حفظ جسد طلحه بعد از مرگش</a><a class="text" href="w:text:519.txt">11- دعای سعد بن أبی وقاص علیه کسانی که به عثمان، علی، طلحه و زبیر ناسزا می‏گویند</a></body></html>وی ابومحمد طلحه بن عبدالله بن عثمان بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم بن مرة بن کعب بن لؤی بن غالب قریشی تیمی‏است.(1)  جد وی در مرة بن کعب به رسول خدا می‏رسد و در تیم بن مره جد وی به ابوبکر صدیق می‏رسد و تعداد پدران مابین آنان مساوی می‏باشد.(2)  مادرش صعبة بنت حضرمی ‏زنی از اهالی یمن و خواهر علاء بن حضرمی‏است.(3)  مادر طلحه اسلام آورد و از اصحاب رسول خدا شد و به شرف هجرت دست یافت.(4)  طلحه ‭یکی از عشره مبشره و یکی از هشت نفری است که پیشتاز به اسلام شدند و یکی از پنج نفری می‏باشد که به وسیله ابوبکر صدیق مسلمان شدند و یکی از اعضای شش نفره شورای خلافت است.(5) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الإصابة2/220؛ الإستیعاب، ابن عبدالبر علی حاشیة الإصابة2/210.
2) فتح الباری7/82.
3) الإصابة2/220.
4) همان4/337؛ فتح الباری7/82.
5) المستدرک، حاکم3/369؛ عقیدة أهل السنة فی الصحابة1/228.طلحه بن عبیدالله می‭گوید: به بازار بصری رفتم. در انجا راهبی بود که در صومعه‭اش می‏گفت: از حاضران اینجا بپرسید که کسی از اهالی حرم اینجا حضور دارد؟ طلحه گفت: آری، من اهل حرم هستم. پس آن راهب گفت: آیا أحمد ظهور کرده است؟ گفتم: أحمد کیست؟ راهب گفت: أحمد بن عبدالله بن عبدالمطلب. این ماهی است که او در آن ظهور می‏کند (یا مبعوث می‏شود). او آخرین پیامبر است. او از حرم مبعوث شده و به سرزمینی دارای نخل و سرزمینی با سنگهای سیاه و سوراخ سوراخ و با خاکی شور مهاجرت می‏کند. پس حتماً تو سوی او بشتاب. طلحه می‭گوید: آنچه که او گفت در قلبم نشست و من فوراً از آنجا رفتم و به مکه برگشتم و گفتم: آیا واقعه‭ای روی داده است؟ گفتند: آری، محمد بن عبدالله أمین خود را پیامبر خوانده و ابن أبی قحافه تابع او شده است. طلحه می‭گوید: نزد ابوبکر رفتم و گفتم: آیا از این مرد تبعیت کرده‭ای؟ گفت: آری. پس نزد او برو و از او تبعیت کن، زیرا او مردم را به حق و خیر دعوت می‏کند. طلحه سخن آن راهب را به ابوبکر گفت. پس ابوبکر و طلحه به اتفاق خارج شدند و نزد رسول خدا رفتند و طلحه اسلام آورد و سخن آن راهب را به سمع رسول خدا رساند و رسول خدا از این موضوع خوشحال شد. وقتی که ابوبکر و طلحه بن عبیدالله اسلام آوردند نوفل بن خویلد بن عدویة آن دو را گرفت و با طنابی محکم بست و بنی تیم از آن دو طرفداری نکردند. نوفل شیر قریش نامیده می‭شد و به همین دلیل ابوبکر و طلحه را «قرینین» نامیده‏اند.(1) 
طلحه به خاطر ایمان خود از جانب مشرکان و حتی از جانب اقوام بسیار نزدیک خود آزار زیادی را متحمل شد، اما وی هم چنان این آزار و اذیتها را تحمل کرد تا اینکه خداوند اذن هجرت داد. وقتی که رسول خدا در راه هجرت به مدینه بود، در راه طلحه که همراه با یک کاروان از شام بازمی‏گشت به‭ایشان رسید و از لباسهای شامی‏لباسی به رسول خدا و ابوبکر داد و سپس طلحه به مکه رفت تا از تجارت خود فارغ گشت. سپس طلحه خانواده ابوبکر را با خود به مدینه برد. پس طلحه از اولین گروه مهاجران است.(2)  وقتی که طلحه به مدینه رفت رسول خدا میان او و ابوایوب انصاری پیمان برادری بست.(3)  بنا به قولی دیگر به هنگام بستن پیمان برادری میان مهاجر و انصار، میان او و کعب بن مالک انصاری پیمان برادری بست.(4) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البدایة و النهایة7/258.
