 ندارند، باز شناسند و بدانند که چه کسی شایسته ‌است خلافت و رهبری جامعه و امانت را عهده دارگردد، امّا برخی در واکنش به ازمایشهای الهی ناراحت و خشمگین می‌شوند که ناراحتی‌هایشان هیچ ارزشی ندارد، خداوند متعال می‌فرماید:
(الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَکُمْ أَيُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ) (ملک/2)
یعنی: یعنی خداوند متعال همان ذاتی است كه مرگ و زندگي را پديد آورده ‌است تا شما را بيازمايد كدامتان كارتان بهتر و نيكوتر خواهد بود. او چيره و توانا و آمرزگار و بخشاينده‌است.
و معتقد بود که هر کس به خداوند سبحان پناه‌اورد، خداوند او را پناه می‌دهد و یاری می‌کند، به شرطی که‌ از خداوند پناه بخواهد و به حکم و قانون حکم نموده و به دستوراتش عمل کند، خداوند می‌فرماید:
(إِنَّ وَلِيِّيَ اللّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْکِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ) (اعراف/196)
یعنی: بيگمان سرپرست من خدائي است كه‌اين كتاب (قرآن را بر من) نازل كرده‌است و او است كه بندگان شايسته را‌ياري و سرپرستي مي‌كند. 
و نیز بر این باور بود که حق خداوند بر بندگان این است که خالصانه او را عبادت کنند و و هیچ چیز را شریک او قرار ندهند و همانگونه که می‌فرماید:
(بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَکُن مِّنْ الشَّاکِرِينَ) (زمر/66)
یعنی: پس در اين صورت تنها خدا را بپرست و از زمره سپاسگزاران باش. 
بنابراین تنها خداوند متعال شایسته‌ی عبادت و بندگی است و این حق خداوند بر بندگان است. نیز می‌فرماید: 
(إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَکَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا) (نساء/48)
یعنی: بيگمان خداوند (هرگز) شرك به خود را نمي‌بخشد، ولي گناهان جز آن را از هركس كه خود بخواهد مي‌بخشد. هر كه براي خدا شريكي قائل گردد، گناه بزرگي را مرتكب شده‌ است.(2) 
علی عقیده‌ی خود درباره‌ی نظام هستی را از آیات زیر گرفته بود که خداوند متعال می‌فرماید: 
(قُلْ أَئِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِکَ رَبُّ الْعَالَمِينَ(9) وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَکَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ(10) ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ(11) فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي کُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِکَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ(12)) (فصلت/9-12).
يعني: بگو: آيا به ان كسي كه زمين را در دو روز آفريده‌است ايمان نداريد و براي او همگونها و انبازهائي قرار مي‌دهيد؟ او (علاوه‌از اين كه‌افريدگار زمين است) آفريدگار جهانيان هم مي‌باشد، او در زمين بر فراز آن كوههاي استواري قرار داد و خيرات و بركات زيادي در آن آفريد و موادّ غذائي (مختلف و جوراجور ساكنان) زمين را به اندازه لازم مقدّر و مشخّص كرد. اينها همه (اعمّ از خلق زمين و ايجاد كوهها و تقدير اقوات) روي هم در چهار روز كامل به پايان آمد، بدان گونه كه نياز نيازمندان و روزي روزي‌خواهان را برآورده كند (و كمترين كم و زيادي در آن نباشد). سپس اراده ‌آفرينش آسمان كرد، در حالي كه دود (گونه و به شكل سحابيها در گستره فضاي بي‌انتهاء پراكنده) بود. به آسمان و زمين فرمود: چه بخواهيد و چه نخواهيد پديد آئيد (و شكل گيريد). گفتند: فرمانبردارانه پديد آمديم (و به همان صورت درآمده‌ايم كه ‌اراده فرموده‌اي). آن گاه ‌آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز به انجام رساند و در هر آسماني فرمان لازمه‌اش را صادر (و نظام و تدبير خاصّي مقرّر) فرمود (و مخلوقات و موجودات متناسب با آنجا را آفريد). آسمان نزديك را با چراغهاي بزرگي (از ستارگان درخشان و تابان) بياراستيم و (آن را كاملاً از آفات و استراق سمع شياطين) محفوظ داشتيم. اين (امور مذكوره، اعم از آفرينش جهان هستي و دوران شكل‌گيري و نظم دقيق، برجوشيده‌از) برنامه‌ريزي خداوند بسيار توانا و بس آگاه ‌است.
مدت این دنیا هر چند طولانی باشد، باز هم رو به پایان است و بهره‌ی آن هر اندازه بزرگ و زیاد باشد باز هم حقیر و ناچیز است، خداوند متعال می‌فرماید:
(وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا کَمَاءٍ أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِرًا(45) الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا(46)) (کهف/45-46).
اي پيغمبر! براي آنان (كه به دارائي دنيا مي‌نازند و به اولاد و اموال مي‌بالند) مثال زندگي دنيا را بيان كن كه همچون آبي است كه‌از (ابر) آسمان فرو مي‌فرستيم. سپس گياهان زمين از آن (سيراب مي‌گردند و به سبب آن رشد و نمو مي‌كنند و) تنگاتنگ و تودرتو مي‌شوند. (عطر گل و ريحان با آواز پرندگان درهم مي‌آميزد و رقص گلزار و چمنزار در مي‌گيرد.لي اين صحنه دل‌انگيز ديري نمي‌پايد و باد خزان وزان مي‌گردد و گياهان سرسبز و خندان، زرد رنگ و) سپس خشك و پرپر مي‌شوند و بادها آنها را (در اينجا و آنجا) پخش و پراكنده مي‌سازند! (آري! داشتن را نداشتن و بهار زندگي را خزان در پي است، پس چه جاي نازيدن به وي است. اين خدا است كه نعمت و حيات مي‌دهد و هر وقت كه بخواهد نعمت و حيات را بازپس مي‌گيرد) و خدا بر هر چيزي توانا بوده (و هست). دارائي و فرزندان، زينت زندگي دنيايند (و زوال‌پذير و گذرايند). امّا اعمال شايسته‌اي كه نتايج آنها جاودآنهاست، بهترين پاداش را در پيشگاه پروردگارت دارد و بهترين اميد و آرزو است.
در این آیات، حقیقت زندگی برای ما شرح داده شده‌است و واقعاً این دنیا سرای کرامت و عزّت نیست و زندگی در سرای آخرت بهتر و ماندگارتر است و این آیات ما را به دوستی خدا و پیامبر(ص) تشویق می‌کند، تا رضای خدا و اطاعت پیامبر (ص) را بر هر چیزی ترجیح دهیم، هر چند این امر موجب شود بهره و ثروت‌های دنیوی را از دست بدهیم و علی مفهوم و حقیقت این آیه را به این صورت تعبیر کرده و می‌فرماید: «ای دنیا! کسی دیگر را بفریب، آیا می‌خواهی مانع من شوی و یا مرا به طرف خود می‌کشانی! از من دور شو! تو را سه طلاقه کردم که حق رجوعی در آن نیست، عُمر تو کوتاه و ارزش تو اندک است، ای افسوس! از توشه‌ی اندک و سفر طولانی و راه حشتناک و پر خطر).(3) 
 نگاه و تصوّر علی (رض) از بهشت از آیات قرآن گرفته شده بود، لذا او از کسانی بود که خداوند درباریشان می‌فرماید: 
(تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْ