ه- - ثابت کردن سرقت
ابن قدامه نقل می‌کند که‌از دیدگاه علی(رض) جرم سرقت با شهادت دو شاهد یا دوبار اعتراف کردن سارق ثابت می‌شود(6)  و از عکرمه بن خالد روایت است که گفت: علی(رض) دست هیچ دزدی را قطع نمی‌کرد مگر آن که گواهان می‌آمدند و علیه ‌او گواهی می‌دادند و اگر گواهی می‌دادند دستش را قطع می‌کرد و اگر از دادن شهادت امتناع می‌ورزیدند او را رها می‌کرد. یکبار دزدی را آوردند و علی(رض) او را زندانی کرد و فردای آن روز او و دوگواه را فراخواند، گفتند: یکی از گواهان حاضر نشده ‌است، آنگاه علی(رض) دزد را آزاد کرد و دستش را قطع نکرد.(7)  قاسم بن عبدالرّحمن و او از پدرش روایت می‌کند که مردی نزد علی(رض) آمد و گفت: من دزدی کرده‌ام، علی(رض) بر او پرخاش کرد و به او ناسزا گفت: او بازهم گفت: من دزدی کرده‌ام، علی(رض) فرمود: دستش را قطع کنید او دوبار علیه خودش گواهی داده ‌است، دستش را در گردنش آویزان کنید.(8)  
و- کشف دزد قبل از سرقت
از دیدگاه علی(رض) اگر دزد قبل از آن که کالا را از مکان محفوظ بردارد دستگیر شود، دستش قطع نمی‌شود، حارث از علی روایت می‌کند که مردی را آوردند که خانه‌ای را سوراخ کرده بود و در همان حالت دستگیر شده بود و علی دستش را قطع نکرد، (9)  در لفظ دیگر این اضافه شده که‌او را چند ضربه شلاق به عنوان تعزیر زد.(10)  
ز- تکرار دزدی
از دیدگاه علی(رض) هر کسی دزدی کند دست راستش قطع می‌شود، اگر برای بار دوّم دزدی کند پای چپش قطع می‌شود و اگر برای بار سوّم دزدی کند تعزیر می‌شود و دست دیگر و پای دیگرش قطع نمی‌شود، این نظریه را ابن منذر و غیره‌از علی (رض) نقل کرده‌اند، (11)  و از عبدالله بن سلمه روایت است که دزدی را نزد علی آوردند ایشان دست او را قطع کرد، باز برای بار دوم او دزد کرده بود و او را نزد علی(رض) آوردند، آنگاه علی(رض) پایش را قطع کرد، باز برای بار سوم او را آوردند آنگاه علی گفت: اگر دست دیگرش را قطع کنم صورتش را با چه پاک کند و با چگونه غذا بخورد؟ سپس گفت: اگر پایش را قطع کنم با چه راه می‌رود؟ من از خدا شرمم می‌آید، عبدالله بن سلمه می‌گوید: آنگاه علی(رض) او را شلاق زد و برای همیشه‌ او را به زندان انداخت.(12)  از مغیر و شعبی روایت است که گفتند: علی (رض) می‌گفت: اگر دزد چند بار دزدی کرد، یک دست و یک پایش قطع می‌شود و اگر باز هم دزدی کرد زندانی می‌شود، (13)  و شعبی می‌گوید: علی فقط یک دست و یک پا را قطع می‌کرد و اگر دزد بعد از این دزدی می‌کرد زندانی و تنبیه می‌شد و علی(رض) می‌گفت: من از خدا شرم می‌کنم که برای دزد دستی نگذارم که با آن غذا بخورد و استنجاء و طهارت کند.(14)  
ح- قطع کردن دست و آویزان کردن آن
