 حدیث را ذکر نمود و در آن از جمله می‭گوید: پس پیامبر فرمود: ای اسامه کسی را که «لا إله إلا الله» بر زبان آورد کشتی؟ گفتیم: ای رسول خدا او این سخن را برای نجات جان خود بر زبان آورد. پیامبر فرمود: ای اسامه کسی را که «لا إله إلا الله» گفت کشتی؟ پیامبر همین طور این جمله را تکرار کرد(2)  تا اینکه اسامه گفت: به خدا دوست دارم که من این سابقه خود در اسلام را نمی‏داشتم و امروز مسلمان می‭شدم، اما آن مرد را نمی‏کشتم. من با خدا پیمان می‏بندم که دیگر هرگز فردی را که می‭گوید: «لا إله إلا الله» نکشم. پس پیامبر فرمود: ای اسامه بعد از من؟ اسامه گفت: بعد از شما.(3) 
از حرمله روایت است که گفت: اسامه مرا نزد علی فرستاد و گفت: علی اکنون از تو خواهد پرسید و می‭گوید چرا اسامه به جنگ نیامد؟ به او بگو: جواب اسامه‭این است: اگر تو در گوشه دهان شیر قرار می‏داشتی من دوست داشتم که در آنجا با تو باشم، لکن من اعتقادی به شرکت در این جنگ ندارم.(4) 
ابن حجر می‭گوید: وی چنین عذر خود را خواست که نیامدن وی به جنگ ناشی از بخل به علی و کراهت از وی نبوده است و اگر علی در سخت ترین شرایط هم باشد دوست دارد که با وی بوده و شخصاً او را یاری دهد و علت نیامدن وی به جنگ کراهیت از جنگ با مسلمانان است.(5)  در روایت دیگری ذهبی از زهری روایت کرده که گفت: علی با اسامه بن زید دیدار کرد و گفت: ای اسامه ما تو را از خود می‏دانستیم، چرا در جنگ همراه ما نشدی؟ اسامه گفت: ای ابوالحسن به خدا قسم اگر تو یک آرواره شیر را بگیری من هم همراه تو آن آرواره دیگر او را می‏گیرم تا اینکه‭یا هر دو هلاک شویم و یا هر دو زنده بمانیم. اما این کاری که تو در آن هستی- فتنه- به خدا قسم هرگز داخل آن نمی‏شوم.(6) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) همان2/500-501.
2) صحیح مسلم، شماره96؛ المستدرک، حاکم3/116.
3) سیر أعلام النبلاء2/505. اسناد آن صحیح و رجال آن ثقه هستند.
4) صحیح البخاری8/61-68.
5) فتح الباری13/67.
6) سیر أعلام النبلاء2/504.از وی روایت شده که در مورد علت خروج وی به جنگ همراه با معاویه و پدرش به صفین از وی سوال شد وی در جواب بیان کرد که او برای جنگ بیرون نرفته است، بلکه در اطاعت از پدرش به آنجا رفت. از حنظله بن خویلد عنبری روایت است که گفت: روزی نزد معاویه بودم که دو نفر آمدند و در مورد سر عمار بن یاسر با هم خصومت داشتند و هر کدام می‏گفتند من او را کشته‏ام. عبدالله بن عمرو بن عاص گفت: یکی از شما به نفع دیگری کنار بکشد، زیرا من از رسول خدا شنیدم که فرمود: عمار توسط گروهی باغی کشته می‏شود. پس معاویه گفت: ای عمرو چرا این سخن را می‏گویی، تو که خودت نیز با ما بودی؟! عبدالله گفت: پدرم از دست من نزد رسول خدا شکایت کرد و ایشان به من فرمودند: مادام که پدرت زنده است از او اطاعت کن. من هم در این جنگ با شما بودم اما نمی‏جنگیدم.(1)  از او روایت دیگری نیز وجوددارد که بر پشیمانی وی از حضور در جنگ صفین دلالت می‏کند. ابن سعد به صورت مستند از ابن أبی ملیکه(2)  روایت کرده که گفت: عبدالله بن عمرو گفت: من با صفین و جنگ با مسلمانان چکار داشتم، به خدا قسم دوست داشتم که ده سال قبل از آن می‏مردم، اما با این وجود به خدا قسم نه از شمشیرم استفاده کردم و نه با کمانم تیراندازی نمودم.(3)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد2/164سند آن صحیح است؛ تهذیب التهذیب3/52.
