‌ای بودند که خداوند آنها را برای همراهی پیامبر خود و بر پاداشتن دینش برگزیده بود، پس فضل و مقام آنها را بشناسید و از آنان پیروی کنید، چون آنها رهروان راه راست بوده‌اند.(2) 
 شاهد ما از سخن ابن مسعود این است که صحابه ی بزرگوار از علم و دانشی عمیق تر برخوردار بودند است، پس آنها بیش از تمام امّت از دانش و فهم و ادراک بیشتری برخوردار بوده‌اند و نسبت علم و دانش کسانی که بعد از آنها آمده‌اند همچون نسبت مقام و فضیلت مسلمانان بعدی نسبت به آنان است،(3) از آنجا که‌این مطلب چنان روشن است که به دلیل و حجت نیاز ندارد، ما به بیان اسباب و عواملی می‌پردازیم که ‌ایشان را در چنین جایگاهی قرار داده‌است که عبارتند از: 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اعلام الموقعین 4/120
2) شرح السنة بغوی 1/214، 215
3) اعلام الموقعین 4/147فراگرفتن مستقیم از چند ناحیه در فهم و درک تاثیر دارد که عبارتند از: 
الف- زلال بودن سرچشمه
 آنان با فرا گرفتن از خود پیامبر(ص) وحی را همانطور که بود و دست نخورده فرا می‌گرفتند و سخن وحی را مستقیم از زبان پیامبر(ص) می‌شنیدند، بنابراین علم و دانش آنها با آنچه صفای آن را مکدّر می‌نماید آلوده نیست، بلکه همان خالص و ناب کتاب و سنّت است که ‌آراء و دیدگاههای افراد با آن نیامیخته و همچون دیگر علومی‌ که بعد از آنها درب آن به روی مسلمین گشوده شد مثل فلسفه و کلام و غیره، ‌آمیخته با نظر افراد نمی‌باشد.
ب- فهم دقیق و ژرف
چون رسول خدا (ص) خود معلّم و استاد اصحاب بود که همه مردم زبانش شیواتر و واضح تر و توانایی تفهیم بیشتری داشت، دقیق و ژرف حقایق را می‌فهمیدند، آری آنگاه که ‌افرادی فهیم و سراپا گوش با دلهایی آگاه، و سلیقه‌ای هم آهنگ که ‌آوای حق را سر می‌دادند و تشنه شنیدن آن بودند، سخنان پیامبر (ص) را می‌شندیدند، آن را به بهترین وجه حفظ می‌کردند و دقیق و درست منظور خدا و پیامبر(ص) را می‌فهمیدند و این امر واضح و روشن است، چون مردم در طول زندگی خود و طلاب علم همواره به دنبال اساتیدی می‌روند که ‌از نظر علم و دانش از دیگران بهتر هستند و صورت مسئله‌ها را بهتر بیان می‌کنند و توانایی تفهیم بیشتری دارند و چه بسیار دانش پژوهانی بوده‌اند که در آسمان علم و دانش درخشیده‌اند و به لطف خدا، بعد بواسطه‌ی تعلیم و آموزش والای معلم خود بهره‌ی فراوانی از دانش به دست آورده‌اند. ما می‌دانیم که هیچ کس به یک دهم زیبایی و حسن آموزش پیامبر(ص) و حتی به کمتر از آن نمی‌رسد و معاویه بن حَکَم(رض) به همین امر گواهی می‌دهد و می‌گوید: پدر و مادرم فدای رسول خدا (ص) باد، نه قبل از او و نه بعد از او معلّمی ‌همچون او ندیده‌ام.(1)  
ج: آنها به آنچه می‌شنیدند و می‌فهمیدند یقین داشتند: 
از این رو علوم آنان یقینی است و علوم پسینیان آنها در بسیاری اوقات دستخوش گمان قرار می‌گیرد 
د: آنان از اسباب نزول آیات و اسباب ورود احادیث آگاه بودند: از آن جا که ‌آنان ناسخ و منسوخ را می‌دانستند، آگاهی از این موارد، آنها را در فهمیدن مُراد و درک مقاصد بیشتر یاری می‌کرد.
ه- - آنان عملکرد پیامبر(ص) و رفتارش را که مفسِّر قرآن و گفته‌های ایشان(ص) بود و توضیح می‌داد و مقصود آنان را بیان می‌کرد با چشم خود مشاهده می‌نمودند.
