یست می‭کنند و بر حسب آنچه که در ذهنشان جریان دارد، بدون اینکه اولاً واقعه تاریخی را خوب مورد تحقیق قرار دهند تا واقعه ثابت شود و بدون اینکه شرایط عصری را که رویداد در آن روی داده است و احوال و نگاه مردم به قضایا را در نظر بگیرند و بدون اینکه به عقیده و باور آنان نگاهی داشته باشند، زیرا قبل از تفسیر یک رویداد لازم است که ابتداءً وقوع آن ثابت شود و وجود آن در یک کتاب، برای ثابت شدن آن رویداد کفایت نمی‏کند، (5)  زیرا مرحله ثابت کردن رویداد، مقدم بر بحث و بررسی در تفسیر رویداد تاریخی است. همچنین شایسته است که تفسیر همگام با منطوق و مدلول لفظ خبر تاریخی و موضوع بحث و ویژگی و شرایط عمومی‏جامعه ‭یا روزگار یا محیطی باشد که واقعه در آن روی داده است. نیز شرط است که‭این تفسیر با واقعه‭یا وقائع دیگری که ثابت شده می‏باشند متعارض نباشد. همچنین جایز نیست که در تفسیر تنها یک عامل مد نظر قرار بگیرد - چیزی که خصلت و ویژگی مکاتب معاصر تاریخی است-، بلکه باید همه عوامل مؤثر در حدیث و خصوصاً عوامل عقیدتی و فکری مد نظر باشد. تفسیری تاریخی که همه‭این عوامل هم در آن مراعات شود، بازهم چیزی فراتر از یک اجتهاد بشری نیست که محتمل خطا و صحت می‏باشد. برخی تاریخ فرقه‏های ضاله و منحرف را بسیار برجسته کرده‭اند و برای بزرگ کردن نقش آنها تلاش کرده‭اند و خواسته‏اند آنان را در سیمای یک گروه اصلاحگر و مظلوم نشان دهند و مورخان مسلمان را چنین نشان داده‏اند که انگار بر آنان حمله برده‏اند، مثلاً قرمطیان و اسماعیلیه و روافض امامی ‏و فاطمیان و زنگیان و اخوان الصفا و خوارج همه در نگاه آنان داعیان به اصلاح و عدالت و آزادی و برابری و قیامهایشان انقلابهایی برای اصلاح ظلم و جور می‏باشد. این جارو جنجال و بهتان به تاریخ اسلامی‏و مقابله سیره مردان و داعیان آن، با سیره رهبران فرق منحرف، چیزی است که طرح آن از جانب مردمی‏که به اسلام باور ندارند، چیز عجیب و غریبی نیست، زیرا آنان بر اساس واقعیت عقیده خود با همه توان خود و شب و روز و در نهان و آشکار علیه اسلام دسیسه چینی و توطئه می‭کنند. از کسانی که‭ایمانشان نامعلوم می‏باشد و از ملل کفر فقط این را می‭توان انتظار داشت که برادران خود را در گمراهی یاری دهند. اما چیزی که شگفتی برخی از افراد را موجب می‏شود این است که کسانی بعد از سقوط دولت خاورشناسان پرچمدار تحریف و مکدر سازی تاریخ را بر عهده می‏گیرند که نامهایی اسلام داشته و از فرزندان مسلمانان هستند و این سمها را میان افراد قوم خود منتشر می‭کنند تا به وسیله آن افراد بی تجربه را از راه درست برگردانند. این افرادی به روایات مشکوک و ضعیف و ساقطی می‏چسبند که آنها را از کتابهای ادب و قصص، شعر، حکایتهای ملی، کتابهای سرقتی- یا منسوب شده به افراد مشهور- و ضعیف بر می‏گیرند. این نوع کتابها به اضافه روایات کذب وارد شده در تاریخ طبری و مسعودی غالب مستندات آنها را تشکیل می‏دهد، حال آنکه خود نیز می‏دانند که‭این کتابها مراجع علمی‏و معتبری به حساب نمی‏آیند. تجاوز بر تاریخ اسلام- خصوصاً تاریخ صدر اول- با تحریف و مدر ساختن آن، از طریق انتخاب جاهای برگزیده و زوم کردن بر آنها مانند جنگها و نبردها و به تصویر کشیدن آنها به صورتی غیر واقعی جهت زائل شدن صفت جهاد در راه خدا و از آنها و نشان دادن آن به‭این شکل است که انگار نمونه مبارزات و نیرنگهای سیاسی روزگار معاصر می‏باشد. از دیگر روشهای آنان موارد زیر است:
تجهیل، یعنی مهمل گذاشتن آنچه انگیزه و عامل اقتدا و الگوی نیک می‏شود؛
تشکیک، یعنی متوجه ساختن تیرها به سوی تاریخ و رجال آن و مورخان مسلمان و ایجاد شک در مورد معلومات و صداقت آنان؛
تجزیه، یعنی تلاش برای تجزیه تاریخ اسلامی‏به حلقه‏ها و بخشهای جدا از هم، به نحوی که انگار هیچ ارتباطی میان آنها وجود ندارد، مانند توزیع بر اساس سرزمین و نژاد و غیره.
