د (و آفرينش جهان ديگر را بر آفرينش اين جهان قياس نمي‌كنيد؟). آيا هيچ درباره‌انچه كشت مي‌كنيد انديشيده‌ايد؟ ‏آيا شما آن را مي‌رويانيد، ‌يا ما مي‌رويانيم‌؟اگر بخواهيم كشتزار را به گياه خشك و پرپر شده‌اي تبديل مي‌گردانيم بگونه‌اي كه شما از آن در شگفت بمانيد. (حيران و اندوهناك خواهيد گفت:) ما واقعاً زيانمنديم! بلكه ما بكلي بي‌نصيب و بي‌بهره (از رزق و روزي) هستيم! (آخر چيزي براي ما نمانده‌است و بي‌چيز و بيچاره شده‌ايم). آيا هيچ درباره‌ابي كه مي‌نوشيد انديشيده‌ايد؟آيا شما آب را از ابر پائين مي‌آوريد، ‌يا ما آن را فرود مي‌آوريم‌؟ 
سپس آيات بعدی را تلاوت کرد که می‌فرماید:(أَفَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ(71) أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِؤُونَ(72)) (واقعه/68-69)
 (آيا ديديد آن آبي كه می‌نوشيد، آيا شما آن را از ابر فرود می‌آوريد‌يا ما فرودآوردگانيم) را كه تلاوت كرد؛ سه بار گفت: پروردگارا بلكه تو فرودآوري! و سپس آيات بعدی را تلاوت کرد که می‌فرماید: (آيا ديديد آتشي كه می‌افروزيد، آيا شما درخت آن را پديد آورديد، ‌يا ما پديد آورندگانيم)
علی(رض) سه بار گفت: بلكه تو، پروردگارا»(2) .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المحلي 4/118 و سنن صبحري 1/146
2) الدر المنثور سيوطي 23722/8.ابن تیمیه(رح) می‭گوید: آنان به دلیل گمراهی شان در اعتقاد نسبت به بزرگان هدایت و جماعت مسلمانان، از عدالت خارج شدند و گمراه گشتند، این برداشت رافضیها و سایر فرقه‏هایی همچون آنان است که از سنت خارج شدند و آنان آنچه را که روایت می‏شود ظلم است، کفر به حساب می‏آورند سپس احکامی‏را نزد خود بر کفر مترتب می‭کنند(1)  و به‭این گونه در اطاعت ایجاد تفرقه کردند و برای بر هم زدن اتحاد مسلمانان تلاش نمودند. این نگرش، موضع آنان را در مورد امیرالمؤمنین علی روشن می‏کند وقتی که از او دور شدند و در سخت ترین مواضع با او مخالفت کردند و از فرمان او سرپیچی کردند(2) ، این صفت در طول تاریخ همیشه از ویژگیهای آنان بوده است و هر کسی را که در موردی با آنان مخالفت می‭کرد با او عداوت و دشمنی می‭کردند به طوری که آنان خودشان به چندین فرقه تبدیل شدند، همدیگر را تکفیر می‭کردند و به‭این دلیل در میان آنان دشمنیها، اختلافات و ناملایمات بسیاری صورت گرفت(3) .
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الفتاوی (28/497).
2) الخوارج، سعودی، ص (191).
3) همان منبع، ص (192).ابن تیمیه می‭گوید: شاخصه و تفاوت دومی‏که خوارج و اهل بدعت داشتند این بود که آنان به دلیل گناهان تکفیر می‭کردند و بر اساس تکفیر ناشی از گناهان، خون مسلمانان و اموالشان را حلال می‭کردند و این اعتقاد را دارند که سرزمینهای اسلامی ‏سرزمین جنگ است و سرزمینهای آنان سرزمین ایمان است. جمهور رافضیها نیز این نظر را دارند... این اصل بدعتهایی است که با نص سنت رسول الله (ص) و اجماع گذشتگان بدعت بودن آنها ثابت شده است. آنان گذشت را گناه و گناه را موجب کفر می‏دانند(1) . خوارج با افکار و آراء خاص خود متمایز هستند و بر اساس آنها از جماعت مسلمانان جدا شدند و آنها را جز دین دانستند که خداوند جز آن را نمی‏پذیرد و هر کس در این مورد با آنان مخالفت کند به گمان آنان از دین خارج شده و باید از آن اظهار برائت کند و حتی آنانی که در این مورد غلو می‭کنند قتل مخالفان خود را واجب دانسته و خون شان را حلال می‭کنند(2) . 
