وخی و جدی و سم را از عسل متمایز ساخته و دروغها و آتشهای ملی‏گرایی و نیرنگ را که در سینه‏ها به مانند غلیان و جوشش آب در دیگ جوشش می‏یابد برملا سازد و هرزه گوییهای وی را در اخبار و حکایات دروغین و غیر مؤثقی که به خانواده بزرگوار رسول خدا اسائه ادب می‏کند و سیره آنان را مورد جرح قرار می‏دهد و رفتار آنان را تحریف و زشت می‏کند، ابطال نموده و پاسخ گوید. هم چنین ادعاهای اصفهانی در مورد معاویه بن أبو سفیان و دیگر خلفای راشد اموی را که با طرح روایات کذب و توطئه آمیز بیان شده است ابطال نماید. همچنین این استاد بزرگوار و شاعر گرانمایه اسلامی، حکایات پراکنده‭ای را که در کتاب الأغانی وجود دارد و عقیده و دین اسلام را مورد طعن قرار داده و جاهلیت را بر اسلام برتری می‏دهد و دیگر اباطیلی را که در آن وجود دارد مورد نقد قرار داده است.(1) 
علما از دیر باز در مورد این کتاب سخن گفته‏اند، از جمله:
•	خطیب بغدادی می‭گوید: ابوالفرج اصفهانی دروغگوترین مردم بود، وی کتابهای زیادی را می‏خرید و همه روایات خود را از آن می‏ساخت.(2) 
•	ابن جوزی می‭گوید: به روایت فردی مثل وی اعتماد نمی‭شود و بسیاری از مواقع آنها را از جانب خود روایت کرده است. هر کس در کتاب الأغانی درنگ کند همه چیزهای قبیح و زشت را مشاهده می‏کند.(3)  ذهبی می‭گوید: شیخ ما تقی الدین بن تیمیه او را ضعیف و در مورد نقلیاتش متهم می‏دانست و چیزهایی را که می‏گفت خوف انگیز عنوان می‭کرد.(4) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیف الیمانی فی نحر الإصفهانی، أعظمی، ص9-14.
2) تاریخ بغداد11/398.
3) المنتظم7/40-41.
4) میزان الإعتدال3/123.وی احمد بن أبی یعقوب إسحاق بن جعفر بن وهب بن واضح عباسی از اهالی بغداد و از مؤرخان شیعه امامی‏است. وی در دولت عباسی در نوشتن دیوانها فعالیت داشت و ملقب به کاتب العباسی شد. یعقوبی تاریخ دولت اسلامی‏را از دیدگاه شیعه امامی ‏بیان می‏کند. وی خلافت را فقط برای علی و فرزندان و حسب تسلسل ائمه در نگاه شیعه قبول دارد و علی را وصی می‏نامد و هنگامی‏که بیان تاریخی خلافت ابوبکر، عمر و عثمان می‏پردازد، لقب خلافت را به آنان نمی‏دهد، بلکه می‭گوید: فلانی حکومت را بدست گرفت. وی در مورد هر کدام از آنان و همچنین بزرگان صحابه که سخن می‭گوید زبان به طعن به آنان می‏گشاید. وی در مورد عائشه(1) ّ، خالد بن ولید(2) ، عمرو بن عاص(3)  و معاویه بن أبوسفیان(4)  اخبار توهین آمیزی را بیان می‏کند و خبر سقیفه را به صورتی زشت بیان می‏کند(5)  و در آن ادعا می‏کند برای سلب خلافت از علی که از دیدگاه او وصی رسول خدا می‏باشد توطئه چیده شده است. روش وی در بافتن اتهامات همان روش شیعیان و روافض است که‭یا خبر را به طور کامل می‏سازد و می‏بافد(6)  یا اینکه چیزهایی بر خبر می‏افزاید، (7)  یا اینکه خبر را در غیر سیاق و جایگاه آن بیان می‏کند تا بدین طریق معنای آن را منحرف سازد. نکته قابل ملاحظه دیگر اینکه وی زمانی که در مورد خلفای اموی سخن می‭گوید آنان را شاه می‏نامد و هنگامی‏که در مورد خلفای عباسی سخن می‭گوید آنان را خلیفه توصیف می‏کند. همچنین دولت آنان را در کتاب «البلدان» «دولة المبارکة» نام می‏نهد.(8)  این چیزها منعکس کننده نفاق و مخفی شدن وی در پس پرده شعار تقیه است. این کتاب نمایانگر تحریف ایجاد شده در نوشتن تاریخ اسلامی‏است. همچنین این کتاب منبع بسیاری از خاورشناسان و غرب شناسانی است که به تاریخ اسلامی‏و سیره مردان آن طعن وارد کرده‭اند. البته‭این موارد از نظر علمی‏ارزشی ندارند، زیرا غالب موارد مورد استفاده گروه اول قصص و خرافات و اساطیر است و مطالب گروه اول از زاویه دید حزبی نوشته شده‏اند. همچنین از حیث متدلوژی و روش تحقیق در مقابل ساده ترین قواعد مستند سازی علمی‏از بین می‏روند.(9) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الیعقوبی2/180-183.
