روتنانه براي خدا بپا خيزيد.
به فهم او «نماز میانه» نماز عصر است و این فهم و استنباط را با استناد به حدیثی گفته که رسول‎الله (ص) در روز جنگ احزاب فرمود: «شغلونا عن الصلاة الوسطى صلاة العصر، ملأ الله بيوتهم وقبورهم ناراً»(2)  یعنی: ما را از نماز میان، نماز عصر مشغول کردند، خداوند خانه‌ها و قبرهایشان را پر از آتش کند) .(3)
 نیز از دیگر موارد تفسیر ایشان این است که در روایت آمده ‌امیرمؤمنان علی (رض) از آیه‌ی:
(إِن تَجْتَنِبُواْ کَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنکُمْ سَيِّئَاتِکُمْ وَنُدْخِلْکُم مُّدْخَلاً کَرِيمًا) (نساء /31) 
اگر از گناهان كبيره‌اي بپرهيزيد كه‌از آن نهي شده‌ايد، گناهان صغيره شما را (با فضل و رحمت خود) از شما مي‌زدائيم و (به شرط استغفار از كبائر و عدم اصرار بر صغائر) شما را به جايگاه ‌ارزشمندي (كه بهشت برين است) وارد مي‌گردانيم. 
سهل ابن ابی خثیمه ‌از پدرش روایت می‌کند که: من در همین مسجد – کوفه – بودم، علی روی منبر سخنرانی می‌کرد و می‌گفت: ای مردم کبائر (گناهان کبیره) هفت تا هستند، مردم فریاد کشیدند، سه بار این سخنش را تکرار کرد و گفت: چرا از من نمی‌خواهید آن هفت گناه کبیره را برایتان بگویم؟ گفتند: آنها کدامند؟ فرمود: شرک ورزیدن به الله، قتل و کشتن ناحق، تهمت زدن به زنان پاکدامن، خوردن مال یتیم، خوردن ربا، فرار از معرکه‌ی جهاد هنگام رو در رویی و انصراف از هجرت(4) .
این نظر و دیدگاه علی(رض) بر مبنای حدیثی است که رسول‎الله (ص) فرمودند: «اجتنبوا السَّبع الموبقات» یعنی: از هفت گناه هلاک کننده بپرهیزید. عرض کردند: ای رسول خدا آنها کدامند؟ فرمودند: «الشّرک بالله و السّحر و قتل النّفس التی حرم الله‌الاّ بالحق واکل مال الیتیم و التّولی یوم الزّخف و قذف المحصنات المؤمنات الغافلات»: (شرک ورزیدن به خدا، افسون وجادوگری، کشتن کسی که خداوند قتلش را حرام کرده مگر بر حق، رباخواری، خوردن مال یتیم، فرار از معرکه‌ی جنگ هنگام رودررویی با کفّار و تهمت زدن به زنان پاکدامن بی‌خبر .(5)
 تفسیر و فهم نصی با نصی دیگر از منهج و روش امیر مؤمنان علی در تفسیر قرآن بوسیله‌ی سنّت است.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر ابن جریر اسناد آن صحیح است/327.
2) مسلم (1/437).
3) مسلم1/437.
4) تفسیر طبری5/25
5) بخاری الوصایا، ش/2766.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:461.txt">1- نقش سبئیان در برپایی جنگ</a><a class="text" href="w:text:462.txt">2- مرحله نخست در جنگ جمل</a><a class="text" href="w:text:463.txt">3- مرحله دوم نبرد جمل</a><a class="text" href="w:text:464.txt">4- تعداد کشته شدگان</a><a class="text" href="w:text:465.txt">5- آیا صحت دارد که طلحه بن عبیدالله توسط مروان بن حکم به قتل رسیده است؟</a><a class="text" href="w:text:466.txt">6- ندای امیرالمؤمنین علی بعد از جنگ</a><a class="text" href="w:text:467.txt">7- بازدید علی از کشتگان و ترحم وی بر آنان</a><a class="text" href="w:text:468.txt">8- بیعت مردم بصره</a><a class="text" href="w:text:469.txt">9- حدیث ابی بکره از رسول خدا</a><a class="text" href="w:text:470.txt">10- تاریخ نبرد جمل</a><a class="text" href="w:text:471.txt">11- آيا در حالي كه اين زنان مسلمان هستند دست از سر انان بر نداريم؟