شد که‌ابوموسی به صلح و مسالمت و عدم جنگ بین مسلمین تمایل دارد و علی(رض) قبل از جنگ جمل محمد بن ابوبکر و عمار بن یاسر و حسن بن علی و دیگران را در گروههای مختلفی برای پرسیدن اهل کوفه فرستاد - که به تفصیل در مورد آن سخن گفته خواهد شد- آنگاه‌ اهل کوفه‌ از ابوموسی پرسیدند که چه موضعی اتخاذ کنند و با او در مورد حرکت برای جنگ مشورت کردند، او گفت: راه‌ آخرت این است که بنشینید و راه دنیا این است که برای جنگ بیرون روید و شما بهتر می‌دانید، (3)  و بعد از آن شمار زیادی از اهل کوفه پس از گفتگوهای متعدد و طولانی با حسن (رض) پذیرفتند که همراه ‌ایشان برای جنگ بیرون بیایند و گفته شده که تقریبا نُه هزار نفر همراه‌ایشان برای جنگیدن از کوفه بیرون آمدند، (4)  و شماری از روایات به این اشاره دارند که فرمانداری ابوموسی بر کوفه در همین برهه‌ از زمان و اندکی پیش از جنگ جمل پایان یافت و بعضی از روایات می‌گویند: که ‌اشتر «او یکی از فرماندهان علی بود» ابوموسی و فرزندانش را از قصر کوفه بیرون راند و بر آن چیره شد، (5)  و بعضی از روایات می‌گویند که علی(رض) نامه‌ای نوشت و ابوموسی را عزل کرد و به جای او قرضه بن کعب انصاری را به عنوان فرماندار کوفه منصوب کرد.(6)  
سپس بعد از جنگ جمل علی بن ابی طالب(رض) به کوفه‌امد و کوفه پایگاه خلافت گردید و در نتیجه‌ ایشان خودش به طور مستقیم اوضاع کوفه و شهرهای تابعه را پی گیری می‌نمود و کوفه در دوران خلافت علی(رض) جایگاه خاصی داشت چون پایتخت و دارالخلافه بود و امیرالمؤمنین از آنجا بر سایر مملکت حکمرانی می‌کرد و هیئت‌ها به کوفه می‌آمدند و لشکرها از آنجا حرکت می‌کردند و این سبب شد تا ساکنان زیادی جذب کوفه شوند و تردیدی نیست که ‌این قضیه نقش بزرگی در پیشبرد تجارت و عمران در دوران خلافت علی(رض) در کوفه باز می‌کرد و ایشان(رض) به کوفه‌اهتمام زیادی داشت و خود اوضاع ساکنان آن را بررسی می‌کرد و همچنین در زمان عدم حضور خویش کسی را به عنوان جانشین خود در آنجا مقرر می‌کرد و هنگامی‌ که علی(رض) خواست به صفین برود ابا مسعود بدری(7)  را به عنوان جانشین خود در کوفه گذاشت و وقتی برای جنگ با خوارج به نهروان (8)  رفت‌هانی بن هوذه‌النحغی(9)  را جانشین خود در کوفه کرد، علی(رض) تا زمان شهادت در کوفه باقی ماند.(10)  
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری 7/467
2) منبع سابق 5/511
3) همان منبع 5/508
4) تاریخ طبری 5/517
5) پیشین 5/519
6) الاستبصار ابن قدامه ص 134، الولایة علی البلدان 2/19
7) سیر اعلام النبلاء 2/493
8) منطقه‌ای است بین بغداد و واسط که جنگ امیرالمؤمنین با خوارج در آن در گرفته‌است، نعجم البلدان 5/324
9) الولایة علی البلدان 2/20 تاریخ خلیفه ص 187، 202
10) الولایة علی البلدان 2/20<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:368.txt">1- فارس</a><a class="text" href="w:text:369.txt">2- خراسان</a><a class="text" href="w:text:370.txt">3- آذربایجان</a></body></html>منابع تاریخی می‌گویند علی بن ابی طالب(رض) سهل بن حنیف انصاری(رض) را فرماندار فارس قرار داد و سپس بعد از مدتی اهالی فارس از اطاعت او سرباز زدند و سهل بن حنیف را تقریبا در سال (37ه-) از آن جا بیرون کردند، آنگاه علی(رض) با ابن عباس تماس گرفت و در مورد فارس با او بحث و تبادل نظر کرد و ابن عباس فرماندار بصره بود و بعد از رایزنی با گروهی از مردم ایشان و ابن عباس توافق کردند که ‌ابن عباس معاون خود زیاد بن ابیه را