 جنگ تعطیل می‭شد و فقط در شب جمعه جنگ ادامه داشت. بنابراین می‭توان گفت که جنگ در حدود سی ساعت ادامه داشت.(3)  هر قدر هم جنگ سخت بوده باشد به شدت نبرد قادسیه نمی‏رسد که در آن هشت هزار و پانصد نفر به قتل رسیدند.(4)  در نتیجه عقلاً مشکل است که بتوان این روایات را که‭این ارقام بزرگ را بیان کرده‭اند پذیرفت.
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الأنباء، قضاعی، ص59 به نقل از خلافة علی، ص246.
2) الصواعق المرسلة1/377. سند آن ذکر نشده است.
3) الدولة الأمویة، ص360-362.
4) تاریخ طبری4/388.بعد از پایان یافتن مراحل نبرد، امیرالمؤمنین علی اقدام به گشتن در میان کشتگان نمود. شاهد عینی این ماجرا می‭گوید: علی را دیدم که سوار بر شهباء، یعنی استر رسول خدا بود و در میان کشتگان می‏گشت.(1)  آن هنگام که وی در میان کشتگان می‏گشت اشتر هم با وی بود، در هنگام گشتن به جنازه‭ای رسیدند- که متعلق به‭یکی از قاضیان و عابدان مشهور شام بود- و اشتر- و به روایتی دیگر عدی بن حاتم- گفت: ای امیر مؤمنان آیا حابس(2)  هم با آنان بود؟ به خدا قسم او مؤمن بود. پس علی گفت: او امروز هم مؤمن است. شاید این مرد مقتول همان قاضیی باشد که نزد عمر بن خطاب آمد و گفت: خوابی دیده‏ام که مرا آشفته ساخته است. عمر گفت: چه دیدی؟ آن فرد گفت: خورشید و ماه را دیدم که با هم می‏جنگند و ستارگان دو دسته شده و نصفی در کنار خورشید و نصف دیگر در کنار ماه هستند. پس عمر گفت: خداوند متعال می‭فرماید: 
(وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً) الإسراء: ١٢
 (ما شب و روز را دو نشان (دالّ بر بودن يزدان و قدرت فراوان گرداننده جهان) قرار داده‌ايم. نشان شب را محو (تاريكي) گردانده‌ايم (تا در آن بياسائيد) و نشان روز را تابان كرده‌ايم).
 پس برو، به خدا قسم دیگر برای من کاری انجام نخواهی داد. راوی می‭گوید: به من خبر رسید که او در صفین در سپاه معاویه بود و کشته شد.(3)  علی در میان کشتگان سپاه خود و معاویه‭ ایستاد و گفت: خداوند شما را بیامرزد، خداوند شما را بیامرزد. وی این سخن را در مورد کشتگان دو طرف بیان نمود.(4)  از یزید بن أصم روایت است که گفت: وقتی که علی و معاویه با هم صلح کردند علی بیرون رفت و در میان کشتگان راه رفت و می‏گفت: اینان در بهشت هستند. سپس به سوی کشتگان سپاه معاویه رفت و گفت: اینان در بهشت هستند و این موضوع- یعنی این جنگ- به من و معاویه بر می‏گردد.(5)  همچنین در مورد آنان می‏گفت: آنان مؤمن هستند.(6)  این سخنان علی در مورد حاضران در صفین، تقریباً مانند سخن وی در مورد کسانی است که در نبرد جمل حضور یافتند.(7) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مصنف ابن أبی شیبة.
2) حابس بن سعد طائی. وی از مخضرمین بود و در نبرد صفین به قتل رسید.
3) مصنف ابن أبی شیبة11/74. سند آن منقطع است.
4) خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص250.
5) مصنف ابن أبی شیبة15/303. سند آن حسن است.
6) تاریخ دمشق1/329-331؛ خلافة علی، ص251.
7) خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص251.پادشاه رومیان اختلاف پیش آمده میان علی و معاویه را فرصتی مناسب یافت و در برخی از سرزمین اسلامی‏تحت حاکمیت معاویه طمع کرد تا آنها را به سرزمین خود اضافه نماید. ابن کثیر می‭گوید: پادشاه روم که قبلاً از معاویه می‏ترسید و معاویه او را خوار کرده و سپاهشان را مغلوب و مضمحل کرده بود در سرزمینهای معاویه طمع کرد. پادشاه روم که دیده بود معاویه درگیر جنگ با علی است همراه با سپاهیان زیادی به برخی از سرزمینها نزدیک شد و در آنها طمع کرد. پس معاویه در نامه‭ای به او نوشت: ای ملعون، به خدا قسم اگر دست برنداری و به سرزمین خود برنگردی من و پسر عمویم علیه تو با هم صلح می‏کنیم و تو را از سرزمینهای خودت نیز بیرون می‏کنیم و زمین را با همه فراخی بر تو تنگ می‏کنیم. پادشاه روم از این تهدید او به هراس افتاد و به عقب نشست و کسانی برای آتش بس نزد معاویه فرستاد.(1)  این قضیه بر عظمت روحی معاویه و غیرت او نسبت به دین دلالت دارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البدایة و النهایة8/122.نصر بن مزاحم کوفی می‭گوید: اهل عراق حمله بردند و اهل شام به رویارویی آنان رفتند و استواری ورزیدند و عمرو بن عاص حمله برد.... پس علی به او روی برد در حالی که می‏گفت:
قد علمت ذات القرون المیل    و الخصر و الأنامل الطفول
تا آنجا که می‭گوید: سپس ضربه‭ای به سوی او انداخت و او را بر زمین زد و عمرو با پایش او را دفع کرد و عورتش آشکار شد. پس علی صورتش را برگرداند و در این اثنا آمدند و او را از میدان نبرد به در بردند. مردم گفتند: ای امیر مؤمنان، آن مرد فرار کرد. علی گفت: آیا می‏دانید که او کیست؟ گفتند: خیر. علی گفت: او عمرو بن عاص بود عورتش را به من نشان داد و من صورتم را برگرداندم.(1)  ابن کلبی نیز چنان سهیلی در الروض الأنف ذکر می‏کند این داستان را آورده است و ذکر کرده که علی گفت: او با عورتش مرا دفع کرد و خویشاوندی خود را به‭یاد من آورد... تا آنجا که می‭گوید: مثل این از عمرو بن عاص با علی در نبرد صفین روایت شده است. حارث بن نضر سهمی‏به روایت ابن کلبی در این باره می‭گوید: 
أفی کل یوم فارس غیر منته       و عورته وسط العجاجة بادی-ة
یکف لها عنه علی سن-انه       و یضحک منه فی الخلأ معاویة
رد این افترا و افک و تهمت اشکار به قرار زیر است:
 راوی روایت اول، نصر بن مزاحم کوفی نویسنده کتاب «وقعة صفین» یک شیعه متعصب است و دروغ و افترای او بر صحابه چیزی عجیب نیست. ذهبی در مورد وی می‭گوید: نصر بن مزاحم کوفی یک رافضی متعصب است و روایت او ترک شده است. عقیلی در مورد وی می‭گوید: او فردی شیعه است و در روایت او اضطراب و خطای زیادی وجود دارد. ابوخیثمه می‭گوید: او فردی کذاب است.(2)  ابن حجر می‭گوید: عجلی می‭گوید: او یک رافضی افراطی بود... ثقه و امین نیست.(3)  کلبی، هشام بن محمد بن سائب کلبی است و علما اتفاق نظر دارند که او یک شیعه افراطی است. امام احمد در مورد وی می‭گوید: چه کسی از او نقل قول می‏کند؟ فکر نمی‏کنم کسی از او چیزی روایت نماید. دارقطنی می‭گوید: روایات او متروک است.(4) 
از طریق این دو رافضی، این داستان در همه جا پخش شده و مروخان بعدی شیعه مذهب و برخی از اهل سنت که‭این اکاذیب نزد آنان رواج یافته است این داستان را قاپیده‏اند.(5)  این داستان نمونه‭ای از اکاذیب و افتراءات شیعه در مورد صحابه رسول خدا است. دشمنان رافضی صحابه‭ این تهمتها را علیه صحابه رسول خدا ساخته‏اند و آنها را در قالب حکایتها و اشعاری ریخته‏اند تا انتشار آنها در میان مسلمانان به راحتی صورت گیرد. هدف آنان از این کار، پایین آوردن شأن و جایگاه و منزلت صحابه بزرگوار رسول خدا در غفلت اهل سنت است که‏اندک زمانی است به بازار تحقیق در روایات تاریخ اسلامی‏وارد شده‏اند، حال آنکه‭این اشعار و حکایات در میان قصه گویان پراکنده 