ر کوتاه را آورده که بیشتر از سه سطر نمی‏باشد. علاوه بر این از حیث روش نیز با تألیفات ابن قتیبه تفاوت دارد و چنین روشی در نوشته‭ی ابن قتیبه به چشم نمی‏خورد.
•	مؤلف کتاب به شکلی از أبو لیلی روایت می‏کند که انگار مستقیماً با او ملاقات داشته است، و این ابو لیلی، محمد بن عبدالرحمن بن أبو لیلی فقیه قاضی کوفه است که در سال 148ﻫ وفات یافته است و معروف این است که ابن قتیبه در سال 213ﻫ یعنی 65 سال بعد از وفات ابولیلی به دنیا آمده است.
•	راویان و شیوخی که ابن قتیبه معمولاً در کتابهای خود از آنان نقل قول می‏کند در هیچ جای کتاب ذکری از آنها به میان نیامده است.
•	بسیاری از روایات او با صیغه تمریض و اشاری و نامعلوم آمده است، زیرا در بسیاری از جاها در این کتاب آمده است: از برخی از مصریان روایت کرده‭اند؛ از محمد بن سلیمان از مشایخ اهل مصر روایت کرده‭اند، برخی از مشایخ مغرب به ما روایت کرده‭اند، از برخی از مشایخ روایت کرده‭اند؛ یکی از مشایخ به ما روایت کرده است. چنین ترکیباتی از اسلوب و عبارات ابن قتیبه بسیار دور می‏باشد و چنین چیزهایی در هیچ یک از کتابهای وی وارد نشده است.
•	نویسنده کتاب «الإمامة و السیاسة» از دو نفر از علمای بزرگ مصر روایت می‏کند، حال آ«که ابن قتیبه به مصر نرفته و از این دو عالم کسب علم نکرده است.(1) 
ابن قتیبه در نزد علما جایگاهی والا دارد و علما او را از اهل سنت می‏دانند و معتقدند که از حیث علم و دین فردی ثقه است. سلفی می‭گوید: ابن قتیبه از افراد ثقه و از اهل سنت است. ابن حزم در مورد وی می‭گوید: او در علم و دین فردی ثقه است. خطیب بغدادی هم در این مورد از وی تبعیت کرده است. ابن تیمیه در مورد وی می‭گوید: ابن قتیبه از منتسبان به امام احمد و اسحاق است و از کسانی که اقدام به نصرت مذاهب مشهور اهل سنت کرده است.(2)  مردی که میان علمای محقق چنین منزلت و جایگاهی داشته باشد، آیا معقول است که مؤلف کتاب «الإمامة و السیاسة» باشد که تاریخ را تحریف کرده و چیزهایی را به صحابه بزرگوار منتسب ساخته که در آنان نیست؟! (3) 
دکتر علی نفیع علیانی در کتاب «عقیدة الإمام ابن قتیبة عن کتاب الإمامة و السیاسة» می‭گوید: بعد از اینکه کتاب «الإمامة و السیاسة» را به صورتی دقیق خواندم این باور نزد من رجان یافت که مؤلف آن یک رافضی خبیث است که خواسته به خاطر کثرت تألیفات ابن قتیبه و شهرت او در مردم به حمایت از مذهب اهل حدیث، این کتاب را داخل در کتابهای ابن قتیبه نماید و احتمالاً از رافضیان مغرب باشد، زیرا ابن قتیبه در مغرب از شهرت و آوازه نیکویی برخوردار است.(4)  چیزهایی که رافضی بودن مؤلف الإمامة و السیاسة را رجان می‏دهد موارد زیر است:
•	مؤلف کتاب از زبان علی بن أبی طالب روایت کرده که به مهاجران گفت: ای گروه مهاجر، خدا را خدا را در نظر داشته باشید و سلطه و حکومت محمد بر عرب را از خانه و کاشانه‭اش به خانههای خود خارج نکنید و اهل او را از جایگاه و حق او در میان مردم دفع نکنید، ای گروه مهاجر، به خدا قسم ما مستحق ترین مردم به او هستیم، زیرا ما اهل بیت می‏باشیم و ما نسبت به بدست گرفتن خلافت از شما مستحق تر هستیم. به خدا قسم خلافت در میان ما اهل بیت است، پس از هوا و هوس خود پیروی نکنید، چه در این صورت از از راه خدا گمراه می‏شوید.(5)  جز شیعه کسی به‭این اعتقاد ندارد که خلافت در میان اهل بیت موروثی است.
