د نیاز به آنان داده شود، بطوری که همه نیازهای آنان را برطرف نموده و آنان احساس بی نیازی نمایند.
2- از جایگاه زیبنده و برازنده‭ای برخوردار باشند به طوری که در مورد کار و وظیفه خود احساس امنیت و آرامش نمایند. این مورد را امنیت شغلی می‏نامند.
کارمندی که زندگی مطمئن و آسوده‭ای داشته و وضعیت کاری ثابتی داشته باشد چیز دیگری نمی‏خواهد. این شرط که کارمندان رده بالای دولت تأمین باشند، می‭توان چنین شرطی را نیز در مورد مسئولان شرکتها و موسسات بزرگ و رهبران جنبشهای اسلامی‏قائل شد. این تضمین و تأمین کاملی است که بهترین افکار مدیریتی آنها را تضمین می‏کند و حتی نظام مدیریتی در ژاپن هم چنین آسایش و امنیتی را برای کارمند خود تأمین نمی‏کند، زیرا فرد کارمند حقوق معینی را دریافت می‏کند که بعضاً کفاف هزینه‭ای او را نمی‏کند. پس در این صورت این فرد کارمند چکار کند؟ و گاهی نیاز او را وامی‏دارد که دست به انجام اعمال خلاف اخلاق بزند. اما در روش مدیریتی امیرالمؤمنین علی واجب است که فرد کارمند به قدری تأمین شود که بی نیاز گردد، یعنی فقط به دادن حقوق ماهیانه به او بسنده نشود، بلکه معیار تأمین نیاز او و در نتیجه فراهم کردن امنیت شغلی برای او باشد.(4)  ایشان در این مورد فرموده‏اند: مقام او(قاضی) را در نزد خود چنان بالا ببر که هیچ یک از خواصت در آن مقام طمع نکنند.(5) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) نهج البلاغة، ص616.
2) همان.
3) همان615.
4) الإدارة و النظام الإداری، ص231.
5) نهج البلاغة، ص615.این اثر را هدیه می‌کنم به:
هر مسلمانی که خواهان سر افرازی و عزّت دین بر حق خداست و از مولای عزّوجلّ خاضعانه تضرّع می‌نمایم و به اسماء حسنی و صفات علیایش توسّل می‌جویم که ‌این را خالصانه و برای رضای خود پذیرا باشد، چون می‌فرماید:
(فَمَن کَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا) الكهف: ١١٠
(پس هر كس كه خواهان ديدار خداي خويش است، بايد كه كار شايسته كند و در پرستش پروردگارش كسي را شريك نسازد.)علی نسبت به قرآن و علوم آن علمی‌ گسترده داشت؛ به همین دلیل معتقد بود که تمام احکام شرعی به دو صورت تصریحی و ضمنی در قرآن وجود دارد و می‌فرماید: «قطعاً خداوند متعال فراموشکار نبوده‌است»(1)  و به کثرت از قرآن استدلال می‌کرد و آیه‌ی مورد استدلالش را تلاوت می‌کرد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مصنف عبدالرزاق /1744افراد با تجربه منبع شناخت واقعی می‏باشند و طبیعی است که شخص متعلم از صاحبان تجربه بیشتر از دانش آموختگان علوم نظری بهره می‏برد. به همین دلیل ژاپنیها هم از این قاعده بهره بردند و کارگاههای خود را تبدیل به دانشگاههایی کردند تا دانشجوی جدید از آنها بهره بگیرد و دانشجو در این دانشگاه تخصص را از افراد با سابقه و افراد با سابقه از افراد با سابقه تر از خود فرامی‏گرفتند. این قاعده نیز در کلام علی بن أبی طالب هم وارد شده و ایشان می‏فرمایند: بهترین مشاور تو افراد دانا و صاحب بصیرت، علما و افراد با تجربه و دوراندیش(1)  و بهترین مشاورانت افراد با تجربه می‏باشند.(2)  ایشان در مورد مصاحبت با علما و افراد با تجربه می‏گویند: بهترین مصاحبانت افراد عالم و بردبار می‏باشند.(3)  این نصوص قواعدی هستند که هدف آنها آماده ساختن انسان مسلمان موفق در زندگی و در نتیجه بنای جامعه‭ای است که متصف به صفت پیشرفت و ترقی مستمر باشد.(4) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الإدارة و النظام الإداری، ص234.
