ان منحرفی را در مورد آنان اظهار داشت و برای پاسخ به‭این سخنان باطل همین قدر کفایت می‏کند که‭این آیات برادری ایمانی را برای آنان ثابت کرده است. تفصیل وقائع و رویدادهای میان آنان إن شاء الله ذکر خواهد شد.
خدای متعال بیان فرموده که مؤمنان در دین با هم برادر هستند و نقطه مشترک همه، اصلی واحد، یعنی ایمان است. بنابراین واجب است که میان برادرانی که با هم نزاع دارند صلح و سازش برقرار کرد. خدای متعال برای توجه دادن بیشتر به امر ایجاد سازش میان برادران، امر به تقوا کرده است، بنابراین معنی آیه چنین می‏شود: میان آنان صلح برقرار نمائید و پیشاهنگ و طلایه دار شما در ایجاد صلح و سازش و در همه امور، تقوا و خوف و خشیت از خدا باشد، بدین صورت که ملتزم و پایبند به حق باشید و حیف و میلی نسبت به‭یکی از برادران خود روا مدارید، زیرا آنان برادران شما هستند و اسلام میان همه مساوات برقرار کرده و فضل و فرقی میان آنان وجود ندارد و تا که شاید به سبب تقوا که همان التزام و پایبندی به اوامر و اجتناب از نواهی می‏باشد مورد رحمت خدا قرار بگیرید.(10) 
آیه کریمه جهت بزرگداشت امر ایجاد سازش میان مسلمانان، ایجاد سازش میان برادران و تقوای خدا را سبب نزول رحمت خدا دانسته است(11)  و ملاحظه می‏شود که گفته است: هنگامی‏که دو نفر با هم خصومت پیدا می‭کنند، تقوای خدا را رعایت کنید و نگفته است وقتی که دو گروه با هم در صلح بسر می‏برند تقوا را رعایت کنید، زیرا در حالت خصومت دو نفر، خوف توسعه پیدا کردن خصومت وجود دارد و در هنگام خصومت دو گروه، تأثیر فتنه‭یا مفسده، عام و شامل کل می‏باشد.(12)  کلمه «إنما» برای حصر است و بیانگر این است که برادری فقط در میان مؤمنان وجود دارد و میان مؤمن و کافر برادری وجود ندارد، زیرا اسلام همان پیوند جامع در میان پیروان خود می‏باشد. نیز بیانگر این امر می‏باشد امر ایجاد سازش و وجوب آن، در هنگام وجود برادری دینی و اسلامی‏در میان آنان می‏باشد، و مربوط به کفار نیست. پس اگر کافر ذمی‏یا مستأمن بود، کمک به او و حمایت از او و رفع ظلم از او واجب می‏باشد، آنچنان که‭یاری دادن به فرد مسلمان در صورتی که دشمن او کافر حربی بود، واجب می‏باشد.(13) 
ابن عربی می‭گوید: این آیه قاعده و مبنای اصلی در باب جنگ مسلمانان و قاعده عمده و اصلی در مورد جنگ کسانی است که از روی تأویل با هم وارد جنگ شده‏اند و صحابه نیز بر همین آیه استناد داشتند. از رسول خدا روایت است که فرمودند: «عمار بن یاسر توسط گروهی باغی به قتل می‏رسد» یعنی امر به جنگ با باغیان فرض کفائی است و اگر برخی از مکلفان به انجام آن اقدام کردند، از ذمه دیگران ساقط می‏شود، به همین دلیل گروهی از صحابه چون سعد بن أبی وقاص، عبدالله بن عمر و محمد بن مسلمه در این جنگ حضور نیافتند و هر یک از آنان برای عدم حضور در این جنگ عذری آوردند که امیرالمؤمنین علی آنها را پذیرفت.(14)  بسیاری از احکام وجود دارند که در هنگام بیان وقائع روی داده شده در میان صحابه در مورد آن سخن به میان خواهد آمد.
نظام داوری و حکمیت و جنگ با گروه باغی و تجاوزگر تا وقتی که به امر و حکم خدا برگردد، نظامی‏به حساب می‏آید که از نظر زمانی نسبت به تلاشهای بشری در این مسیر دارای قدمت است و برائت و پاکی آن از عیب و نقص نسبت به تلاشهای قاصر و بینوای بشر در همه تجربه‏های معلول و سقیم خود از کمال و برائت و سالمی‏واضحی برخوردار است. همچنین برخوردار از صفت پاکی و امانت و عدالت مطلق است، زیرا طرح دعوا در این نظام، در پیشگاه امر و قانونی صورت می‏گیرد که فارغ از غرض و میل بوده و نقص و قصوری به آن تعلق ندارد.(15)  تلاشهایی که از هنگام شعله ور شدن آتش جنگ برای برقرای صلح و سازش به انجام رسید، ادامه‭یافت تا اینکه با صلح بزرگی که امیرالمؤمنین حسن بن علی(رض) برای آن مقدمه چینی نمود، مزین گشت.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح البخاری، 2691؛ صحیح مسلم1799. 
