ین کسی است که برائت خود را نسبت به دشمنان علی(رض) - به گمان خودش - اظهار کرد و از مخالفانش رازگشایی کرد وآنها را تکفیر نمود، اوّلین کسی است که قایل به خدا بودن و پروردگاری علی شد و از میان فرقه‏های شیعه افراطی، اوّلین کسی بود که مدعی نبوّت علی(رض) شد، همچنین اوّلین کسی بود که گفت: علی بعد از مرگش به دنیا باز می‌گردد، و پیامبر(ص) هم به دنیا باز می‌گردد. نخستین کسی است که مدعی شد علی(رض) همان (دابة الارض) است و او همان کسی است که خلق را آفریده و رزق و روزی را گسترش داده است. سبئیه گفتند: آنها نمی‌میرند، بلکه بعد از مردنشان پرواز می‌کنند و به طیاره (یعنی پروازکننده) نامگذاری شدند. جماعتی از سبئی‌ها مایل به اعتقاد انتقال روح ‌القدس در ائمه شدند و گفتند: ارواح در یکدیگر تناسخ می‌یابند و نیز سبئیه گفتند: به وحیی رهنمود شدیم که مردم در ارتباط با آن گمراه هستند، به علم و دانشی دست یافته‌ایم که از آنها پنهان مانده است و گفتند: علی در میان ابرهاست، و رعد صدای او و برق شلاق و تازیانه‭اش می‏باشد. اینها بارزترین بدعت‌هایی است که ابن سبأ و پیروانش بدانها معتقد بوده‏اند و به وسیلة آنها به افراطی‌ و غالی مبدل شدند.(12) 
فرقه‏های شیعه‭ی رافضی به عنوان ایده و ایدئولوژی ناگهانی سر برنیاوردند، بلکه چندین مرحله را طی و زمانی طولانی سپری کردند تا به آنجا رسیدند. امّا پیشاهنگ عقیده‭ی شیعه‭ی رافضی و اصل اصول زیر بنای آنها به وسیله‭ی سبئی‌ها ظاهر نمایان گردید، همانگونه که کتاب‌های خود شیعه اعتراف کرده‏اند که ابن سبأ اوّلین کسی است که به مقوله‭ی فرض بودن امامت علی، و اینکه علی وصیّ پیامبر(ص) است، شهادت و گواهی داد - چنان که گذشت - و این عقیده بر امامت علی نص می‌گذارد، همانگونه که بزرگان رافضی عقیده دارند، این مسأله پایه و اساس شیعه‌گری رافضی را تشکیل می‌دهد.
در همین رابطه در (الکافی) از ابومحسن نقل است که: «ولایت علی در همه مصاحف پیامبران نوشته شده است و الله تعالی هیچ پیامبری را مبعوث نکرده مگر اینکه پیام نبوت محمد(ص) و وصیّت او برای علی را ابلاغ کرد»(13) .
کتاب‌های شیعه‭ی رافضی - همانگونه که توضیح آن به لطف الهی خواهد آمد - گواهی داده‏اند که ابن سبأ و هوادارانش اوّلین کسانی بوده‏اند که علیه ابوبکر صدّیق و عمر(رض) دو پدر زن و خویشاوند رسول خدا(ص)، و عثمان(رض) داماد پیامبر(ص) و نزدیک‌ترین مردمان به‭ایشان و سایر اصحاب بزرگوار، زبان به بدگویی، تهمت و افتراء باز کرده‏اند، که در واقع این حقیقت عقیده‭ی شیعه‭ی رافضی است. درباره‭ی صحابه، چنانکه در کتاب‌های معتبرشان ذکر شده و همانگونه که ابن سبأ مقوله‭ی رجعت علی (رض)(14)  را مطرح ساخت، رجعت از اصول شیعه‭ی رافضیه می‌باشد. همانگونه که ذکر خواهد شد - و به همانصورت ابن سبأ گفت: علی و اهل بیت به طور اختصاصی از علوم نهانی خاص برخوردار هستند، همانگونه که حسن بن محمد بن حنفیه‭یادآورد شده(15)  و در رساله‭ی ارجاء(16)  به آن اشاره شده است. 