2) همان131.
3) همان222.
4) همان232-238.
5) همان123-126.
6) منهج کتابة التاریخ الإسلامی، ص431.
7) همان.
8) البلدان، یعقوبی، ص432.
9) منهج کتابة التاریخ الإسلامی، ص432.وی ابوالحسن علی بن حسین بن علی مسعودی از فرزند زادگان عبدالله بن مسعود(رض) است.(1)  بنا به قولی وی از اهالی مغرب بوده است.(2)  در جواب این قول گفته‏اند که مسعود خود تصریح دارد که از اهالی عراق است و به سرزمین مصر رفته تا در آنجا سکونت نماید.(3)  اگر منظور از بلاد مغرب، عکس مشرق باشد در این صورت هم اشکالی ندارد، زیرا مصر از سرزمینهای غربی اسلامی‏است.(4)  مسعودی فردی شیعه است، چه ابن حجر در مورد وی می‭گوید: کتب وی سرشار از ادله‭ای است که بیانگر این نکته می‏باشند که وی شیعه و معتزلی است.(5)  مسعودی می‭گوید: از آدم تا پیامبر سنت بر وصیت و تعیین جانشین بوده است. بعد از این به اختلاف مردم در مورد نص و اختیار- یعنی تعیین جانشین به وسیله نص یا انتخاب- اشاره می‏کند. وی در مورد جانشینی دیدگاه شیعه امامی ‏را دارد که قائل به نص می‏باشند.(6)  وی در کتاب مروج الذهب به حوادث مربوط به علی بن أبی طالب به قدری توجه کرده است که به زندگی رسول خدا چنان اهتمام و توجهی ندارد.(7)  در این کتاب به شکلی آشکار به خاندان علوی و جستجوی اخبار آنان توجه خاصی دارد(8)  و بدون اینکه احساس شرم و حیا کند دست به تحریف تاریخ اسلام زده است.
اینها برخی از کتب قدیمی‏بود که در مورد آنها هشدار داده شد و کتابهایی هستند که نوشته‏های برخی از معاصران چون طه حسین در کتاب «الفتنة الکبری.... علی و بنوه» و عقاد در کتاب «العبقریات» تأثیر نهاده و آنان در دام روایات مجعول و ضعیف افتاده و تحلیلات خود را مبتنی بر آنها کرده‭اند و در نتیجه راه صواب را نپیموده و در حق صحابه خطاهای شنیعی را مرتکب شده‏اند. همچنین بر عبدالوهاب نجار در کتاب «الخلفاء الراشدون» تأثیر نهاده‏اند، زیرا وی نصوصی از روایات رافضیان را از کتاب «الإمامة و السیاسة» ذکر کرده است. نیز بر حسن ابراهیم حسن تأثیر نهاده و او در کتاب «عمرو بن العاص» و با استناد به روایات مجعول رافضیان بیان می‏کند که عمرو بن عاص فردی مصلحت اندیش و طمع ورز بوده است و فقط وقتی وارد کارها می‭شد که در آن برای وی مصلحت و منفعتی دنیوی وجود می‏داشت.(9)  محققان دیگری هم هستند که همین راه را پیموده‏اند و به سبب دوری آنان از روش اهل سنت و جماعت در تعامل با توده‏های انبوه روایات تاریخی هزینه‏های ظالمانه‭ای کرده‭اند.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الفهرست، ابن ندیم، ص171؛ سیر أعلام النبلاء.
2) الفهرست، ص117.
3) معجم الأدبا13/91-93.
4) منهج المسعودی فی کتابة التأریخ، ص44؛ أثر التشیع علی الروایات التاریخیة، ص243.
5) لسان المیزان4/225؛ أثر التشیع علی الروایات التاریخیة، ص246.
6) مروج الذهب1/38.
7) أثر التشیع علی الروایات التاریخیة، ص248.
8) همان.
9) تاریخ عمرو بن العاص، حسن ابراهیم حسن، ص206-207.از فرقه‏هایی ک