 بدترین مردم - هستند که نزدیک ترین آن دو گروه به حق با آنان می‏جنگد.»
از صفات دیگری که از زبان رسول‭الله(ص)، آنان با آن مورد مذمت قرار گرفته‭اند این است که: آنان مبغوض ترین مردم نزد خداوند هستند. حدیث عبیدالله بن ابی رافع غلام رسول‭الله(ص) در صحیح مسلم آمده است که حروریة وقتی که خروج کردند و عبید الله نیز همراه علی بن ابی طالب بود، گفتند: لا حکم الّا لله. علی(رض) گفت: این کلمه حقی است که به وسیله آن امر باطل طلب می‏شود(11) . رسول‭الله(ص) گروهی را توصیف کرد که صفت آنان را می‏شناسم و آنان با زبان خود سخن حق را می‏گویند. اما از این جا فراتر نمی‏رود - به حلق خود اشاره کرد - از مبغوض ترین بندگان خدا در نزد او هستند. در میان آنان یک مرد سیاه است که‭یکی از دستهایش مثل پستان گوسفند است. وقتی علی با آنان مبارزه کرد گفت: آن مرد را بجویید. اما آنان چیزی نیافتند. او دو یا سه بار این را گفت: برگردید به خدا قسم که من دروغ نگفتم و به من دروغ گفته نشده است، سپس او را در خرابه‭ای پیدا کردند و آوردند و در مقابل علی(رض) قرار دادند. عبیدالله می‭گوید: من در آن جا حاضر بودم و شاهد کار آنان و سخن علی درباره آنان بودم(12) .
از جمله صفات قبیحی که بر زبان رسول الله (ص) برای آنان جاری شده است این است که آنان از شناخت حق و هدایت بر اساس آن محروم هستند(13) . مسلم در صحیح خود حدیث اسید بن عمر به نقل از سهل بن حنیف به نقل از پیامبر(ص) را روایت می‏کند که فرمود: « قومی‏از جانب مشرق گمراه می‏شوند که دارای سرها ی تراشیده هستند.»(14)  نووی هم این سخن پیامبر(ص) را می‭گوید: (یتیه قوم قِبل المشرق محلقة رؤوسهم)(15) 
«قومی‏از جانب مشرق گمراه می‏شوند» به‭این معنی است که از راه راست و درست و راه حق خارج می‏شوند. می‭گوید: «تاه» به معنی این است که برود و به راه حق هدایت نشود. والله اعلم.
از صفات نکوهیده دیگر خوارج که پیامبر(ص) خبر داد که در مورد آنان به وقوع می‏پیوندد، این است که آنان معتقد به کشتن مسلمانان و ترک بندگان بتها و صلیبها می‏شوند(16) . شیخین در صحیحهای خودشان حدیث ابوسعید خدری را روایت کرده‭اند که می‭گوید: علی(رض) زمانی که در یمن بود مقداری طلا را که آمیخته با خاک معدنش بود، نزد رسول‭الله(ص) فرستاد و رسول‭الله(ص) آن را بین آن چهار نفر تقسیم کرد...
مردی دارای ریش انبوه، گونه‏های بر آمده، پیشانی برجسته و سر تراشیده آمد و گفت: ای محمد از خدا بترس رسول‭الله(ص) فرمود: «اگر من در برابر خدا عصیان کنم، چه کسی از او اطاعت می‏کند. او مرا امین اهل زمین قرار داده است آیا شما مرا امین نمی‏دانید.» می‭گوید: آن مرد پشت کرد و یکی از افراد آن جمع که روایت می‭کنند خالدبن ولید بوده است، اجازه خواست که او را به قتل برساند. رسول‭الله (ص) فرمود: از تبار این مرد قومی‏می‏آید که قرآن می‏خوانند و قرآن از حنجره‏هایشان فراتر نمی‏رود، با اهل اسلام می‏جنگند و بت پرستان را رها می‭کنند، از دین اسلام خارج می‏شوند همان گونه که تیر از بدن شکار خارج می‏شود، اگر آنان را ببینم همانند قوم عاد آنان را خواهم کشت(17) .
در اینجا معجزه‭ای آشکار از رسول‭الله(ص) وجود دارد به طوری که همان گونه که خبر می‏دهد واقع می‏شود و آنان شمشیر خود را علیه اهل اسلام برای جنگ بر کشیدند و در برابر کفار یهود و مسیحیان آن را در غلاف می‏گذاشتند(18)  که به خواست خداوند متعال بحث درباره آن خواهد آمد.
