 از مکه خارج شدند جمعی از صحابه رسول خدا حضور داشتند(10)  و چنان که بروکلمان اظهار داشته است وی بر هیچ یک از همراهان خود سلطه نداشت تا هرجا که بخواهد مردم را ببرد.(11)  روایاتی که طبری آورده است بیانگر این می‏باشد که ام المؤمنین عائشه و همراهانش در تلاش برای اصلاح و ایجاد سازش مورد تأیید دیگر زنان رسول خدا و تعداد زیادی از مردم بصره بودند.(12)  این تعدا زیاد از مردم بصره را نمی‭توان دست کم گرفت، زیرا طلحه و زبیر در توصیف آنان اظهار داشته‏اند که از برگزیدگان و نیکان بصره بودند(13)  و عائشه هم آنان را افرادی صالح توصیف کرده است.(14)  خروج این تعداد از افراد صالح فقط به خاطر اعتقاد راسخ آنان به‭این امر بوده که‭این خروج را سودمند می‏دانستند و معتقد بودند مقصد آن درست و صحیح است و امیرالمؤمنین هم این را می‏دانست و اینکه برخی از افراد اظهار داشته‏اند کسانی که با عائشه از مکه خارج شدند جمعی از نادانان و اوباش و آشوبگران بودند سخنی مردود رانده‏اند، (15)  زیرا بعد از جنگ جمل امیرالمؤمنین علی در میان کشته شدگان افراد همراه عائشه‭ایستاد و اقدام به اظهار ترحم بر آنان و بیان فضائل آنان کرد.(16)  بعداً در مورد اینکه‭این خروج، خروج عده‭ای از اوباش و اغتشاش گران نبوده است و اینکه عائشه بر عده‭ای از نادانان حکم نرانده است و اینکه خروجی از سر هوشیاری بوده و در آن برخی از بزرگان صحابه حضور داشته‏اند بحث خواهد شد.(17) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
10) دور المرأة السیاسی، ص384.
11) تاریخ الشعوب الإسلامیة، ص111، 114، 117.
12) تاریخ طبری5/475.
13) همان به نقل از دور: المرأة السیاسی، ص385.
14) همان.
15) نک: الإمامة و السیاسة1/57.
16) تاریخ طبری5/574.
17) دور المرأة السیاسی، ص385. در این سال زنان رسول خدا برای فرار از فتنه عازم حج شدند. وقتی که در مکه به مردم خبر رسید که عثمان به قتل رسیده است، در حالی که از مکه خارج شده بودند به آنجا برگشتند و در این شهر اقامت کردند و منتظر ماندند تا ببینند مردم چکار می‭کنند و همواره اخبار را دنبال می‭کردند. پس وقتی که با علی بیعت شد برخی از صحابه که به خاطر وجود اوباش در مدینه، از ماندن در آن کراهت داشتند از مدینه خارج شدند. بنابراین تعداد زیادی از صحابه و أمهات المؤمنین در مکه اجتماع نمودند.(18)  دیگر زنان رسول خدا در مورد رفتن به مدینه با عائشه هم رأی بودند، اما وقتی که نظر عائشه و صحابه همراه وی بر این شد که به بصره بروند، از تصمیم خود برگشتند و گفتند: ما به جایی غیر از مدینه نمی‏رویم.(19)  أمهات المؤمنین در مورد خروج برای خونخواهی عثمان با هم اختلاف نظر نداشتند، بلکه زمانی که مسیر حرکت از مدینه به بصره تغییر پیدا کرد، در مورد آن دچار اختلاف نظر شدند. ام المؤمنین حفصه در مورد رفتن به بصره با عائشه موافق بود، لکن برادرش عبدالله او را قسم داد که خارج نشود. پس عدم خروج وی ناشی از عدم موافقت وی نبود(20)  و به عائشه گفت: عبدالله نگذاشت که من حرکت بکنم و کسی را برای بیان عذر خود نزد عائشه روانه کرد.(21) 
