لی 2/836
5) فقه‌الامام علی 2/838
6) الخلافة الراشده، یحیی الیحیی ص 502
7) فقه‌الامام علی 2/841
8) مصنف ابن ابی شیبه 9/259
9) فقه‌الامام علی 2/841
10) مصنف ابن ابی شیبه 9/559
11) فقه‌الامام علی 2/842
12) منبع مذکور 2/842
13) مصنف عبدالرزاق 8400
14) فقه‌الامام علی 2/843
15) مصنف ابن ابی شیبه 9/409
16) مصنف عبدالرزاق 18461
17) فقه‌الامام علی 2/844
18) منبع سابق.
19) المحلی 10/505 و فقه‌الامام علی 2/844.
20) مصنف ابن ابی شیبه 9/377
21) مصنف ابن ابی شیبه 9/377
22) فقه‌الامام علی 2/846
23) کنز العمال 86/40
24) فقه‌الامام علی 2/846
25) فقه‌الامام علی 2/847
26) مصنف عبدالرزاق 18047
27) مصنف عبدالرزاق 18046
28) فقه‌الامام علی 2/847
29) فقه‌الامام علی 2/848
30) منبع سابق.
31) مصنف ابن ابی شیبه 9/342
32) فقه‌الامام علی 2/848
33) المحلی ش 252، عصرالخلافة امرا شده عمری 151
34) عصرالخلافة الراشده ص 151
35) الطرق الحکیمة ص 56، القضاء فی الاسلام ص 154
36) القضاء فی الاسلام ص 154
37) المغنی 9/362، 367، الطرق الحکیمه ص 50، عصرالخلافة الراشد ص 153
38) مصنف ابن ابی شیبه 9/128
39) الام 7/177
40) فقه‌الامام علی 2/853
41) سنن ابن ماجه ش 3633
42) فقه‌الامام علی 2/854
43) منبع سابق /855
44) مصنف عبدالرزاق 18494
45) مصنف ابن ابی شیبه 9/231
46) المغنی 8/5
47) فقه‌الامام علی 2/860
48) مصنف ابن شیبه 9/193
49) مصنف عبدالرزاق 17693اگر در مورد یک گناه و جرم حد شرعی مقرّر نشده بود و در اسلام مجازات مشخصی وجود نداشت، امیر المؤمنین علی(رض) او را ادب می‌کرد و با تنبیه نمودن او را از گناهش باز می‌داشت و از آنجا که مجازات بر گناه‌اندازه‌ی مشخصی ندارد، امیرالمؤمنین به تناسب گناه فرد را مجازات می‌کرد و هر چند گناه بزرگتر بود، ایشان مجازات بزرگتری در نظر می‌گرفت و بر حسب نوع گناه و حالت گناهکار امیرالمؤمنین از وسیله‌های تعزیری و تنبیهی متعددی استفاده می‌نمود، از آن جمله به عنوان مثال برخی عبارتند از:
1- زدن با دست
 عمر بن خطاب(رض) و علی (رض) مشغول طواف کعبه بودند، ناگهان مردی نزد عمر(رض) آمد و گفت: ای امیرالمؤمنین حق مرا از علی بن ابی طالب(رض) بگیر، عمر گفت: او چه کار کرده؟ مرد گفت: سیلی بر چشم من زده‌است، آنگاه عمر(رض) ایستاد، تا اینکه علی(رض) به او رسید، گفت، ای ابالحسن ایا بر چشم این سیلی زده‌ای؟ علی(رض) گفت: آری، ای امیرالمؤمنین، عمر گفت: چرا؟ گفت: چون او را دیدم که در حالت طواف نگاهش را متوجه زنان مسلمین کرده، آنگاه عمر گفت: خوب کرده‌ای ای ابالحسن.(1) 
2- شلاق زدن
علی(رض) با زدن شلاق مجرمان را تعزیر می‌کرد، از آن جمله نجاشی شاعر را که در ماه رمضان شراب نوشیده بود شلاق زد و گفت: این بیست شلاق را اضافه بر مجازات شرابخواری به خاطر آن به تو می‌زنم که در رمضان روزه نبوده‌ای.(2) 
3- معرفی کردن به مردم
علی بن ابی طالب(رض) گناهکار را به مردم معرفی می‌کرد، همانگونه که کسی را که به دروغ گواهی می‌داد به مردم معرفی می‌کرد و این به مصلحت جامعه بود تا دوباره کسی گواه گرفته نشود که گواهی او موجب تلف شدن حق مردم می‌شود. علی بن حسین می‌گوید: هر گاه علی(رض) گواهی را دستگیر می‌کرد که به دروغ گواهی داده بود او را نزد قبیله‌اش می‌فرستاد و می‌گفت: این کسی است که به دروغ گواهی می‌دهد او را بشناسید و او را به دیگران معرفی کنید، آنگاه پس از این کار آن فرد را رها می‌کرد.(3)  و زیدبن علی از پدرش و او از جدش و او از علی(رض) روایت می‌کنند که‌ ایشان(رض) فردی را که به دروغ گواهی داده بود دستگیر و تعزیر کرد و او را در محله‌اش گرداند و مردم را نهی کرد از اینکه ‌او را در چیزی گواه بگیرند.(4)  
