 عريان شدن عورت دشمن، او را رها کرد و نكشت و برگشت، رسول‎ الله (ص) نيز او را تأييد كرد و اين رفتار به ما ارزش گذشت را مي‌آموزد و از آن می‌آموزيم كه چگونه فضائل اخلاقي را نسبت به دشمن و حتّي در ميدان جنگ رعايت كنيم. 
- وجوب فداكاري و جانفشاني در راه خدا و با چنين روحيه‌اي اسلام را به پيروزي می‌رساند و شهدا را به بهشت می‌رساند و اين همان چيزي است كه برخي از مهاجرين و انصار در اين جنگ و ديگر جنگها از خود به نمايش گذاشته‌اند.
- استفاده كردن از امكانات، واجب است و به همين علّت پيامبر(ص) برخي از اصحاب را در كوه ‌احُد مستقر کرد، ليكن نافرماني كردند و پايين آمدند و اين‌يكي از اسباب شكست بود.
- از اين روايت شجاعت و جوانمردي علي ثابت مي‌شود، چون اگر دلاور نبود با ديدن آن سپاه هرگز به ميدان نمي‌رفت چراكه ‌احتمال كشته شدنش زياد بود.(1) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السيرة النبوية صلابي 2/145، غزوة احد، ابي فارس 65-69.مورخان و اهل تحقيق معتقدند که غزوه‌ی بني نضير در ماه ربيع الأوّل سال چهارم هجري و بعد از جنگ اُحُد بوده ‌است، ابن القيّم رحمه‌الله نظريه کسانی را كه مي‌گويند: غزوه بني نضير شش ماه بعد از جنگ بدر بوده ‌است رد مي‌كند و می‌گويد: محمد بن شهاب زهري بر آن باور است كه غزوه‌ی بني نضير شش ماه بعد از جنگ بدر بوده ‌است و اين توهم‌يا اشتباهي بيش نيست. ترديدي نيست كه ‌اين غزوه بعد از اُحُد اتفاق افتاده و آن غزوه‌اي كه شش ماه بعد از جنگ بدر بوده، غزوه‌ی بني قينُقاع بوده و غزوه بني قريظه بعد از خندق و جنگ خيبر بعد از حُديبيه روی داده است.(1) 
ابن العربي مي‌گويد: گفته‌ی صحيح اين است كه غزوه‌ی بني نضير بعد از جنگ احد بوده‌ است(2) . ابن كثير نيز همين قول را ترجيح داده ‌است، در اين غزوه بود كه شبي صحابه علي(رض) را گم كردند، پيامبر (ص) فرمود: «انّه في بعض شانكم »: (او براي انجام برخي از اموراتتان رفته‌است)، طولي نكشيد كه علي با سر‌يكي از دشمنان آمد، علي به كمين‌يهودي‌ای نشسته بود که با گروهي از‌يهوديان به هدف‌يورش در وقت غفلت مسلمانان، بيرون آمده بودند، آن مرد‌يهودي شجاع و تيراندازی ماهر بود كه در درگيري با علي كشته شده و گروه‌يهوديان فرار كردند.(3) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) زاد المعاد 3/249.
2) احكام القرآن، ابن العربي 4/1765.
3) امتاع الاسماع، مقريزي 1/180.روایات مختلف و متعددی در خصوص سال تولّد علی وجود دارد و حسن بصری می‌گوید: علی پانزده‌یا شانزده سال قبل از بعثت متولد شده‌ است(1)  ابن اسحاق می‌گوید: ده سال قبل از بعثت متولّد شده‌است.(2)  و ابن حجر قول ابن اسحاق را ترجیح داده ‌است(3)  محمد بن علی باقر در این باره دو قول ذکر کرده‌ است که ‌یکی از آن دو همان قول ابن اسحاق است مبنی بر این که علی ده سال قبل از بعثت متولّد شده و ابن حجر همین قول را ترجیح داده‌ است (4)  و قول دوّم محمد بن علی باقر این است که پنج سال قبل از بعثت متولّد شده‌است.(5) ، و از دیدگاه مؤلف نیز این قول ابن حجر ابن اسحاق نسبت به دیگر اقوال ارجحیّت دارد. ده سال قبل از بعثت متولّد شده‌است و فاکهی می‌گوید: علی اوّلین نوزاد از بنی‌هاشم است که داخل کعبه متولّد شده‌ است.(6) 
حاکم می‌گوید: طبق اخبار متواتر علی داخل کعبه به دنیا آمده‌ است.(7)  
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المعجم الکبیر طبرانی (163/54/1) با سند مرسل.
