 سبئیون به توسعه دادن به دائره اختلاف درمیان فرزندان امتی که قدر مشترک آنان عشق به صحابه و اقتدا به آنان بعد از رسول خدا می‏باشد.
ب- برخی از شعرا و جاهلان و افراد قبائل در بزرگ جلوه دادن این ماجرا ایفای نقش کردند تا این آمار با اشعاری که آنان درست کرده و به برخی از سران و سواران خود منسوب می‭کنند تناسب داشته باشد. علاوه بر این قصه گویان قصههای شبانه و راویان اخباری نیز که از خلال وقائع و ماجراهای مهیج در پی کسب نظر مردم هستند در این امر نقش داشته‏اند.
ج- ایجاد اعتماد به نفس در میان پیروان اوباش و سبئیون برای اثبات موفقیت نقشهها و تدابیر آنان.(7) 
در مورد تعداد واقعی کشته شدگان این جنگ باید گفت که تعداد آنان بسیار زیاد نبوده است، به چند دلیل از جمله:
الف- مدت جنگ بسیار کم بود، زیرا ابن أبی شیبة با سند صحیح روایت(8)  کرده است که جنگ بعد از ظهر آغاز شد و چون آفتاب غروب کرد کسی از افرادی که در اطراف شتر دفاع می‭کردند باقی نماند.
ب- سبک و سیاق نبرد دفاعی بود و هر دو گروه فقط از خود دفاع می‭کردند.
ج- هر دو گروه در مورد جنگ احساس حرج می‭کردند، زیرا به حرمت زیاد خون مسلمان اطلاع داشتند.
د- در جنگ یرموک سه هزار نفر شهید شدند و در جنگ قادسیه هشت هزار و پانصد نفر شهید شدند، حال آنکه‭این جنگ سه روز ادامه‭یافت. پس اگر جنگ جمل را با این دو مقایسه کنیم پی خواهیم برد که تعداد کشته شدگان جنگ جمل زیاد نیست. علاوه بر این آن دو جنگ از نوع جنگهای تعیین کننده در تاریخ امتها بودند و شدت جنگ جمل به پای شدت و سختی آن دو نمی‏رسید.
و- خلیفه بن خیاط لیستی از اسامی‏کسانی را که در جنگ جمل کشته شده‏اند ذکر کرده است که قریب به صد نفر می‏باشند.(9)  پس اگر فرض کنیم که تعداد آنان دویست نفر بوده است و نه صد نفر، این بدان معنی است که کشته شدگان نبرد جمل بیشتر از دویست نفر نمی‏باشد. این رقمی‏است که دکتر خالد بن محمد غیث در رساله خود تحت عنوان «استشهاد عثمان و وقعة الجمل فی مرویات سیف بن عمر فی تاریخ الطبری، دراسة نقدیة» ترجیح داده است.(10)  
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مروج الذهب3/367.
2) همان.
3) تاریخ خلیفة بن خیاط، ص186. سند آن مرسل است.
4) تاریخ طبری5/542-555.
5) تاریخ خلیفة بن خیاط، ص186. سند آن منقطع است و سند آن به قتاده حسن می‏باشد.
6) مصنف ابن أبی شیبة7/546؛ فتح الباری13/62.
7) الإنصاف، ص455.
8) مصنف ابن أبی شیبة7/546؛ فتح الباری13/62.
9) تاریخ خلیفة بن خیاط، ص187-190.
10) استشهاد عثمان و وقعة الجمل، ص215.بسیاری از روایات به‭این امر اشاره دارند که طلحه بن عبیدالله توسط مروان بن حکم به قتل رسیده است.(1)  اما با بررسی این روایات به‭این نتیجه می‏رسیم که مروان در این امر دخالتی نداشته است و از این تهمت مبرا است، به دلایل زیر:
الف- ابن کثیر می‭گوید: گفته‏اند که کسی که‭این تیر را به سوی طلحه پرتاب کرد مروان بن حکم بوده است. نیز گفته‏اند: کسی دیگر این تیر را پرتاب کرده بود. من این قول را به واقعیت نزدیک می‏بینم، گرچه قول اول مشهور تر است. والله أعلم.(2) 
ب- ابن العربی می‭گوید: می‏گویند: مروان طلحه را به قتل رسانده است، چه کسی جز خداوند از این امر اطلاع دارد، حال آنکه کسی که روایت وی صحیح باشد آن را نقل نکرده است.(3) 
ج- محب الدین خطیب می‭گوید: این خبر وارده در مورد قتل طلحه به وسیله مروان به مانند یک بچه سر راهی است که پدر و مادر آن معلوم نیست.(4) 
د- سببی که بیان شده که مروان به خاطر آن طلحه را به قتل رسانده است باطل می‏باشد. این سبب مورد ادعا این است که مروان طلحه را متهم به‭این کرده بود که در قتل عثمان دست داشته است. این سبب ادعا شده صحیح نیست، زیرا از طریق صحیحی ثابت نشده که کسی از صحابه در ماجرای قتل عثمان دست داشته است.