 از دیدگاه علی(رض) مستحب است که دست دزد وقتی قطع می‌شود بعد از آن به گردنش آویزان گردد، (15)  از حجیه بن عدی روایت است که می‌گوید: علی(رض) دست دزد را قطع و آنها را زندانی می‌کرد و وقتی بهبودی می‌یافتند آنها را از زندان بیرون می‌آورد و می‌گفت: دست‌هایتان را به سوی خدا بلند کنید و آنها دست‌هایشان را بلند می‌کردند، می‌گفت: چه کسی دست‌هایتان را قطع کرده‌است؟ می‌گفتند: علی(رض) سپس می‌فرمود: چرا؟ می‌گفتند: چون دزدی کرده‌ایم، سپس می‌گفت: بار خدایا گواه باش، بار خدایا گواه باش(16)  و دست قطع شده را در روغن داغ می‌زد تا خون ریزی نکند و زودتر بهبود یابد، مبادا زخم عفونت کرده و به دیگر قسمتهای بدن سرایت کند و فرد تلف شود.(17)  
یکی از اهداف شریعت اسلامی‌حفظ و صیانت از اموال مردم است، آن مالی که مایه‌ی دوام و استواری زندگی است و تمام عوامل و وسایل گرفتن مال را بدون حق شرعی حرام کرده و نیز ممنوع و حرام نموده و هر کس که مرتکب این جرم شود و سرقت بر او ثابت گردد، اسلام حد و مجازات سرقت اجراء می‌کند، چنان که خداوند متعال می‌فرماید:(وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا کَسَبَا نَکَالاً مِّنَ اللّهِ) (المائده/ 38)
دست مرد دزد و زن دزد را به كيفر عملي كه‌انجام داده‌اند به عنوان ‌يك مجازات الهي قطع كنيد.
خلفای راشدین این احکام را اجرا کرده‌اند.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) کنز العمال 13911، فقه‌الامام علی 2/810
2) فقه‌الامام علی 2/811
3) مصنف عبدالرزاق 18871
4) منبع مذکور/ ش 18806
5) مصنف ابن ابی شیبه 10/202
6) المغنی 8/279
7) مصنف عبدالرزاق 18779، 13908
8) مصنف ابن ابی شیبه 9/477
9) مصنف ابن ابی شیبه 9/477
10) کنز العمال 13911، فقه‌الامام علی 2/817
11) المحلی 3/354، المغنی 8/264
12) البدائع 9/4373، فقه‌الامام علی 2/818
13) مصنف عبدالرزاق ش 18764
14) مصنف عبدالرزاق ش 18764
15) فقه‌الامام علی 2/821
16) کنز العمال 1342
17) فقه‌الامام علی 2/821شریعت اسلامی‌به خاطر حفاظت و صیانت جان مردم و جلوگیری از مفاسدی که قتل و خون ریزی به دنبال دارد احکام قصاص را تشریع کرده، چنان که خداوند متعال می‌فرماید: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَيْکُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى) (البقره/ 178)
اي كساني كه‌ايمان آورده‌ايد! درباره كشتگان، (قانون مساوات و دادگري) قصاص بر شما فرض شده‌است.
 و می‌فرماید: (وَلَکُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ) (البقره/ 179) 
ای صاحبان خرد! برای شما در قصاص، حیات و زندگی است. 
و می‌فرماید: (وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا) (الاسراء/ 33) 
هر کس که مظلومانه کشته شود، به صاحب خون او (این) قدرت را داده‌ایم (که با مراجعه به قاضی، قصاص خود را درخواست و قاتل را به مجازات برساند).لی نباید او هم در کشتن اسراف کند بیگمان صاحب خون یاری شونده‌است.
 و اینک بخشی از احکام مربوط به قتل و قصاص و جنایت‌ها از دیدگاه علی(رض) ذکر می‌شود: 
الف- مشارکت در قتل عمد
از دیدگاه علی (رض) اگر گروهی جمع شوند و یک نفر را به قتل برسانند، همه در مقابل او کشته می‌شوند و از ایشان روای