و- اگر اشکالی برایشان پیش می‌آمد می‌توانستند آن را بپرسند و جواب خود را بگیرند. 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم /ش 33 کتاب المساجدآنها از آن جا که عرب بودند و از سلیقه و سرشت عرب برخوردار بودند، آیات قرآن و احادیث پیامبر(ص) را می‌فهمیدند و دلالت آن بر معانی شان را درک می‌کردند، بنابراین به دستور زبان و قواعد اصول که دیگران برای فهمیدن قرآن و سنّت به آن نیاز داشتند، نیازی نداشتند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:349.txt">شرح</a><a class="text" href="w:text:350.txt">نخست: استدلال به قرآن</a><a class="text" href="w:text:351.txt">دوم: استدلال به سنّت</a><a class="text" href="w:text:352.txt">سوم: استدلال به روایات</a><a class="text" href="w:text:353.txt">چهارم: پاره‌ای از اقوال ائمه و علما در حجیت قول صحابی</a></body></html>آنها به برکت اخلاصی که داشتند در زمان اندکی به علوم سودمند زیادی دست یافتند، چنان که خداوند متعال می‌فرماید:(وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُکُمُ اللّهُ) (بقره/282): (از خدا بترسید و خداوند آنگاه به شما علم و دانش می‌دهد). همه‌ این عوامل فقه قوی و به هم پیوسته‌ای را برای اصحاب پیامبر (ص) شکل داده بود، ابن قیّم بعد از بیان اسبابی همچون شنیدن از پیامبر(ص) و فرا گرفتن از یکدیگر و دانستن زبان عربی به کاملترین صورت، (1)  می‌گوید: 
آنها علاوه بر اینکه‌از اسبابی که با ما در آن اشتراک داشتند همچون دلالت کلمات و قیاس‌ها برخوردار بودند، یقیناً بیش از همه ‌افراد امت از قلب‌های پاک تر و دارای دانش عمیق بهره مند بودند و کمتر تکلف می‌کردند و رسیدن به آنچه ما به ان دست یافتنی نیست برای آنان میسر بود و از آنجا که خداوند به طور ویژه‌ای به آنان حضور ذهن، شیواگویی، دانش فراوان، آسان بودن فراگیری، درست و نیک فهمیدن و زود فهمیدن، کمبود معارض یا عدم آن، نیک زیستی و تقوای الهی را عطا کرده بود. از طرفی دیگر طبیعت و سرشت آنان عربی بود و معنای درست در فطرت و عقل آنها نهفته بود و نیازی نبود که‌ اسناد و احوال راویان و علت‌های حدیث و مسایل جرح و تعدیل را بررسی کنند و همچنین نیازی به نگاه کردن به قواعد اصول و اوضاع اصولی‌ها نداشتند، بلکه در همه‌این امور بی‌نیاز بودند و فقط دو کار داشتند که عبارتند از اینکه: اوّل خداوند و پیامبر چنین فرموده‌اند. 
دوّم اینکه: معنایش این است؛ آنها از همه مردم و از تمام امّت از این دو قضیه بهره بیشتری داشتند و آنها تمام توان و نیروی خود را بر این دو قضیه متمرکز کرده بودند، امّا توان و نیروی متأخرین و بعدی‌ها بر امور مختلفی تقسیم شده و متفرق است، بخشی از توان ذهنی آنان صرف فراگیری زبان عربی و قواعد آن می‌شود و بخشی جهت فراگیری اصول و قواعد آن صرف می‌شود و بخشی به علم اسناد و بررسی احوال راویان مشغول است و بخشی از فکرشان را سخن مؤلفان اسناد و اساتیدشان که سخنان مختلفی دارند به خود مشغول کرده‌است و علاوه بر این دیگر مسایلی که ‌اذهان را به خود مشغول می‌کند و وقتی بعدی‌ها به قرآن و سنّت با دلها و اذهانی خسته‌ از پرداختن به دیگر بخش می‌رسند به اندازه توان خود نصوص و معانی آن را درک می‌نمایند.(2)  
پس با توجه به اسباب مشخصی که در راستای فهمیدن و علم کمک می‌نمایند، اصحاب پیامبر (ص) از فهم و علم دقیقتری برخوردار بوده‌اند، بنابراین آنان به مقاصد و اهداف شریعت از دیگران آگاه‌تر بوده‌اند و از آن جا که ‌یکی از مهم ترین راههای فهم مقاصد شریعت آگاهی از قرآن و سنّت و روش استنباط از آن دو می‌باشد، باید گفت: بدون تردید اصحاب پیامبر (ص) به کاملترین صورت از این وسیله برخوردار بودند.(3