ﻫ- مروان و طلحه در روز جنگ جمل در صف واحدی حضور داشتند و هر دو مردم را به اصلاح و سازش فرا می‏خواندند.(5) 
و- معاویه در زمان خلافت خود مروان را والی مکه و مدینه کرد. پس اگر این قضیه صحت می‏داشت معاویه او را والی مسلمانان و مقدس ترین سرزمینها در نزد خدا نمی‭کرد.
ی- در صحیح بخاری(6) - که می‏دانیم نویسنده آن یعنی بخاری در موضوع پذیرفتن روایات بسیار دقت و بررسی می‭کرد- روایتی از مروان آمده است. پس اگر اقدام مروان به قتل طلحه صحیح می‏بود همین عامل برای ردّ روایت او و قدح در عدالت وی کافی می‏بود.(7) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) طبقات ابن سعد3/223؛ تاریخ المدینة4/1170؛ تاریخ خلیفة، ص185.
2) البدایة و النهایة7/248.
3) العواصم من القواصم، ص157-160.
4) همانجا.
5) استشهاد عثمان و وقعة الجمل، ص202.
6) فتح الباری2/520؛ استشهاد عثمان، ص203.
7) استشهاد عثمان و وقعة الجمل، ص202.بعد از اینکه جنگ رو به اتمام نهاد منادی علی ندا در داد: مجروحان را خلاص نکنید، فراریان را دنبال نکنید، وارد خانههای مردم نشوید. هر کس سلاح بر زمین بگذارد در امان است، هر کس در خانه خود را ببندد در امان است. سپاه علی از غنائم نصیبی ندارد مگر از سلاح و چهارپایانی که به میدان نبرد آورده شده‏اند و غیر از این نمی‭توانند چیز دیگری ببرند. سپس منادی علی در میان سپاه بصره ندا در داد که اگر کسی از آنان وسایل خود را در دست سپاه من دید می‭تواند آن را از آنان بازستاند.(1)  برخی از سپاهیان علی گمان برده بودند که علی اسرا را در میان آنان تقسیم خواهد کرد. پس در این مورد سخن راندند و آن را میان مردم منتشر ساختند، اما علی بسیار زود آنان را غافلگیر ساخت و به آنان گفت: شما نمی‭توانید ام ولید بگیرید- یعنی زنانشان را اسیر کنید- و میراث بر اساس فرائضی است که خداوند تعیین کرده است. هر زنی که شوهرش کشته شده است باید چهارماه و ده روز عده بشمارد. پس این گروه از سپاهیان علی از سر انکار و تأویل گفتند: ای امیر المؤمنین آیا شما خون آنان را برای ما حلال می‏دانید اما زنانشان را برای ما حلال نمی‏دانید؟ علی گفت: در مورد مسلمانان چنین عمل می‏شود. سپس گفت: تیرهایتان را بیاورید و در مورد اینکه عائشه که فرمانده و سرکرده آنان است قرعه بیندازید و ببینید که سهم کدام یک از شما می‏شود! ! پس آنان پراکنده شدند و گفتند: از خدا طلب آمرزش می‏کنیم. پس بدین طریق برایشان روشن شد که سخن و گمان آنان خطای فاحشی دارد. اما علی برای اینکه آنان را راضی گرداند به هر کدام از آنان از بیت المال پانصد درهم داد.(2) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) خلافة علی بنأبی طالب، عبدالحمید، ص168؛ مصنف ابن أبی شیبة15/286. سند آن صحیح است.
2) مصنف ابن أبی شیبة15/286. ابن حجر سند آن را صحیح دانسته است13/57.بعد از پایان جنگ علی همراه با چند نفر از یاران خود خارج شد تا در میان کشتگان جستجو و بازدید کند. در این اثنا چشمش به محمد بن طلحه(سجاد) افتاد و گفت: إنا لله و إنا إلیه راجعون، به خدا قسم او جوانی صالح بود. سپس غمگین و محزون نشست و برای کشتگان دعای مغف