به عنوان فرماندار فارس به آن جا بفرستد، (1)  و در اینجا ارتباط و پیوستگی بین ولایت بصره و فارس روشن می‌گردد، چنان که ‌ابن عباس در مورد اقلیم فارس به عنوان مسئول بصره‌احساس مسئولیت می‌کرد و با علی(رض) توافق نمود که ‌یکی از معاونان خود را به فارس بفرستد تا اوضاع آن جا را کنترل نماید و امور را سامان دهد، زیاد همراه با چهار هزار سرباز به سوی فارس رهسپار گردید و بر این سرزمین مسلط شد و فتنه‌ها را در آن سرکوب کرد و توانست اوضاع را مهار کند، (2)  و زیاد به توانمندی سیاسی کم نظیری معروف بود و توانست با کمترین هزینه‌ اوضاع را در آن جا آرام کند.(3)  
طبری می‌گوید: وقتی زیاد به فارس آمد به سران آنجا پیام فرستاد و کسانی را که‌او را یاری کردند وعده و نوید داد و گروهی را تهدید نمود و بعضی از آنها را با بعضی دیگر درگیر کرد و اسرار بعضی را برای بعضی دیگر فاش کرد، آنگاه گروهی فرار کردند و گروهی باقی ماندند و یکدیگر را کشتند و او فارس را پاکسازی کرد و دیگر آن جا کسی نبود که با او بجنگد و همین کار را در کرمان کرد، (4)  و سپس به فارس بازگشت و در میان آبادی‌های آن به گشت و گذار پرداخت، مردم ساکت شدند و اوضاع در آن سرزمین آرام گرفت(5) . 
زیاد امور و اوضاع فارس را سامان داد و قلعه‌هایی در آن ساخت و امور خراج و مالیات را مرتّب کرد و نیز تا پایان خلافت علی (رض) فرماندار آن جا بود و زیاد با توجه به سیاست و برخورداری از قدرت کنترل فارس معروف ترین فرماندار علی (رض) در آن جا به شمار می‌رفت (6) ، در داخل اقلیم فارس تقسیماتی اداری وجود داشته، همانگونه که ‌از برخی فرمانداران که مختص به شهرهای مشخص در داخل اقلیم فارس نام برده شده ‌است، از جمله‌ اصطخر را نام برده‌اند که مندربن جارود (7)  فرماندار آن بوده و با علی مکاتبه داشته، (8)  همچنین زیاد بن ابی سفیان بعد از کشته شدن علی(رض) در اصطخر سکونت و گوشه نشینی را اختیار کرد و در آن پناه گرفت، (9)  و همچنین از اصفهان به عنوان یکی از بزرگترین آبادی‌ها و شهرهای فارس نام برده شده، (10)  و از جمله فرمانداران علی در آن محمد بن سلیم(11)  بود و معروفترین فرماندار علی در اصفهان عمر بن سلمه بود که ‌از اصفهان اموال و خوراکی‌هایی برای امیرالمؤمنین علی(رض) آورد و در سال(39ه) در زمان علی(رض) درهم به عنوان پول در این منطقه فارسی ضرب شد و تا کنون بعضی از آن درهم‌ها در موزه‌ی عراق نگهداری می‌شوند و عبارت‌های عربی بر آن نوشته شده و اضافه بر آن تاریخ ضرب آن نیز حک شده ‌است.(12)  
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری 6/71
2) تاریخ طبری 6/53
3) ولایه‌البلدان 2/21
4) تاریخ طبری 6/53
5) تاریخ طبری 6/53
6) الولایة علی البلدان 2/21
7) الطبقات الکبری 5/561، 7/87
8) تاریخ یعقوبی 2/203، الولایة علی البلدان 3/22
9) الاخبار الطوال ص 219، الولایة علی البلدان 2/22
10) معجم البلدان 1/207
11) الاخبار الطوال ص 153، الولایة علی البلدان 2/22
12) الدراهم الاسلامیه للخلفاء الراشدین ص 5خراسان یکی از ولایت‌های پهناور و گسترده به شمار می‌رفت و در دوران خلفای راشدین به طور مستقیم و غیر مستقیم با بصره مرتبط بود و در دوران خلافت علی(رض) رخدادها و حوادثی در تاریخ ذکر شده که در این ولایت اتفاق افتاده‌اند و نام بعضی از فرمانداران آن ذکر شده‌اند و همچنین از بعضی از امیران آبادی‌ها و شهرهای آنجا نام برده شده‌است و در تاریخ آمده که‌اولین فرماندار منصوب شده ‌از سوی علی(رض) بر خراسان عبدالرحمّن