•	مؤلف این کتاب به صحابه طعن و عیب وارد کرده است و ابن عمر را فردی ترسو و سعد بن أبی وقاص را شخصی حسود معرفی نموده و بیان کرده که محمد بن مسلمه به خاطر اینکه علی مرحب یهودی را در خیبر به هلاکت رساند از علی خشمگین بود و بیان کرده که‭این عائشه بود که فرمان قتل عثمان را صادر کرد.(6)  طعن و عیب وارد کردن به صحابه از بارزترین خصوصیات صحابه می‏باشد. خوارج نیز گرچه در این خصوصیت با آنان مشترک می‏باشند اما خوارج عموم صحابه را مورد طعن و عیب قرار نمی‭دهند. (7) 
•	مؤلف بیان کرده که مختار بن أبوعبید از طرف مصعب بن زبیر به قتل رسید زیرا وی مردم را اهل بیت رسول خدا دعوت می‭کرد و خرافاتهای مختار و اینکه ادعای وحی را داشت بیان نکرده است و این رافضیان هستند که مختار را به‭این خاطر که از قاتلان حسین بن علی انتقام گرفت دوست دارند، اما ابن قتیبه مختار را در شمار کسانی ذکر کرده که بر حاکم جامعه خروج کردند و بیان کرده که او ادعای این را داشت که جبرئیل نزد وی می‏آید.(8) 
•	مؤلف این کتاب در مورد خلافت ابوبکر و عمر و عثمان فقط بیست و پنج صفحه نوشته است، اما در مورد فتنه موجود میان صحابه دویست صفحه نوشته است. پس مؤلف آن دور از تاریخ اسلام را که روشن و آشکار و تابناک است به صورت مختصر بیان کرده و صفحات زیادی را به تاریخی جعلی اختصاص داده که فقطاندکی از آن صحیح می‏باشد. چنین کاری از اخلاقیات معروف و شناخته شده رافضیان می‏باشد. از گمراهی و خواری به خدا پناه می‏بریم.
محمود شکری آلوسی می‭گوید: از جمله نیرنگها و دسیسههای رافضیان این است به نامهای مردان معتبر اهل سنت نگاه می‭کنند و هر کس را پیدا کنند که از حیث نام و لقب با یکی از آنها موافق باشد روایت حدیث آن فرد شیعی را به او اسناد می‭دهند و هر کس از اهل سنت که به آن فرد آشنایی نداشته باشد اعتقاد می‏یاید که او یکی از ائمه است قولش را معتبر دانسته و به روایت او اعتماد می‏کند، مانند سدی که دو نفر هستند یکی سدی کبیر و دیگری سدی صغیر. سدی کبیر از افراد ثقه اهل سنت است، اما سدی صغیر از جاعلان و کاذبان و یک رافضی افراطی است. نیز مانند عبدالله بن قتیبه که‭یک رافضی افراطی است و عبدالله بن مسلم بن قتیبه که از افراد موثق اهل سنت است. این فرد سنی کتابی را به نام «المعارف» نوشته است و آن فرد رافضی هم کتابی را نوشته و آن را «المعارف» نامیده است تا بدین وسیله گمراه گری کند.(9)  این سخن از جمله دلایلی است که‭این باور را رجحان می‏دهد که کتاب الإمامة و السیاسه اثر ابن قتیبه رافضی باشد و نه ابن قتیبه سنی و موثق؛ و مردم به خاطر تشابه نام این دو، دچار اشتباه و اختلاط شده‏اند.(10) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) عقیدة الذمام ابن قتیبة، علی علیانی، ص90.
2) لسان المیزان3/357؛ تحقیق مواقف الصحابة2/144.
3) تحقیق مواقف الصحابة2/144.
4) الفتاوی، ابن تیمیه17/391. احتمالا این ارجاع اشتباه است بررسی کنید
5) الإمامة و السیاسة1/12.
6) همان1/54-55.
7) عقیدة الإمام ابن قتیبة، علیانی، ص91.
8) الإمامة و السیاسة2/20.
9) محتصر التحفة الأثنی عشریه، آلوسی، ص32.
10) عقیدة الإمام ابن قتیبة، ص93.از جمله کتابهایی که در تحریف تاریخ صحابه سهم دارد کتاب نهج البلاغه است. این کتاب از حیث سند و متن مورد طعن می‏باشد، زیرا سه قرن و نیم بعد از وفات علی بن أبی طالب و بدون سند جمع آوری شده است. شیعه تألیف این کتاب را به شریف رضی نسبت داده‏اند که‭این شخص از دیدگاه محدثان حتی اگر سندی را موافق با بدعت خود بیان ک