2) ابوبکر عبدالله تمیمی. وی از عبادله اربعه- چهار راوی حدیث که عبدالله نام داشته‏اند- روایت کرده است. تهذیب التهذیب5/268.
3) طبقات ابن سعد4/266. راویان آن ثقه هستند.ذهبی می‭گوید: وی از کسانی بود که از فتنه کناره جست و به سراغ کار خود رفت.(1)  از جعفر بن برقان روایت است که میمون بن مهران به بیان دسته‏های مردم و اختلاف آنان در مورد امر عثمان و طلحه و زبیر و معاویه سخن می‏گفت و از جمله چیزهایی که بیان کرد این بود: گروهی که کنار کشیدند از جمله آنان می‭توان به سعد بن أبی وقاص، ابوایوب انصاری، عبدالله بن عمر، اسامه بن زید، حبیب بن سلمه فهری، صهیب بن سنان، محمد بن مسلمه‭اشاره کرد که همراه با بیشتر از ده هزار نفر از اصحاب رسول خدا و تابعین آنان بودند و همگی گفتند: ما عثمان و علی را دوست داریم و از هیچ یک از آن دو تبری نمی‏جوییم و بر مؤمن بودن آن دو و پیروان آنان شهادت می‏دهیم و در مورد آنان خوف و رجا داریم.(2) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سیر أعلام النبلاء2/18.
2) دول الإسلام1/29؛ تاریخ دمشق، ص503-505.ابن أبی شیبه و خلیفه بن خیاط و ابن سعد از شعبه روایت کرده‭اند که گفت: از حکم سوال کردم: آیا ابوایوب در جنگ صفین شرکت کرد؟ گفت: خیر، اما در جنگ نهروان شرکت داشت.(1) 
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) مصنف ابن أبی شیبة15/303؛ تاریخ خلیفه بن خیاط، ص196؛ الطبقات الکبری3/249.روایت است که وی در جنگهای جمل و صفین شرکت نداشت. وی یکی از راویان احادیثی است که از ورود در فتنه نهی می‭کنند. وی می‭گوید: رسول خدا فرمود: فتنه‏هایی روی خواهد داد که کسی که در آن فتنه‏ها نشسته باشد بهتر از کسی است که در آنها به پا ایستاده باشد و کسی که در آنها به پا ایستاده باشد بهتر از کسی است که در آنها راه برود و کسی که در آنها راه برود بهتر از کسی است که در آنها به تندی حرکت می‏کند. هر کس در معرض آنها قرار بگیرد آن فتنه‏ها او را بهلاکت می‏اندازند. هر کس پناهگاه و مفری برای فرار از آن فتنه‏ها پیدا کرد به آنجاها پناه ببرد.(1) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح مسلم4/2211-2212.ذهبی می‭گوید: وی فرماندار عثمان در مصر بود. گفته‏اند وی در نبرد صفین شرکت داشت. اما رأی ظاهر این است که وی به رمله رفت و در آنجا عزلت اختیار کرد.(1) 
اینها تنها قطره‭ای از دریای سخنان صحابه‭ای است که از فتنه کنار نشستند و در آن شرکت نکردند و حتی برخی از آنان دیگران را از حضور در آن بر حذر می‏داشتند. این امر اقتناعی بود که تکوین یافته از خلال احادیثی بود که روایت کرده‏بودند و در آنها از ورود به فتنه‭ای که در آینده میان مسلمانان روی می‏داد نهی کرده‏بودند. این صحابه میان جنگ با خوارج و جنگ در جمل و صفین قائل به تفاوت بودند، چه تعدادی از آنان چون أبو برزه و أبوأیوب انصاری که از فتنه میان مسلمانان در جمل و صفین عزلت گرفته بودند در آن شرکت داشتند. نیز این گروه از صحابه که از فتنه عزلت گرفته بودند بعد از اینکه معاویه خلافت را بعد از کناره گیری حسن بن علی از خلافت و بیعت امت با او بدست گرفت، به سرعت با معاویه بیعت کردند.
ابن حجر می‭گوید: همه افرادی چون عبدالله بن عمر و سعد بن أبی وقاص و محمد بن مسلمه که از فتنه کنار کشیده بودند با معاویه بیعت کردند.(2) 
چیزی که از خلال نصوص مذکور می‭توان فهمید این است که علت خودداری این صحابه از همراهی با دو طرف درگیر، یا به‭این دلیل بوده که اوضاع برای آنان مشتبه 