2) السیرة النبویّة (252/1) بدون سند.
3) الاصابه (501/2) زندگینامه علی (رض).
4) المعجم الکبیر طبرانی (165/53/1) و اسناد آن حسن به بعد مرسل است.
5) المعجم الکبیر طبرانی (166/53/1) اسناد آن تا محمد باقر حسن و از آن به بعد مرسل است.
6) فتح الباری 174/7 و الإصابه 507/2
7) صاحب اخبار مکّه به تحقیق عبدالمالک بن دهیش.اين غزوه در واقع كامل كننده جنگ احد بوده ‌است. هنگامی‌كه مسلمانان در شامگاه پانزدهم ماه شوّال سال سوّم هجري به مدينه بازگشتند، هنوز صبح نشده بود كه مردم براي نماز فجر بيرون آمده بودند كه موذن رسول‎ الله (ص) اعلام كرد براي تعقيب دشمن به سرعت آماده شويد و كسي به جز کسانی كه در جنگ احد حضور داشته‌اند، بيرون نرود، مردم علي رغم زخمها و خستگي زیادی كه داشتند به درخواست رسول‎ الله (ص) لبيك گفتند. رسول‎ الله (ص) پيشاپيش مردم حركت مي‌كرد و به عبدالله بن أبيّ اجازه خروج نداد و ايشان به كسي غير از شاهدان جنگ احد اجازه خروج ندادند، جز جابر بن عبدالله‌انصاري كه پدرش در اُحُد به شهادت رسيده بود و به خاطر سرپرستی هفت نفر دخترش در خانه، پدرش به ‌او اجازه نداده بود در جنگهاي بدر و اُحُد شركت كند. سپاه ‌اسلام از مدينه خارج شد، در حاليكه رسول‎ الله (ص) در پيشاپيش همه لشكر بود و پرچمدار سپاه همان پرچمدار احد بعد از مصعب‌يعني علي بود.(1) 
مسلمانان به فرماندهي رسول‎ الله (ص) تا «حمراء الأسد» كه در سیزده مايلي مدينه قرار داشت پيش رفتند و همانجا اردو زدند، اين حركت شجاعانه و جرأت مدارانه‌ی مسلمانان، ‌يهوديان و منافقان را به وحشت انداخت، ‌يقين كردند كه روحيه‌ی معنوي مسلمانان بسيار بالا است و اگر در اُحُد شكست خورده بودند، قطعاً قريش را تعقيب نمي‌كردند.(2)  
در خروج پيامبر تا حمراء الأسد اشاره‌ی نبوي است به اينكه جنگ رواني تأثير بسزايي در روحيه‌ی دشمن دارد، لذا رسول‎ الله (ص) تا حمراء الاسد پيش رفت و در آنجا سه روز اردو زد و دستور داد كه ‌اتشها روشن كنند تا جايی كه‌ آتش سپاه پيامبر(ص) از مسيري بسيار دور ديده مي‌شد و روشني آتشهاي زياد فضاي بسيار بزرگي را پر كرده بود، به طوريكه كه قريشيان تصوّر كرده بودند تعداد مسلمانان در مقايسه با آنان بیشتر است و توان مبارزه با آنها را نخواهند داشت، لذا در حالي به مكّه برگشتند كه دلهايشان سرشار از ترس و وحشت شده بود.
ابن سعد می‌گويد: رسول ‎الله (ص) با اصحابش تا منطقه حمراءالأسد رفت و مسلمانان در آن شبها پانصد آتش روشن كردند تا جايي كه شعله ‌آتش حتي از نقطه‌ي بسيار دور هم ديده مي‌شد و سر و صداي سپاهيان و روشني آتش‌هایشان به هر طرف مي‌رفت، اينگونه خداوند دشمنش را به هراس انداخت و خداوند به هدف مدح صحابه ‌اين جنگ را در كتابش ثبت كرده‌ است و مي‌فرمايد: 
(الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَواْ أَجْرٌ عَظِيمٌ(172) الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِيلُ(173) فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللّهِ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ(174) إِنَّمَا ذَلِکُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُون