)  
شاطبی می‌گوید: سلف از همه مردم به مقاصد قرآن آگاهترند (4). در مورد صحابه می‌گوید: آنان در فهم و درک شریعت و گام برداشتن در مسیر آن الگو هستند.(5)  
علما در مورد حجّت بودن قول صحابی مذاهب گوناگون و متفاوتی دارند و نظرشان به پنج قول مشهور تقسیم می‌شود و ما قبل از ذکر اقوال مذاهب محل اختلاف را ذکر می‌کنیم: 
1- همه بر این اتفاق دارند که مذهب صحابی در مسایل اجتهادی بر دیگران خواه‌امام یا حاکم یا مفتی باشند حجت نیست.
2- هر گاه صحابی سخنی گفت و دیگران با او موافقت کردند، در آن نمی‌توان اختلاف کرد چون در آن اجماع شده‌است.
3- اگر صحابی قولی گفت و پخش شد و کسی با آن مخالفت نکرد، این به منزله‌ی اجماع سکوتی است. 
4- علما اتفاق نظر دارند بر اینکه هرگاه با صحابی با قول صحابی دیگری مخالفت کرد قول صحابی حجّت نیست. 
5- اتفاق کرده‌اند که هرگاه قول صحابی به قرآن و سنّت و یا اجماع برگردانده شد، حجت در آن وقت همان مرجع است.
6- علما اتفاق نظر دارند که‌ اگر صحابی دیدگاه و قولش را پس بگیرد، قول او حجت نیست و محل اختلاف زمانی است که صحابی در مسئله‌ای اجتهادی تکلیفی سخن بگوید و در آن مورد موافق یا مخالفی نداشته باشد و ما هم نمی‌دانیم که ‌آیا قول او منتشر شده‌یا نه؟ کسی مخالفت کرده ‌یا نه؟(6)   علما در این مورد دو رأی دارند:
قول اوّل: اینکه قول صحابی حجّت است و این نظریه مالک و شافعی در قول قدیم و رأی احمد است در یک روایت و اکثر اصولی‌ها و فقهای احناف و ابن عقیل از حنابله و علائی(7)  خطیب بغدادی از شافعی‌ها نظرشان همین است و ابن تیم در اعلام الموقعین و شاطبی در الموافقات و ابن تیمیه نیز همین نظریه را دارند(8) . 
قول دوّم: در چنین صورتی قول صحابی حجت نیست، این یکی از دو قول شافعی است و آمِدی و رازی و غزالی و احمد در روایتی نظریه شان همین است.(9)  
قول سوم: در چنین موردی قول صحابی حجت است، اگر مجالی برای رای در آن نباشد و این قول گروهی از احناف است.(10) 
قول چهارم: قول ابوبکر و عمر (رض) حجت است، نه قول دیگر صحابه.(11)  
قول پنجم: قول خلفای چهارگانه ابوبکر و عمر و عثمان و علی رضی الله عنهم حجت است نه قول دیگران.(12) 
امّا قول راجح قول اوّل است و دلایل ترجیح در این مورد عبارتند از: 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مقاصد الشریعة یوبی ص 600
2) اعلام الموقعین 4/149
3) مقاصد الشریعة الاسلامیة یوبی ص 601
4) الموافقات 3/409
5) الموافقات 4/130
6) مقاصد الشریعة ص 594 و 597
7) حقیقة البدعة و احکامها 1/320
8) مجموعة الفتاوی 5/413، اعلام الموقعین 4/120
9) مقاصد الشریعة ص 597
10) حقیقة البدعة و احکامها 1/321
11) الاحکام آمدی 4/130، حجیة قول الصحابی ص 40
12) حجیة قول الصحابی ص 40روشی که علی (رض) بر پایه‌ آن تربیب شده بود، دقیقاً همان روشی بود که خلفای راشدین و تمام صحابه قبول داشتند و همه بر مبانی تعالیم قرآن تربیت یافته بودند و مربّی و استادش سردار و سرور همه‌ی مخلوقات محمد (ص) بود و تردیدی نیست که رسول‎الله (ص) علی و اصحابش را بر عقیده‌ی توحید واصل یکتا پرستی تربیت کرده‌است. قرآن و سنت دو منبع اصلی است که پیامبر (ص) بسیار حریص بود بر اینکه ‌افراد و خانواده‌ها و جامعه‌ی مسلمان را در عقاید و عبادات و معاملات با آن دو منبع وحی تربیت کند و برنامه‌های اخلاقی قرآن و سنت را به آنها آموزش می‌داد. آیات قرآن را که علی مستقیماً از پیامبر (ص) شنیده بود تأثیر بسزایی در ساختن شخصیّت اسلامی‌او داشت و قلبش را پاک و روح و عقلش را روشن و منوّر و آراسته کرده بود و در نتیجه به انسانی جدید با ارزشها و اهداف و رفتار مخصوصی تبدیل شده بود.(1) 