4- زندانی کردن
گاهی امیرالمؤمنین علی(رض) با زندانی کردن افراد را مجازات می‌کرد، از آن جمله نجاشی شاعر را که شراب خورده بود و در ماه رمضان روزه نبود، زندانی کرد.(5)  
5- بستن پاها با زنجیر در زندان
امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (رض) افراد فاسد را در زندان زنجیر می‌کرد و این زنجیرها قفل داشتند و افرادی را مقرر می‌کرد که به هنگام نماز از یک طرف زنجیر‌ها را باز کنند.(6)  
6- فرو بردن در آلودگی‌ها
مردی را در رختخواب زنی یافتند و او را نزد علی(رض) آوردند، فرمود: او را ببرید و از قسمت جلو او را در جایی آلوده فرو ببرید، چون در جای بدتری از این رفته‌ است.(7)  
7- قتل و اعدام
از دیدگاه علی(رض) اگر جنایت بزرگ و دارای تأثیر مهم باشد، تعزیر گاهی به کشتن هم می‌رسد، مثل جعل و ساخت احادیث به نام پیامبر (ص)، چون این کار سبب می‌شود تا چیزهائی وارد دین کردند که در حقیقت از دین نیستند و موجب انحراف مردم از دین صحیح می‌شود، (8)  بنابراین علی(رض) می‌گفت: هر کسی دروغ بگوید و به پیامبر نسبت دهد گردنش زده می‌شود.(9)  
8- نابود کردن وسایل جرم و جنایت
ربیعه بن زکار می‌گوید: علی بن ابی طالب (رض)به روستایی نگاه کرد و گفت: اسم این آبادی کجاست؟ گفتند: این قریه زراره (10)  نامیده می‌شود که در آن شراب درست می‌شود و فروخته می‌شود، آنگاه علی(رض) فرمود: آن را آتش بزنید چون چیزهای پلید یکدیگر را از بین می‌برند و آن قریه را آتش زدند.(11)  امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(رض) در این قریه شراب‌ها و مواد و ادوات ساخت آن سوزاند و از بین برد.(12)  
امیر المؤمنین علی(رض) با اجتهادات خویش در زمینه‌ی قصاص و حدود و امور جنایی و تعزیر در مؤسسه قضایی تأثیر به سزایی گذاشت، همانطور که‌ایشان(رض) از سویی در تحول در مراکز فقهی با اجتهادات خویش که نشانگر آگاهی فراوان و عمیق و بر خورداری از دانش و فقه و درک و فهم اهداف شریعت اسلامی‌می‌باشد سهم به سزایی داشت. 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الریاض النظرة فی مناقب العشرة 2/165
2) موسوعة فقه علی، قلعجی ص 153
3) منبع گذشته ص 149
4) منبع مذکور ص 148
5) مصنف ابن ابی شیبه 10/36
6) موسوعة فقه علی، قلعجی ص 156
7) منبع سابق ص 154
8) منهج علی بن ابی طالب فی الدعوة الی الله ص 324
9) موسوعة فقه علی ص 154
10) محله‌ای بود در کوفه که‌اسلم زراره بن یزیدبن عمر از قبیله بنی بکار بر آن گذاشته شده بود.
11) کنز العمال 13744، ابوعبید، الاموال ص 103
12) منهج علی فی الدعوة الی الله ص 325<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:345.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:346.txt">1- اصحاب بطور مستقیم از پیامبر(ص) فرا می‌گرفتند</a><a class="text" href="w:text:347.txt">2- سلیقه و سرشت عرب بودن آنها</a><a class="folder" href="w:html:348.xml">3- بهره مندی ازاخلاص و تقوای فراوان</a></body></html>علمای اصول در مورد مذهب صحابی بحث بررسی لازم به عمل آورده‌اند و اذعان کرده‌اند به اینکه مذهب صحابی از دلایل مورد اختلاف است. ابن القیّم می‌گوید: ائمه‌ی چهارگانه بر این اجماع کرده‌اند که مذهب صحابی حجّت است.(1) اصحاب پیامبر(ص) به خصوص بزرگان صحابه از جایگاه والایی در فهم و درک کردن برخوردار بودند، چنان که ‌ابن مسعود(رض) درباره‌ آنان می‌گوید: آنان در میان این امّت از همه قلب پاک تر و از دانش عمیقتر برخوردار بودند و از همه کمتر گرفتار تشریفات و تکلفات بودند و رهنمودشان از همه‌افراد امّت درست تر و بهتر است. مجموع