2) همان؛ فرسان من عصر النبوة، ص225.
3) البدایة و النهایة7/258.
4) فرسان من عصر النبوة، ص225؛ الإستیعاب، ابن عبدالبر.قدرت فهم و گستردگي درك از شاخصه‌ها و امتیازاتي است كه علي (رض) به آن شهرت‌ يافته و نمونه‌هاي بسيار زيادي مؤيد اين حقيقت است و در اينجا روايتي به نقل از ابن جرير نقل می‌کنیم که می‌گويد:‌ يكي از خوارج خطاب به سرورمان علي (رض) در نماز صبح این آيه را قرائت کرد که می‌فرماید:
(وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْکَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ) (الزمر/65).
به تو و به يكايك پيغمبران پيش از تو وحي شده‌است كه ‌اگر شرك‌ورزي كردارت (باطل و بي‌پاداش مي‌گردد و) هيچ و نابود مي‌شود و از زيانكاران خواهي بود. 
علی هم در حال نماز در جواب او این آیه را قرائت کرد که می‌فرماید:
(فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ) (روم/60)
پس شكيبائي داشته باش.عده خدا به طور مسلم حق است. هرگز نبايد كساني كه‌ايمان ندارند، مايه خشم و ناراحتي تو گردند (و عدم ايمان ايشان، تاب و توان و صبر و شكيبائي را از تو سلب كند).
اينها برخي از اصول و مباني است كه ‌اميرمؤمنان در استنباط احكام از قرآن كريم و فهم معاني آن بكار گرفته و شايسته ‌است دوستداران و محبّان علي كه‌از فرزندان مخلص و مسلمانان اند، با اقتداي به ايشان اين گونه ‌استنباط كنند.طلحه بن عبیدالله مکلف شده بود تا در مورد کاروان قریش کسب خبر نماید در آن موقعی که رسول خدا منتظر رسیدن کاروان مشرکان از شام به نزد قریشیان بود. پیامبر طلحه و سعید بن زید را فرستاد تا برای ایشان خبر بیاورند. آن دو رفتند و به حوراء رسیدند و همچنان در آنجا اقامت کردند تا اینکه کاروان عبور کرد و به ساحل دریا رفت. بعد از این آن دو اخبار را به مدینه برگرداندند. وقتی که آنان به مدینه رسیدند رسول خدا مسلمانان را به غزای بدر برده بود. پس آنان شتافتند تا به سپاه ملحق شوند، آن دو به نبرد رسیدند و رسول خدا سهمی‏به مانند جنگجویان و اجری به مانند مجاهدان را برای آنان تعیین کرد.(1)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المستدرک، حاکم3/369؛ الإستیعاب، 4188.از جابر روایت است که گفت: در روز جنگ أحد وقتی که مسلمانان عقب نشینی کردند رسول خدا در گوشه‭ای همراه با دوازده نفر از جمله طلحه بود. مشرکان به‭ایشان رسیدند، پس پیامبر فرمود: چه کسی به مصاف این مردم می‏رود؟ طلحه گفت: من. پیامبر فرمود: فعلاً صبر کن. پس مردی از انصار گفت: من بروم؟ پس او رفت و جنگید و به شهادت رسید. سپس رسول خدا نگاه کرد و دید که مشرکان می‏آیند، پس فرمود: چه کسی به مصاف این قوم می‏رود؟ طلحه گفت: من. پیامبر فرمود: فعلاً صبر کن. پس مردی از انصار گفت: من. پیامبر فرمود: تو برو. پس او جنگید و به قتل رسید. پس وضعیت به همین شکل ادامه‭یافت تا اینکه فقط طلحه در کنار رسول خدا باقی ماند. پس پیامبر فرمود: چه کسی به مصاف این مردم می‏رود؟ طلحه گفت: من. پس طلحه به‏اندازه آن یازده نفر جنگید تا اینکه انگشتانش قطع شد و گفت: آخ. پس رسول خدا فرمود: اگر می‏گفتی «بسم الله» ملائک در حالی که مردم به تو نگاه می‭کردند تو را بالا می‏بردند. سپس خداوند مشرکان را دفع کرد.(1)  امام احمد روایت کرده است: اگر می‏گفتی «بسم الله» در حالی که در دنیا زند