از صفات قبیح دیگری که نکوهش و مذمت و عار وننگ برای خوارج است این است که رسول‭الله(ص) در صورت ظاهر شدن آنان، به جنگ با آنان ترغیب می‏کند و خبر می‏دهد که اگر خودش آنان را ببیند. آنان را همانند قوم عاد و ثمود از بین می‏برد. و خبر می‏دهد که هر کس با آنان بجنگد در روز قیامت در نزد خداوند متعال اجر و پاداش دارد. و خداوند چهارمین خلیفه راشدی را به جنگ با آنان و کشتنشان مشرف گردانید. چون آنان در زمان او ظهور کردند و او با توجه به توصیف پیامبر(ص) از آنان، ظهورشان را تشخیص داد و همراه با یک سپاهی که برای مبارزه با اهل شام آماده کرده بود، به سمت آنان رفت و در نهروان با آنان مبارزه کرد و به جز تعداد اندکی یعنی کمتر از ده نفر، کسی از آنان نجات نیافت، که بیان آن خواهد آمد او با آنان مبارزه نکرد تا این که آنان خون حرام ریختند و اموال مسلمانان را غارت کردند و علی برای بر طرف کردن ظلم و گمراهی‏شان و زمانی که اعمال و سخنان شر خود را اظهار کردند، با آنان جنگ کرد. ما در این جا به‭این مقدار احادیث روایت شده در مذمت خوارج اکتفا می‏کنیم چرا که احادیث وارد شده در مذمّت آنان بسیار زیاد هستند و به ندرت کتابی از کتب سنت مطهر یافت می‏شود که خالی از این صفات باشد(19) . و به خواست خداوند متعال در صفحات بعدی این کتاب درباره آغاز ملحق شدن آنان به حروراء، مناظره ابن‏عباس با آنان، علاقه امیرالمؤمنین علی به روشن نمودن و هدایت آنان، علل و اسباب جنگ نهروان و نتایج آن و اصول خوارج و مناقشه و بررسی آن اصول و این که‭ آیا افکار و گرایشات خوارج همچنان در میان مردم وجود دارند؟ علل آن چیست؟ و چگونه باید بررسی و حل و فصل شوند؟، بحث خواهد شد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم (2/744، 743).
2) مسلم (2/744، 743).
3) فتح الباری (6/618). آن چه که قاضی عیاض در شرح نووی گفته است (7/159).
4) حافظ ابن حجر می‭گوید: منظور از آخر زمان، زمان خلافت نبوی است و در حدیث سفینه که از سنن و صحیح ابن حبان و سایرین استخراج شده است آمده است که: «خلافت بعد از من سی سال است سپس پادشاهی می‏شود» و جریان خوارج و جنگ آنان در نهروان در اواخر خلافت علی در سال سی و هشت هجری رخ داد. فتح الباری (12/287).
5) شرح النووی (7/169).
6) فتح الباری (6/619).
7) بخاری (2/281).
8) فتح الباری (2/281).
9) عقیدة اهل السنة و الجماعة فی الصحابة الکرم (3/1183).
10) مسلم (2/750).
11) معنی آن این است کهاین کلمه در اصل درست است خداونر می‭فرماید: « إن الحکمُ الّا لله » (یوسف/140) اما آنا می‏خواهند به واسطه آن حکمیت علی را انکار کنند، شرح نووی(7/173، 174).
12) مسلم (2/749).
13) عقیدة اهل السنة و الجماعة فی الصحابة الکرام (3/1184).
14) مسلم (2/750).
15) شرح نووی (7/175).
16) عقیدة اهل السنة و الجماعة فی الصحابة الکرام (3/1184).
17) بخاری (2/232)، مسلم (2/741، 742).
18) عقیدة اهل السنة و الجماعة فی الصحابة الکرام (3/1185).
19) عقیدة اهل السنة فی الصحابة الکرام (3/118).خوارج در قالب گروه فراوانی از سپاه علی(رض) در حین بازگشت از صفین به کوفه، جدا شدند که تعداد آنها در یک روایت چندین ده هزار نفر بوده است و در روایتی دیگر تعداد آنان دوازده هزار نفر(1)  تعیین شده است و در روایتی دیگر هشت هزار نفر(2)  و در روایتی دیگر چهارده هزار نفر(3)  و همچنین در روایتی دیگر بیست هزار نفر(4)  تعیین شده است و این روایتی که تعداد آنان را بیست هزار نفر ذکر کرده است، بدون سند است(5)  این افراد به مسافت چندین شبانه روز قبل از رسیدن سپاه به کوفه، جدا شدند و این تفرقه و جد