 آسیه زن فرعون.(47)  این حدیث نص بر این است که خدیجه برترین زن این امت می‏باشد. هم چنین لفظی که در بیان فضل فاطمه آمده است و می‭فرماید: «ای فاطمه‭ آیا به‭این خشنود نیستی که سرور زنان مؤمن یا سرور زنان این امت باشی؟»(48)  و در لفظی دیگر: «سرور زنان اهل بهشت باشی؟»(49)  لفظی صریح است و احتمال تأویل ندارد و نص بر این است که فاطمه برترین زن امت و سرور زنان بهشت است و مادرش در این فضل و برتری با او شریک است. بنابراین وی و مادرش برترین زنان اهل بهشت هستند، زیرا نصوص بیانگر این معنا می‏باشند.(50)  اما آنچه که در بیان فضل عائشه وارد شده و می‭گوید: « فضل عائشه بر سائر زنان، مانند فضل ترید بر سائر غذاها است» چنان که ابن حجر می‭گوید، این لفظ مستلزم افضلیت مطلق نیست(51)  و تصریحی بر افضل بودن وی بر دیگر زنان ندارد، زیرا برتری ترید بر دیگر غذاها به‭این خاطر است که کم هزینه تر و سهل الهضم تر می‏باشد و بهترین غذای آن روز بوده است و این صفات مستلزم ثبوت افضل بودن عائشه از همه جهات نیست، زیرا ممکن است از جهات دیگری نسبت به دیگران فضل کمتری داشته باشد.(52)  پس حدیث بر افضل بودن عائشه بر زنان امت اسلام غیر از خدیجه و فاطمه دلالت دارد، زیرا در این باره دلیل وجود دارد و این افضلیت عائشه را مقید کرده است.(53)  اما اینکه در حدیث عمرو بن عاص آمده است که وی از رسول خدا سوال نمود: کدام یک از زنان نزد شما محبوب تر هستند و ایشان فرمودند: عائشه؛(54)  ابن حبان بیان کرده که‭این مقید می‏باشد و در کتاب خود بیان کرده است «ذکر خبر یک توهم در مورد تأویل کسی که به علم حدیث آگاهی کامل ندارد» و در ذیل آن حدیث عمرو بن عاص را با این لفظ آورده است: «گفتم: ای رسول خدا، ای رسول خدا کدام یک از مردم نزد شما محبوب تر می‏باشند؟ فرمود: عائشه. گفتم ای رسول خدا منظور من از میان زنان نبود، بلکه منظورم مردان بود. پس ایشان فرمودند: ابوبکر؛ یا اینکه فرمود: پدر عائشه». ابن حبان در ادامه می‭گوید: حال خبری را ذکر می‏کنم که بیانگر این است که مخرج سوال در مورد زنان ایشان بوده است نه در مورد سائر زنان چون فاطمه و غیره. سپس وی از أنس روایت کرده است که گفت: از رسول خدا سوال شد: محبوب ترین مردم نزد شما چه کسی است؟ فرمود: عائشه. به‭ایشان گفتند: در مورد زنان شما از شما سوال نمی‏کنیم. پیامبر فرمود: پدر عائشه.(55) 
پس روشن می‏شود که عائشه از حیث فضل بعد از خدیجه و فاطمه قرار دارد، زیرا همه آنچه که در مورد فضل عام وی وارد شده است، مقید به نص وارده در مورد فضل خدیجه و فاطمه است و عائشه فضائلی هم چون علم دارد که با آن از خدیجه و فاطمه متمایز است، اما از ثبوت چیزی از فضائل به صورت خاص، نمی‭توان فضل مطلق را برای او ثابت کرد.(56)  اما در هر حال لازم به ذکر است که فضل یکی از آنان بر دیگری به معنای طعن در دیگری نیست، بلکه‭این امر بر جایگاه والای این سه زن، یعنی خدیجه، فاطمه و عائشه دلالت دارد، زیرا دائره اختلاف به کسی دیگر از زنان امت توسع نیافته است. بنابراین اگر عائشه سومین زن امت باشد این چه ضرری برای ام‏المؤمنین عائشه خواهد داشت؟! و آیا این امر عامل و سببی برای احترام و ارج گذاری به او می‏باشد یا اینکه عامل و سبب وارد کردن طعنه به وی می‏باشد، آنچنان که شیعیان رافضی این کار را انجام می‭دهند؟! (57) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
40) مجموع الفتاوی4/394.
41) همان393.
42) فتح الباری7/109.
43) همان139.