هدف همه‭این وسائل و حملات خراب کردن تاریخ اسلامی‏ما و محو نمودن نشانه‏های تابنده آن و دور ساختن آن از اینکه بتواند الگویی نیک بوده و در تربیت صحیح مؤثر باشد.
به همین دلیل بر مؤرخ مسلمان لازم است که‭این وسائل را شناخته و در مورد آنها بیدار باشد و کسانی را که از آرا و روشهای خاورشناسان پیروی می‭کنند بشناسد و فقط با رعایت احتیاط زیاد از آنها چیزی بگیرند. علمای ما بسیاری از راویان را به سبب کسب علم آنان از اهل کتاب و روایت روایات اسرائیلی مورد نقد قرار داده و ضعیف دانسته‏اند، پس بر ما لازم است در قبول اقوال و تفسیرات کسانی که از خاورشناسان کسب علم کرده‭اند توقف و درنگ داشته باشیم و آنها را ساقط و غیر معتبر بدانیم مگر اینکه دلیل و برهانی واضح و آشکار داشته باشند.(6) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الشیعة و السنة، إحسان الهی ظهیر، ص32.
2) منهج کتابة التاریخ الإسلامی، محمد صامل، ص502.
3) همان.
4) المصادر الأولی لتاریخنا، مجلة الأزهر، سال1374ﻫ
5) منهج کتابة التاریخ الإسلامی، محمد صامل، ص504.
6) منهج کتابة التاریخ الإسلامی، محمد صامل، ص507.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:575.xml">مبحث اول: خوارج</a><a class="folder" href="w:html:619.xml">مبحث دوم: امیرالمؤمنین، علی(رض) واندیشه‌ی شیعه‌پروری</a><a class="folder" href="w:html:634.xml">مبحث سوم: «امامت» مهمترین عقیده‌ي شيعه رافضيه است</a><a class="folder" href="w:html:740.xml">مبحث چهارم: روزهای پایانی زندگانی امیر المؤمنین علی بن ابی طالب(رض) واستشهاد ایشان</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:576.txt">اول: شکل گیری خوارج و شناخت آنان</a><a class="text" href="w:text:577.txt">دوم: احادیثی که متضمن مذمت خوارج هستند</a><a class="text" href="w:text:578.txt">سوم: پیوستن خوارج به حروراء و مناظره ابن‏ عباس با آنان</a><a class="text" href="w:text:579.txt">چهارم: حرکت امیر المؤمنین (رض) برای مناظره با بقیه خوارج و سیاست او در برخورد با آنان بعد از بازگشت آنان و سپس حرکت و خروج دوباره آنان</a><a class="folder" href="w:html:580.xml">پنجم: جنگ نهروان (سال 38 هجری)</a><a class="text" href="w:text:586.txt">ششم: احکام فقهی بر گرفته از جنگهای امیر المؤمنین علی(رض)</a><a class="folder" href="w:html:587.xml">هفتم: مهمترین صفات خوارج</a><a class="folder" href="w:html:596.xml">هشتم: برخی از آراء و نظرات اعتقادی خوارج</a><a class="text" href="w:text:601.txt">نهم: بدگویی از برخی صحابه و تکفیر عثمان و علی(رض)</a><a class="folder" href="w:html:602.xml">دهم: ویژگیها و گرایشات خوارج در عصر حاضر</a><a class="folder" href="w:html:611.xml">مهمترین نشانه‏ های غلو در عصر حاضر</a></body></html>اهل علم تعریفهای زیادی از خوارج ارائه کرده‭اند. از جمله آنها تعریفی است که ابوالحسن اَشعری بیان کرده است که اسم خوارج بر آن طایفه‭ای که علیه چهارمین خلیفه راشدی، علی بن ابی طالب(رض) خروج کردند اطلاق می‏شود، او بیان می‏کند که خروج آنان علیه علی، علت نام گذاری آنان به‭این اسم است. در جایی که می‭گوید: علت این که آنان خوارج نامیده شدند، خروج