از این رو بود که آنان عبدالله بن خباب را بدون دلیل به قتل رساندند فقط به‭این بهانه که او در نظر و رأی آنان با آنها موافق نبود(3) . ابن کثیر می‭گوید: آنان اقدام به کشتن زنان و کودکان می‏نمودند و شکم زنان باردار را می‏شکافتند و کارهایی انجام می‏دادند که کسی غیر از آنان چنین کارهایی را انجام نداده بود(4) . ابن تیمیه می‭گوید: بدعت اول نیز مانند بدعت خوارج و فقط به دلیل فهم و برداشت نادرست از قرآن بود و آنان قصد مخالفت با قرآن نداشتند اما چیزی از قرآن برداشت کردند که بر آن دلالت نمی‭کرد و گمان می‭کردند کسانی که مرتکب گناه می‏شوند، باید تکفیر شوند چون مؤمن همان نیکوکار پرهیزکار است و گفتند: هر کس نیکوکار و پرهیزکار نباشد، کافر است و در آتش جهنم جاودانه می‏شود. سپس گفتند: عثمان و علی و هر که آن دو را دوست بدارد مؤمن نیستند چون آنان به چیزی غیر از آن چه که خداوند نازل کرده است، حکم کردند. بدعت آنان دو مقدمه داشت:
اول: هر کس در عمل و یا در اظهار نظری اشتباه با قرآن مخالفت کند، کافر است.
دوم: عثمان و علی و کسانی که با آن دو بودند، این حالت را داشتند. بنابراین باید از تکفیر مؤمنان به دلیل گناهان و خطاهایشان پرهیز کرد و این اولین بدعتی بود که در اسلام به وجود آمد و اهل آن، مسلمانان را تکفیر کردند و خون و اموال آنان را حلال شمردند. احادیث صحیحی از پیامبر(ص) در مذمت آنان و دستور به جنگ با آنان به ثبت رسیده‏اند(5) . 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الفتاوی (19/73).
2) منهاج السنة (3/62).
3) الفرق بین الفِرَق، بغدادی، ص (57).الخوارج، سعودی، ص (191).
4) البدایة و النهایة (3/294).
5) الفتاوی (13/31، 30).جایز دانستن مواردی همچون جور و ستم در مورد پیامبر(ص)، که نسبت دادن آنها در حق پیامبر(ص) جایز نیست، ابن تیمیه می‭گوید: خوارج بر خود رسول الله (ص) جایز دانسته‏اند که او ستم کند و در سنت خود گمراه گردد. و در این صورت اطاعت و پیروی از او را واجب نمی‏دانند. آنان فقط او را درباره آن چه که از قرآن به او رسیده است صادق می‏دانند و در مورد شرع و سنت که به زعم خودشان با ظاهر قرآن مخالفت دارد، او را صادق نمی‏دانند و اغلب اهل بدعتها و خوارج که بر این اساس از آنان تبعیت می‭کنند، روایت می‭کنند که اگر رسول الله (ص) چیزی را برخلاف گفته آنان بگوید از او تبعیت نمی‭کنند... آنان با هر دلیلی از خودشان دفاع می‭کردند یا آن روایت را نمی‏پذیرفتند و یا آن را تأویل می‭کردند و گاهی به سند آن ایراد می‏گرفتند و گاهی به متن آن ایراد می‏گرفتند، آنان پیرو حقیقت سنتی که پیامبر(ص) آورد، نبودند و به آن اطمینان نداشتند و بلکه در مورد حقیقت قرآن نیز این نظر را داشتند(1) .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الفتاوی (19/73).از بارزترین صفات خوارج توهین به بزرگان و امامان هدایت و گمراه خواندن آنان و حکم دادن به خروج آنان از عدالت و راه درست است. این صفت در موضع ذوالخویصره در برابر پیامبر هدایت(ص) روشن و آشکار می‏گردد وقتی که ذوالخویصره گفت: ای رسول الله عادل باش(1) ذوالخویصره خودش را پرهیزکارتر از رسول الله (ص) دانست و در مورد رسول الله (ص) حکم به ستم و خروج از عدالت در تقسیم کردن نمود. این صفت در طول تاریخ همواره باآنان بود و به دلیل احکام و کارهایی که بر اساس آن صورت گرفتند، بدترین تأثیر را داشت.(2)
---------------------