 دلیل به‭این نام نامیده شدند، چون دو حکم را قبول نداشتند و گفتند: لا حکم الّا للّه.
11) مقالات الاسلامین (1/207)
12) معنایش این است که: به من دستور داده شده است که بر اساس ظاهر قضاوت کنم و خداوند مسئول اسرار درون است.
13) بخاری (2/232) و مسلم (2/742) آن را استخراج کرده‎اند.
14) مسلم آن را استخراج کرده است (2/740).
15) تلبیس ابلیس، ص (90).
16) الفصل فی الملل والنحل (4/157).
17) الملل و النحل (1/116).
18) عقیدة اهل السنة فی الصحابة (3/1141).
19) شرح العقیدة الطحاویه، ص (563).
20) البدایه و النهایه (7/202).
21) فرق معاصرة، عواجی (1/67).خلافة علی، عبدالحمید، ص (297).احادیث زیادی به نقل از پیامبر(ص) در مذمت و نکوهش خوارج از دین خارج شده روایت شده‏اند که در آنها با صفتهای نکوهیده و زشت توصیف شده‏اند که آنان را در پلیدترین جایگاهها قرار می‏دهد.از جمله احادیثی که در آنها به مذمت و نکوهش آنان اشاره شده است، روایتی است که شیخین در صحیح خودشان از ابوسعید خدری(رض) روایت کرده‭اند که می‭گوید: هنگامی‏که ما نزد رسول‭الله(ص) بودیم و او چیزی را تقسیم کرد و ذوالخویصره که مردی از تمیم بود نزد او آمد و گفت: ای رسول‭الله، عادل باش. فرمود: وای بر تو اگر من عادل نباشم چه کسی عادل است. اگر من عادل نبودم ناکام می‭شدم و زیان وخسران می‏دیدم. عمر گفت: ای رسول‭الله اجازه بده تا گردن او را بزنم. فرمود: رهایش کن او اصحاب و یارانی دارد که هر یک از شما نماز خود را در مقایسه با نماز آنان و روزه خود را با روزه آنان حقیر و ناچیز می‏داند. آنان قرآن می‏خوانند در حالی از استخوان ترقوه شان فراتر نمی‏رود. آنان از دین خارج می‏شوند همان گونه که تیر از بدن شکار خارج می‏شود که به پیکان آن نگریسته می‏شود و چیزی (اثری از خون) در آن نیست سپس به قسمت و نخ بعد از پیکان آن نگریسته می‏شود و در آن جا هم چیزی نیست، سپس به خودش نگریسته می‏شود و در آن هم چیزی نیست (یعنی در بخشهای مختلف آن اثری از خون نیست) و به سرعت در بدن شکار فرو رفته و از خون وسرگین داخل شکمش عبور کرده است، نشان آنان مردی است که‭یکی از بازوهای او چون پستان زن سیاه شده و یا مانند تکه گوشتی حرکت می‏کند. و آنان در یک زمان خروج می‭کنند و به عنوان یک فرقه از مردم جدا می‏شوند. ابو سعید می‭گوید: من شهادت می‏دهم که‭این حدیث را از رسول‭الله شنیدم و شهادت می‏دهم که علی بن ابی طالب با آنان مبارزه کرد و من نیز همراه او بودم، که دستور داده شد آن مرد را آوردند و بر اساس نعت پیامبر به بدن او نگریسته شد.(1)  شیخین همچنین حدیثی از ابی سلمه و عطاء بن یسار روایت کرده‭اند که آن دو نزد ابو سعید خدری آمدند و از او درباره حروریه پرسیدند که ‭آیا از رسول الله (ص) شنیدی که فرمود: « در این امت - نگفت از این امت » قومی‏خارج می‏شود که شما نماز خود را در مقایسه با نماز آنان ناچیز و کم ارزش می‏شمارید. و قرآن می‏خوانند و این قرآن خواندن از حلقوم آنان - یا حنجرههایشان - فراتر نمی‏رود و از دین خارج می‏شوند همان گونه که تیر از بدن شکار خارج می‏شود و تیرانداز به تیر خود، پیکان آن، بند بعد از پیکان آن نگاه می‏کند و سپس در شکاف انتهای تیر جستجو می‏کند که‭ ایا خونی به آن رسیده است(2) . و بخاری حدیث اسیدبن عمرو را روایت می‏کند و می‭گوید: به سهل بن حنیف گفتم: آیا از پیامبر(ص) شنیدی که چیزی درباره خوارج بگوید؟ گفت: از او شنیدم در حالی که دستش را سوی عراق دراز کرده بود، فرمود: از آن قومی‏خروج می‭کنند که خواندن قرآن از استخوان ترقوه شان فراتر نمی‏رود. از اسلام خارج می‏شوند همان طور که تیر از بدن شکار خارج می‏شود. در این سه حدیث به روشنی مذمت و نکوهش فرقه خوارج دیده می‏شود و پیامبر(ص) آنان را به طایفه‭ای که از دین خارج می‏شوند، توصیف می‏کند که در دین بی جهت و بی مورد سخت گیری می‭کنند و به محض وارد شدن در دین از آن به سرعت خارج می‏شوند و از آن بهره‭ای نمی‏برند و حتی حدیث اول از این احادیث سه گانه شامل این مطلب می‏شود که آنان با اهل حق مبارزه می‭کنند و اهل حق نیز با آنان مبارزه می‭کنند و در میان آنان مردی که دستش چنین و چنان است و همه‭این موارد همان گونه که پیامبر(ص) خبر داده بود، اتفاق افتاد. و درباره‭این فرمایش او(ص) که فرمود: قرآن از ترقوه‏های (حنجره‏ها) آنان فراتر نمی‏رود دو احتمال وجود دارد:
1- این احتمال وجود دارد که قلبهای آنان قرآن را نمی‏فهمد و آن را بر غیر از مراد و هدف آن حمل می‭کنند.
