 اطاعت مطلق از خداوند متعال است و در انسان قابليّت گرفتار شدن به دام گناهان و خطاها وجود دارد و از لغزش آدم آموخته بود كه لازم است فرد مسلمان جهت امنیّت در مقابل دسیسه و حیله‌های شیطان به خداوند متعال توكّل داشته باشد و شناخته بود كه توبه و استغفار در زندگي فرد مسلمان از اهميّت بسیار والا بر خوردار است و بايد انسان از تكبّر و حسد پرهیز کند و رضاي خدا را بر همه چيز ترجيح دهد و به اهميّت سخن گفتن با روش نيكو و پسندیده با برادران و‌يارانش توجه داشت، همانگونه که خداوند متعال مي‌فرمايد: 
(وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ کَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا) (اسراء/53).
یعنی: (اي پيغمبر! ) به بندگانم بگو: سخني (در گفتار و نوشتار خود) بگويند كه زيباترين (و نيكوترين سخنها) باشد. چرا كه‌اهريمن (به وسيله سخنهاي زشت) در ميان ايشان فساد و تباهي به راه مي‌اندازد و بي‌گمان اهريمن (از دير باز) دشمن آشكار انسان بوده‌است (و پيوسته درصدد برآمده تا آتش جنگ را با افروزينه وسوسه شعله‌ور سازد). 
 امير مؤمنان علي (رض) در تزكيه و تربيت دوستان و‌يارانش پايبند به روش تربيتي قرآن و سنّت پایبند بود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویة، صلابی 145/1.
2) منهاج الرسول فی الروح الجهادیه /10-16.
3) الاستیعاب (1108/3).
4) اصول التربيه، نحلاوي /31.خداوند متعال می‌فرماید:
(وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) (توبه/100)
یعنی: پیشگامّان نخستین مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی روش آنان را در پیش گرفتند و راه ‌ایشان را بخوبی پیمودند، خداوند از آنان خوشنود است و ایشان هم از خدا خوشنودند و خداوند برای آنان بهشت را آماده ساخته‌است که در زیر (درختان و کاخ‌های) آن رودخانه‌ها جاری است و جاودانه در آن جا می‌مانند. این است پیروزی بزرگ و رستگاری سترگ. 
حافظ ابن جریر در تفسیر این آیه‌از محمد بن کعب قرظی روایت می‌کند که گفت: عمر بن خطاب(رض) از کنار مردی گذشت که‌این آیه را می‌خواند تا به اینجا رسید: 
( رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ) آنگاه عمر(رض) دست او را گرفت و گفت: چه کسی این آیه را به تو یاد داده‌است؟ گفت: اُبیّ بن کعب، گفت: از من جدا نشو تا تو را پیش او ببرم، وقتی عمر(رض) نزد ابی آمد گفت: این آیه را تو اینگونه برای این خوانده‌ای... گفت: بله. عمر(رض) گفت: تو آن را از پیامبر(ص) شنیده‌ای؟ گفت: گمان می‌بردم مقام ما چنان بالا برده شده که بعد از ما کسی به آن نمی‌رسد. اُبی گفت: اوّل سوره‌ی جمعه‌ این آیه را تصدیق می‌کند:(وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ)(او مبعوث براي ديگران نيز هست، آناني كه هنوز به اينان نپيوسته‌اند (و بعدها به دنيا مي‌آيند). خدا چيره كار بجا است.)
و نیز در آیه‌ی دهم سوره‌ی حشر می‌فرماید:
(وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ)(و کسانی که بعد از آنان می‌آیند می‌گوئید پروردگارا ما را و برادران ما را که پیش از ما ایمان آورده بیامرز.
 در سوره‌ انفال فرموده: 
(وَالَّذِينَ آمَنُواْ مِن بَعْدُ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ مَعَکُمْ فَأُوْلَئِکَ مِنکُمْ وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي کِتَابِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِکُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) (انفال/75)
كساني كه پس از (نزول اين آيات) ايمان آورده‌اند و مهاجرت كرده‌اند و با شما (اي مهاجران و انصار) جهاد نموده‌اند، آنان از زمره شما هستند و (از حقوق و مدد و‌ياري شما برخوردار مي‌گردند. اين ولايت ايماني بود و امّا ولايت خويشاوندي علاوه بر اين ميان افرادي موجود است و) كساني كه با‌يكديگر خويشاوندند برخي براي برخي ديگر سزاوارترند (و حقوق آنان) در كتاب خدا (بيان شده ‌است و حكم خدا بر آن رفته‌است و) بي‌گمان خداوند آگاه ‌از هر چيزي است.
انگیزه سؤال عمر(رض) این بود که ‌او این آیه را با رفع انصار بدون واو در ﭖ می‌خواند، چنان که ‌ابن جریر گفته‌است،(1)   سپس وقتی اُبَی بن کعب برای او توضیح داد که کلمه‌ الانصارِ مجرور است و بعد از آن واو می‌آید، گفت: گمان می‌بردم مقام ما چنان بالا برده شده که هیچ کسی بعد از ما به ان نمی‌رسد و این قول ایشان(رض) قول گروه‌ اوّل را تائید می‌کند که می‌گویند: اقوال همه صحابه حجّت است، چون همه‌ آنان مورد ستایش قرار گرفته‌اند و بیان شده که در همه علوم و دانش‌ها و در فضیلت و جهاد و عمل گوی سبقت را از دیگران ربوده‌اند و ابن القیّم از این آیه‌ استدلال کرد و آن را از دلیل بر وجوب پیروی از صحابه قرار داده‌است، (2) همچنین ذکر کرده که‌ امّام مالک همین استدلال را کرده‌ است، (3)  بیان می‌دارد که در این آیه صحابه ستایش شده‌اند و بیان شده که ‌آنها سزاوارند که به آنان اقتدا شود و پیشوا قرار گیرند و به گفته‌هایشان عمل شود و نیز به اقتضای این آیه کسانی که ‌از همه صحابه پیروی می‌نمایند ستوده شده‌اند و همچنین از هر فرد صحابه باید پیروی کرد به شرط آن که قول فرد صحابه با نص صریح قرآن و سنّت مخالف نباشد(4)  از جمله دلایلی که نشانگر آن است قول همه صحابه حجّت است این آیه‌ است که می‌فرماید:
(کُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ) (آل عمراه /110) 
شما بهترین امتی هستید که به سود انسانها آفریده شده‌اید، به معروف امر می‌کنید و از منکر باز می‌داردید و به خدا ایمان دارید. 
ابن جریر با سند خودش در تفسیر این آیه ‌از ضحاک روایت می‌کند که گفت: منظور از بهترین امّت در آیه فوق اصحاب پیامبر (ص) هستند (5) ، ابن جریر بعد از ذکر این روایت مفهوم آن را اینگونه توضیح می‌دهد: بعضی اصحاب راویان و ناقلان و دعوتگران هستند که خداوند به مسلمین فرمان داده که ‌از آنها پیروی نمایند.
 شاطبی با این استدلال نموده و می‌گوید: سنّت صحابه رضی الله عنهم سنّتی است که به آن عمل می‌شود و مرجع به شمار می‌آید (6)  و در آیه‌ این نکات اشاره شده که‌ آنان از سایر امت‌ها برترند و این به معنای آن است که‌ آنها در هر حال مطابق با قرآن سنّت بوده‌اند و مخالفت نکرده‌اند(7) .
امّام ابن القیّم جوزی بر حجت بودن قول صحابه از آیات زیادی استدلال کرده و با توجیه درست استدلال خود را بیان نموده و بحث مفیدی اراده نموده ‌است.(8)  
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------