تقریباً روایات شائع بیانگر این هستند که ام سلمه موافق با رأی عائشه نبود، بلکه رأی علی می‏پسندید(22)  اما نزدیک ترین روایات به صحت بیانگر این امر می‏باشد که وی فرزندش عمر بن أبوسلمه را نزد علی فرستاد و گفت: به خدا قسم پسرم عمر را که بیشتر از خودم دوست دارم همراه تو می‏آید تا در همه صحنهها با تو حضور یابد. پس عمر همراه علی شد و همواره در کنار وی حضور داشت.(23)  با تحقیق در این روایت نمی‭توان به‭این نتیجه رسید که‭این کار ام سلمه، یعنی فرستادن فرزندش به نزد علی، به معنی مخالفت وی با نظر أمهات المؤمنین مبنی بر ایجاد سازش در میان مؤمنان است، زیرا چنان که دیدیم و چنان که در پیگیری وقایع خواهیم دید، عائشه و همراهان وی چنین معتقد نبودند که با این خروج خود قصد مخالفت با علی را دارند یا اینکه قصد خروج بر خلافت علی را دارند. هم چنین ما در روایات صحیح چیزی را ندیده‎ایم که دلالت بر این داشته باشد که عائشه با نظر أمهات المؤمنین مبنی بر اهمیت تلاش برای ایجاد سازش و اصلاح مخالفت کرده است.(24)  أمهات المؤمنین می‏دانستند که خروج برای اصلاح و ایجاد سازش در میان مسلمانان داخل در چهارچوب واجب کفائی است و ضابطه و معیار در فرض کفائی این است که در این نوع از واجب، طلب متوجه تک تک مکلفان نیست، بلکه متوجه کسانی است که اهلیت اقدام به انجام آن را دارند و اهلیت اقدام به‭این کار، یعنی ایجاد سازش در میان مسلمانان به صورت کامل و از حیث جایگاه و سن و سال و علم و توانایی، در خانم عائشه صدیقه وجود داشت و به اجماع جمهور مسلمانان وی از همه آنان به احکام شرعی داناتر بود.(25)  هم چنین وی به مسائل عمومی‏جامعه اهتمام داشت و از شخصیتی بسیار فرهیخته برخوردار بود. این شخصیت وی دستاورد چند چیز بود: نخست اینکه وی دختر ابوبکر صدیق بود که به‭ایام العرب و نسبهای آنان دانا بود. دوم اینکه وی در خانه رسول خدا زندگی می‭کرد، آن خانه‭ای که بنیانهای اداره دولت اسلامی‏از آن برخاست. هم چنین وی دختر خلیفه اول مسلمانان بود. علما این جایگاه والای وی را مورد تأکید قرار داده‏اند. عروه بن زبیر می‭گوید: من با عائشه مصاحبت داشتم و کسی را ندیده که به‏اندازه او به‭ آیات قرآن، واجبات، سنتها و شعر داناتر بوده و روایات بیشتری داشته و نسبت به‭ایام العرب و انساب و فلان و فلان و قضا و طب آگاه تر باشد.(26)  شعبی در مورد وی سخن رانده و از فقاهت و دانایی وی اظهار شگفتی می‏کند و سپس می‭گوید: در مورد ادب نبوت چه گمانی دارید؟! عطا می‭گوید: عائشه فقیه ترین مردم و در مورد امور عمومی‏نیک رأی ترین مردم بود.(27)  أحنف بن قیس رئیس بنی تمیم و یکی از بلیغان عرب می‭گوید: من خطبه ابوبکر و عمر و عثمان و علی و خلفای بعد از آنان را شنیده ام، اما سخنی را از دهن مخلوقی نشنیدهام که باعظمت تر و نیکوتر از سخن عائشه باشد. معاویه هم چنین چیزی را گفته است.(28) 
وقتی که عائشه راهی بصره شد سائر أمهات المؤمنین وی را بدرقه کردند. این کار آنان یکی از معانی و مفاهیم یاری دادن و تشویق وی به انجام کارش می‏باشد.(29) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
18) البدایة و النهایة7/241.
19) همان.
20) دور المرأة السیاسی، ص386.
21) تاریخ طبری5/487.
22) أنساب الأشراف4/224.
23) أسد الغابة4/169؛ الإصابة4/487؛ دور المرأة السیاسی، ص387؛ المستدرک، مرویات مخنف، ص257.
24) دور المرأة السیاسی، ص387.
25) سیر أعلام النبلاء2/183.
26) همان.
27) همان185.
28) همان183.
29) دور المرأة السیاسی، ص389. به طرق صحیحی روایت شده که عائشه بر آب حوأب گذر کرده است. از یحیی بن سعید بن قطان از اسماعیل بن أبوخالد از قیس بن حازم روایت است که رسول خدا به زنان خود فرمود: اگر سگان آب حوأب بر یکی از شما پارس کند چه حالی خواهد داشت؟! (30)  از طریق شعبه از اسماعیل نیز روایت شده است و لفظ شعبه چنین ا