2- این احتمال وجود دارد که هدف از آن این باشد که تلاوت آنان به نزد خداوند بالا نمی‏رود.(3)  
از جمله صفات نکوهیده آنان که پیامبر(ص) آنان را به آنها مذمت نموده ‭این است که: آنان از ایمان جز به زبان آوردن خالی آن بهره‭ای نبرده‏اند و دارای عقل و خرد ضعیف و پستی هستند و وقتی که قرآن می‏خوانند بر اساس فهم نادرست خود به شدت گمان می‭کنند که قرآن با آنان است در حالی که علیه آنان است. بخاری(رح) حدیثی از علی(رض) روایت می‏کند که می‭گوید: وقتی که من حدیثی از رسول‭الله‏(ص) برای شما بگویم به خدا قسم اگر از آسمان فرو بیفتم برای من دوست داشتنی تر از آن است که چیزی به دروغ از او بگویم و اگر درباره آن چه که بین من و شما بوده است برای شما صحبت کنم: این جنگ یک حیله و نیرنگ است چون از رسول‭الله(ص) شنیدم که فرمود: در آخر زمان (4)  قومی‏کم سن و سال (5)  و ضعیف عقل (6)  خروج خواهند کرد در حالی که بهترین سخنان مردم را به زبان می‏آورند و ایمان شان از حنجره‏ها و ترقوه‏ها فراتر نمی‏رود آنان از دین خارج می‏شوند همانطور که تیر از بدن شکار خارج می‏شود.(7)  
در این دو حدیث، نکوهش خوارج این گونه آمده است که‭ایمان آنان چیزی جز به زبان آوردن آن نیست و حدیث اول دلالت بر این امر می‏کند که آنان به زبان ایمان می‏آورند نه به قلب(8) .اما این حدیثی که حدیث زیدبن وهب جهنی به نقل از علی(رض) است، او در این حدیث ایمان را بر نماز اطلاق کرده است و هر دو حدیث دلالت بر این امر دارند که‭ایمان آنان در زبان و نطق شان محصور است و از حنجره‏ها و ترقوه‏هایشان فراتر نمی‏رود و این زشت ترین و قبیح ترین نکوهش برای کسانی است که به آن توصیف می‏شوند(9) .
از جمله صفات زشت دیگری که پیامبر(ص) آنان را به آنها مذمت کرده‭ این است که: آنان از دین خارج می‏شوند و موفق به بازگشت به آن نمی‏شوند و آنان بدترین مردم و مخلوقات هستند. مسلم(رح) حدیث ابوذر(رض) را روایت می‏کند که می‭گوید: بعد از من از میان امتم قومی‏خواهد آمد که قرآن را می‏خوانند در حالی که از حلقوم شان فراتر نمی‏رود و از دین خارج می‏شوند همان گونه که تیر از بدن شکار خارج می‏شود و سپس به آن باز می‏گردند و آنان بدترین مردم و مخلوقات هستند(10) .
از حدیث ابو سعید روایت شده است که پیامبر(ص) از قومی‏یاد کردند که در میان امت او خواهند بود و به عنوان یک فرقه از میان مردم خارج می‏شوند و سر و رویشان تراشیده شده است. می‭فرماید: « آنان بدترین مردم - یا ا