44) همان135؛ مجمع الزوائد9/223.
45) الإحسان، ابن حبان9/73؛ صحیح الجامع، البانی1/371.
46) فتح الباری7/135.
47) فضائل الصحابة2/755شماره1325. البانی در تخریج المشکاة3/1745 آن را صحیح دانسته است.
48) صحیح البخاری، شماره6285.
49) فتح الباری7/105.
50) العقیدة فی أهل البیت، ص97.
51) فتح الباری7/107.
52) همان6/447.
53) العقیدة فی أهل البیت، ص97.
54) صحیح البخاری، شماره4358.
55) الإحسان بترتیب صحیح ابن حبان9/11.
56) فتح الباری7/108؛ العقیدة فی أهل البیت، ص98.
57) الإنتصار للصحب و الآل، ص461.قبلاً ذکر شد که عائشه(رض) برای این امر خروج نکرد و قصد جنگ را هم نداشت. زهری از عائشه(رض) نقل کرده که بعد از ماجرای جمل گفت: من می‭خواستم که مکانت و جایگاه من، مردم را از هم جدا کند و فکر نمی‭کردم که بین مردم جنگی روی دهد و اگر می‏دانستم که جنگی روی می‏دهد هرگز چنین موضعی نمی‏گرفتم.(1)  اینکه گفته شده عائشه جنگ با مسلمانان را مباح دانست قولی باطل می‏باشد و دوامی‏ندارد در مقابل روایات صحیحی که قبلاً ذکر شدند و بیانگر این می‏باشند که عائشه فقط برای اصلاح در میان مردم خروج کرد. این اقوال از روایاتی هستند که شیعیان رافضی جعل کرده‭اند و همان چیزیهایی هستند که تاریخ صدر اسلام را تیره و تار گردانده است و از حوادث و وقائع بین علی، طلحه، زبیر و عائشه جنگی داخلی ساخته‏اند و برخی از پژوهشگران تحت تأثیر این روایات قرار گرفته و حتی برخی از آنان گفته‏اند: عائشه به اسارت درآمد. اینان این موضوع را چنان جنگی داخلی به تصویر کشیده‏اند که در مورد آن برنامه ریزی شده است. البته بیان این قول از طرف پژوهشگرانی که اطلاعات خود را از روایات مقدوح، غیر صحیح و منابع غیر معتبر چون کتابهای الإمامه و السیاسه، الأغانی، مروج الذهب، تاریخ یعقوبی و تاریخ التمدن الإسلامی‏تألیف جورجی زیدان کسب می‭کنند، امری طبیعی است.(2) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المغازی، زهری، ص154.
2) نک: دراسة و تحلیل للعهد النبوی الأصیل، محمد جمیل زینو؛ الحزبیة السیاسیة، ریاض عیسی؛ الحریم السیاسی؛ النبی و النساء؛ الدولة العربیة، فلهاوزن، به نقل از دور المرأة السیاسی، ص442.آیا حدیث «ای عائشه تو با علی می‏جنگی و در این جنگ نسبت به او ظالم هستی» صحیح می‏باشد؟ در هیچ یک از کتب معتبر علمی‏وجود ندارد و از سند معروفی برخوردار نیست، بلکه بیشتر شبیه احادیث جعلی و کاذب است تا احادیث صحیح؛ حتی می‭توان گفت که قطعاً کذب است، زیرا عائشه نجنگید و برای جنگ هم خروج نکرد، بلکه به قصد اصلاح میان مردم خروج نمود، جنگ نکرد و به جنگ هم دستور نداد. این قول بسیاری از کسانی است که به اخبار اطلاع و آگاهی دارند.(1)  
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) منهاج السنة2/185.علی برای عائشه هر چه بایسته بود از مرکب و توشه و لوازم فراهم کرد و همه کسانی را که همراه وی آمده بودند و سالم مانده بودند همراهش فرستاد، مگر آنانی که می‭خواستند بمانند. چهل نفر از زنان معتبر بصره را برای همراهی وی بگزید و گفت: ای محمد بن حنفیه تدارک ببین و او را برسان. وقتی که روز حرکت عائشه رسید علی پیش وی آمد و مردم هم حاضر شدند. پس عائشه برون شد و مردم با وی وداع گفتند و او نیز با مردم وداع کرد و گفت: ای فرزندان من، ما به سبب توقع یا زیادت جوئی از همدیگر گله‏ها داشتیم، هر که از این باب چیزی شنیده به آن اعتنا نکند. به خدا سابقاً میان من 