2) التفسیر المنیر، زحیلی26/237.
3) التفسیر الصحیح، حکمت بشیر4/369.
4) صحیح البخاری7109.
5) التفسیر المنیر26/238.
6) همان.
7) یعنی دست چپ ندارد. این حدیث از احادیث صفات است. عده‭ای علما گفته‏اند به آن ایمان می‏آوریم و در تأویل آن وارد نمی‏شویم، لکن اعتقاد داریم که معنای ظاهری آن مد نظر نیست و معنایی در شأن خدا دارد. اما عده‭ای دیگر معتقدند که به معنایی در شأن و سزاوار آن تأویل می‏شود. اینکه رسول خدا فرموده‏اند «هر دو دست خدا راست است، تنبیهی بر این نکته است که دست به معنای یکی از اعضای بدن مد نظر نیست. مترجم
8) صحیح مسلم1827.
9) سورة الحجرات، د. ناصر عمری، ص305.
10) التفسیر المنیر26/239.
11) منهج القرآن الکریم فی إصلاح النفوس، حریری، ص16.
12) التفسیر المنیر26/239.
13) همان240.
14) همان242؛ أحکام القرآن، ابن العربی4/150.
15) فی ظلال القرآن6/3344.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:405.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:406.xml">نخست: تأثیر سبئیه در ایجاد فتنه</a><a class="text" href="w:text:409.txt">دوم: اختلاف نظر صحابه در مورد شیوه قصاص قاتلان عثمان(رض)</a><a class="folder" href="w:html:410.xml">سوم- دیدگاه خونخواهان عثمان چون طلحه، زبیر، عائشه و معاویه(رض)</a><a class="folder" href="w:html:414.xml">چهارم: موضع کسانی که از فتنه کناره گرفتند</a><a class="folder" href="w:html:429.xml">پنجم: موضع کسانی چون علی(رض) که قائل به تأخیرانداختن اجرای قصاص بر قاتلان عثمان تا هنگام استقرار و ثبات امور بودند</a><a class="folder" href="w:html:433.xml">ششم: خروج طلحه و زبیر و عائشه و همراهانشان به بصره برای اصلاح گری</a><a class="folder" href="w:html:444.xml">هفتم: خروج امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب(رض) به کوفه</a><a class="folder" href="w:html:451.xml">هشتم: تلاشهایی برای برقراری صلح</a><a class="folder" href="w:html:460.xml">نهم: برپایی جنگ</a><a class="folder" href="w:html:475.xml">دهم: بین ام المؤمنین عائشه و امیر مؤمنان علی بن أبی طالب</a><a class="folder" href="w:html:491.xml">یازدهم: سیره زبیر بن عوام و شهادت وی</a><a class="folder" href="w:html:507.xml">دوازدهم: سیره طلحه بن عبیدالله(رض) و شهادت وی</a></body></html>فتنه قتل عثمان(رض) سبب ایجاد فتنه‏های دیگری گشت و بر فتنه‏های بعد از خود سایه‏انداخت. در ایجاد فتنه قتل عثمان عوامل زیادی نقش داشت، از جمله: آسایش و ثروتمندی مردم و تأثیر آن در جامعه، طبیعت تحول اجتماعی در زمان ایشان، روی کار آمدن عثمان بعد از عمر، خروج بزرگان صحابه از مدینه، تعصب جاهلی، توقف مسیر فتوحات، ورع و پرهیزگاری جاهلانه برخی از افراد، بلند پروازی عده‭ای از افراد، دسیسه چینی کینه جویان و مغرضان، ترسیم یک نقشه قوی برای نسبت دادن عیب و نقصهایی به عثمان، بکارگیری وسائل و شیوه‏های مختلف برای تحریک مردم، نقش مؤثر عبدالله بن سبأ در این فتنه. تفصیل این مطالب در کتاب «تیسیر الکریم المنان فی سیرة عثمان بن عفان» تألیف اینجانب آمده است.(1)  به خاطر سیاست و روش نیکوی عثمان، جایگاه او در نزد رسول خدا، وجود احادیث فراوان در ستایش از وی و ازدواج 