2) همان.
3) همان235.
4) همان.والی و زمامدار قبل از اینکه صاحب قدرت باشد، نقش یک پدر را دارد و رابطه و تعامل او با کارکنان خود مانند رابطه پدر با فرزندان خود است و چنان که پدر زحمت تربیت فرزندان خود را متحمل می‏شود، به همان شکل همه مسئولیت آماده ساختن کارکنان رده بالای دولت را متحمل می‏شود. ژاپنیها این موضوع را تجربه کرده‭اند و در سخن امیر المؤمنین علی هم مصداق آن را می‭توان یافت، آنجا که در نامه خود به مالک بن أشتر او را در مورد کارکنانش توصیه کرده و می‭فرماید: سپس امور آنان را همان گونه تحت نظر گیر که پدر و مادر امور فرزند خود را زیر نظر می‏گیرند.(1)  بنابراین بر شخص مسئول واجب است که با کارکنان خود چنان رفتار نماید که پدر با فرزند خود رفتار می‏کند، مواظب او باشد، اگر کار بدی کرد او را ببخشد و هرگاه او را تربیت کرد، مجازاتش تربیتی برای او باشد.
اینها برخی از مفاهیم مدیریتی در سیره علی بن أبی طالب(رض) بود.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) نهج البلاغة، ص612؛ الإدارة و النظام الإداری، ص235.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:403.txt">جنگ جمل و صفین و ماجرای حکمیت</a><a class="folder" href="w:html:404.xml">مبحث اول: رویدادهای پیش از جنگ جمل</a><a class="folder" href="w:html:520.xml">مبحث دوم: نبرد صفین (37ه)</a><a class="folder" href="w:html:550.xml">مبحث سوم: حکمیت</a></body></html>خداوند متعال می‭فرماید:
(وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ(9) إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ(10)) الحجرات: ٩ - ١٠ 
(هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به جنگ پرداختند، در ميان آنان صلح برقرار سازيد. اگر يكي از آنان در حق ديگري ستم كند و تعدي ورزد (و صلح را پذيرا نشود) با آن دسته‌اي كه ستم مي‌كند و تعدي مي‌ورزد بجنگيد تا زماني كه به سوي اطاعت از فرمان خدا برمي‌گردد و حكم او را پذيرا مي‌شود. هرگاه بازگشت و فرمان خدا را پذيرا شد، در ميان ايشان دادگرانه صلح برقرار سازيد و (در اجراي مواد و انجام شرائط آن) عدالت بكار بريد، چرا كه خدا عادلان را دوست دارد.‏ فقط مؤمنان برادران همديگرند، پس ميان برادران خود صلح و صفا برقرار كنيد و از خدا ترس و پروا داشته باشيد، تا به شما رحم شود). ‏
از أنس بن مالک روایت شده که گفت: - وقتی که عبدالله بن أبی بن سلول، منافق مشهور مدینه مریض شد- به رسول خدا(ص) گفته شد: کاش نزد عبدالله‏بن‏أبی‏بن‏سلول- می‏رفتید و اسلام را بر او عرضه می‏داشتید. أنس می‭گوید: پس رسول خدا سوار بر الاغی نزد او رفت و مسلمانان نیز همراه‭ایشان رفتند. آنجا سرزمینی شوره زار بود و فقط بعضی از درختان در آنجا می‏روئید. وقتی که رسول خدا(ص) نزد وی رفت، عبدالله بن أبی گفت: از من دور شوید، به خدا قسم بوی بد الاغ تو مرا آزار می‏دهد. أنس می‭گوید: پس مردی از انصار گفت: به خدا قسم الاغ رسول خدا(ص) از تو خ