</a><a class="text" href="w:text:472.txt">12- عذر خواهی ابوبکره ثقفی از قبول امارت بصره</a><a class="text" href="w:text:473.txt">13- موضع علی بن أبی طالب(رض) در مقابل کسانی که به عائشه(رض) ناسزا گفته بودند</a><a class="text" href="w:text:474.txt">14- دفاع عمار بن یاسر از ام‌المؤمنین عائشه(رض)</a></body></html>در اردوگاه لشکر علی، تعدادی از آن طاغیان و خوارج که عثمان را به قتل رسانده بودند حضور داشتند که برخی از آنان بعینه معلوم نبودند و برخی دیگر مورد حمایت قبائل خود بودند و عده‭ای هم بودند که دلیلی در مورد اتهام آنان وجود نداشت و برخی دیگر منافق بودند و توانایی اظهار نفاق خود را نداشتند.(1)  پیروان ابن سبا جهت نجات یافتن خود از قصاص تمایل زیادی به برافروخته ساختن آتش فتنه و شعله ور ساختن آتش آن داشتند.(2)  وقتی مردم فرود آمدند و آرام گرفتند علی روان شد و طلحه و زبیر نیز روان شدند و به هم رسیدند و درباره مورد اختلاف با هم سخن گفتند و وقتی دریافتند که کار به تفرقه افتاده و نمی‭توان به جایی رسید کاری را بهتر از صلح و جلوگیری از جنگ ندانستند. بدین ترتیب- با چنین توافقی- از هم جدا شدند و علی به اردوگاه خود و طلحه و زبیر هم به اردوگاه خود بازگشتند. طلحه و زبیر پیش سران گروه خود فرستادند و علی نیز پیش سران قوم خود فرستاد، البته بجز آنهایی که عثمان را محاصره کرده‏بودند. آن شب به نیت صلح و عافیت گذشت و شکی در وقوع صلح نداشتند و برخی نزد برخی دیگر بوده و برخی نزد برخی دیگر می‏رفتند و جز صلح نیت و سخن دیگری نداشتند. اما کسانی که در ماجرای فتنه و قتل عثمان دست داشتند بدترین شب عمر خود را می‏گذراندند، زیرا در شرف مرگ قرار گرفته بودند. آنان آن شب را با هم به مشورت پرداختند. یکی از آنان- مالک اشتر- گفت: حال طلحه و زبیر را دانسته بودیم، اما حال علی را تا به امروز ندانسته بودیم. آنان این موضوع را وقتی فهمیدند که علی از مردم درخواست کرد که فردا حرکت کنند و کسی از افرادی که به نحوی در قتل عثمان دست داشته است با وی حرکت نکند. آن فرد همچنین گفت: به خدا رای مردم در مورد ما یکسان است و اگر با علی صلح کنند بر سر خون ماست.(3)  عبدالله بن سبأ- که در میان آنان بود و مورد مشورت قرار می‏گرفت- گفت: ای مردم پیروزی شما در اختلاط با آنان است. پس با آنان مماشات کنید- یا با آنان مخلوط شوید- و چون فردا افراد به ملاقات آمدند میان آنان جنگ اندازید و فرصت تفکر به آنان ندهید تا کسی که با وی هستید از صلح بازبماند و خدا علی و طلحه و زبیر و موافقان آنان را از کاری که شما خوش ندارید باز بدارد. آنان این رأی را پسندیدند و بر این قرار پراکنده شدند و سایر مردم از این ماجرا بی خبر بودند.(4)  آنان مخفیانه در مورد این رأی با هم به توافق رسیدند و صبحدم بی آنکه همسایگان بدانند رفتند و پنهانی به کار پرداختند و مضریان نزد مضریان و ربیعیان سوی ربیعیان و یمنیان نزد یمنیان رفتند و سلاح در آنان نهادند. مردم بصره و دیگر افراد در برابر کسانی که به آنان حمله آورده بودند بپا خاستند. طلحه و زبیر با سران قوم مضر آمدند و عبدالرحمان بن حارث بن هشام را جهت آرایش دادن و فرماندهی سمت راست و عبدالرحمان بن عتاب بن أسید را جهت آرایش دادن و فرماندهی سمت چپ فرستادند و خود در مرکز سپاه‭ ایستادند و گفتند: چه شده است؟ گفته شد: مردم کوفه شبانه بر ما حمله آوردند. پس طلحه و زبیر گفتند: می‏دانستیم که علی تا خون نریزد و حرمت نشکند دست بر نمی‏دارد و با ما صلح نمی‏کند. سپس با مردم بصره برگشتند. مردم بصره مهاجمان را بکوفتند و سوی اردوگاهشان راندند.(5)  علی و اهل کوفه سر و صدا را شنیدند. سبئیون یکی را نزد علی نهاده بودند تا آنچه را که خود می‏خواهند به علی گزارش دهد و چون علی گفت: چه شده است؟ آن مرد گفت: ناگهان جمعی از مخالفان به 