علی از پرتو آیات قرآن و تربیت پیامبر (ص) شناخته بود که معبودی که باید عبادت کند کیست و رسول‎الله (ص) مفاهیم آیات را در دلش غرس کرده بود، چون با علاقه‌ی بسیار زیاد اصحابش را بر مبانی عقیده‌ی صحیح در مورد پروردگار و حقوق او تعالی بر بندگان، تربیت می‌کرد و ضمناً به خوبی می‌دانست که به زودی این عقیده پس از این که دلها را تصفیه کند به تصدیق و یقین تبدیل خواهد شد و فطرتها را سالم و راست پرورش خواهد داد، بنابراین عقیده‌ی علی درباره‌ی خداوند، نظام هستی، زندگی، بهشت، جهنّم، قضا و قدر، حقیقت انسان و مبارزه با شیطان از قرآن و سنّت رسول‎الله (ص) برگرفته بود.
با توجه به آنچه گفته شد علی معتقد بود خداوند متعال از عیوب و نقص پاک و منزّه و متصف به کمال مطلق و بی انتها است، او یکتا و بی شریک است و همسر و فرزندی ندارد و خالق و مالک و مدبّر هر چیز است؛ خداوند در این باره می‌فرماید:
(إِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَکَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ) (اعراف/54).
یعنی: پروردگار شما خداوندي است كه‌اسمآنها و زمين را در شش دوره بيافريد، سپس بر تخت (مركز فرماندهي جهان) چيره شد (و به اداره جهان هستي پرداخت). با (پرده تاريك) شب، روز را مي‌پوشاند و شب شتابان به دنبال روز روان است. خورشيد و ماه و ستارگان را بيافريده‌است و جملگي مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشيد كه تنها او مي‌آفريند و تنها او فرمان مي‌دهد. بزرگوار و جاويدان و داراي خيرات فراوان، خداوندي است كه پروردگار جهانيان است.
 معتقد بود تمام نعمتهایی که در این هستی وجود دارد، اعم از کوچک و بزرگ، آشکار و پنهان، همه‌از خداوند تعالی است، همانگونه که خداوند می‌فرماید: 
(وَمَا بِکُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ) (نحل/53) 
یعنی: آنچه‌از نعمتها داريد همه‌از سوي خدا است (و بايد تنها منعم را سپاس گفت و پرستيد) و گذشته ‌از آن، هنگامی‌كه زياني (همچون درد و بيماري و مصائب و بلايا) به شما رسيد (براي زدودن ناراحتيها و گشودن گره مشكلها تنها دست دعا به سوي خدا برمي‌داريد و) او را با ناله و زاري به فرياد مي‌خوانيد، (پس چرا در وقت عادي جز او را مي‌پرستيد و انبازها را به كمك مي‌طلبيد؟).
معتقد بود: علم خداوند برهر چیز احاطه دارد و هیچ چیز در زمین و آسمان از خداوند متعال پوشیده نیست و خداوند بوسیله فرشتگان تمام اعمال ریز و درشت انسآنها را ثبت می‌کند. بزودی این اعمال نامه‌ها در وقت مناسب منتشر خواهد شد، همانگونه که خداوند می‌فرماید:(مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ) (ق/18)
یعنی: انسان هيچ سخني را بر زبان نمي‌راند مگر اين كه فرشته‌اي، مراقب و آماده (براي دريافت و نگارش) آن سخن است. 
خداوند متعال بندگانش را با اموری می‌آزماید که با خواسته‌ها و تمایلات و هوای نفسشان مخالف است، تا مردم به این وسیله‌ افراد مؤمن راضی به قضاء و قدر الهی را از کسانی که به تقدیر خداوند ایما