این مسأله بعداً به ‭یکی از اصول ‌اعتقادی شیعه تبدیل شده است. در صحیح بخاری موردی درباره اینکه این عقیده در وقت زود هنگامی‏ظاهر شده وجود دارد، از علی در اینباره سؤال شد: آیا شما چیزی در اختیار دارید که در قرآن یا در نزد مردم نباشد؟! ایشان قاطعانه و با لحنی کوبنده(17)  این مسأله را نفی کرد. این از مهم‌ترین اصولی است که شیعه‭ی رافضی بدان دینداری می‌کند(18) . این اصل، بعد از شهادت عثمان(رض) و در دوران خلافت حضرت علی(رض) پدید آمد، امّا در درون فرقه‭ی معینی جای نگرفت، بلکه سبئیه هنوز سر بلند نکرده‏بودند که حضرت علی(رض) با آنها به مبارزه پرداخت، - چنانکه گذشت - امّا اتفاقاتی که پس از آن افتاد، زمینه مناسبی را برای ظهور این عقاید فراهم آورد و در قالب جماعتی نمایان گردید، مانند جنگ صفین و حادثه‭ی تحکیم که به دنبال آن آمد. کشتن علی(رض)، و کشتن حضرت حسن.... همه‭این حوادث، قلب‌ها و عاطفه را به طرفداری و هواخواهی آل بیت سوق داد، از این روی، این اندیشه از دریچه‭ی شیعهگری و طرفداری از علی و اهل بیت سر بر افراشت، تشیّع به وسیله‌ای تبدیل شد که هر ملحد و منافق و طاغوتی که می‌خواست اسلام را نابود کند، آن را به کار می‌گرفت. افکار و معتقدات بیگانه بااندیشه‭ی مسلمانان، با لباس شیعه‌گری وارد آن شد چون راه‌یابی آنها به اسلام با پوشش شیعه‌گری و طرفداری از اهل بیت بسیار آسان شد، با مرور ایام آن بدعت دامنه‭ای وسیعتر یافت و خطر آن به مراتب بیشتر از گذشته می‌شد، زیرا جانشینان زیادی برای ابن سبأ پیدا شدند و استعمال لقب شیعه در دوران حضرت علی(رض) فقط به معنای ولایت و یاری کردن بود و به هیچ عنوان به‭این معنا نبوده است که باید به‭یکی از عقاید کنونی شیعه‭ی رافضی ایمان داشت.(19) 
هواخواهی آل بیت و علاقمندی به آنها و دوست داشتن ایشان امری طبیعی است و محبّت و علاقه‌ای است که همه اهل بیت را در بر گیرد و بین آنها فرق قائل نباشد و درباره‭ی آنها اغراق و غلو نشود و از ارزش و جایگاه هیچکدام از اصحاب گرامی ‏نمی‌کاهد، نه آنگونه که فرقه‏های منسوب به شیعه آن را انجام می‌دهد.
بعد از اتفاقات و درد و محنت‌هایی که بر سر آل بیت آمد که آغازگاه آنها کشته شدن حضرت حسین بود، عشق و علاقمندی به آل بیت رشد یافت و افزایش پیدا کرد. این اتفاقات عواطف مسلمانان را بر افروخت، که در نتیجه کینه‌توزان از این در وارد شدند، زیرا نظریات ابن سبأ تا بعد از آن اتفاقات جو و فضای مناسب و سازگار را پیدا نکرد. 
امّا شیعه‌گری به معنای اعتقاد به وجود نص صریح بر جانشینی علی(رض)، رجعت، بداء، غیبت، و عصمت ائمه و غیره، شکی در این نیست که همه‭اینها عقایدی هستند که الله تعالی هیچ دلیلی را بر آنها نفرستاده است، بلکه وارداتی هستند و اصول و ریشههای آنها به عناصر گوناگونی برمی‌گردد، چون هر کس که خواسته به اسلام و پیروانش حیله و کلک بزند، سوار بر مرکب تشیع شده است. و نیز هر کسی که به نیرنگ متوسل شده تا در سایه‭ی عقاید و افکار سابق خود و در عین حال به نام اسلام زندگی کند، اعم از یهودی و مسیحی و زرتشتی و غیره از مقوله‭ی شیعه‌گری استفاده کرده است.
بنابراین بسیاری از عقاید فاسد در تشیع وارد شد، چنانکه ‭این مسأله به هنگام اصول عقیده ‌شناسی آنها روشن خواهد شد - و به همین خاطر ابن تیمیه - رحمه‌الله - بر این باور است که منتسبان به شیعه از مذاهب ایرانی‌ها، رومیان، یونان، مسیحیان، یهودیان و غیره اموری را برگرفته‏اند که آنها را با تشیع قاطی کرده‏اند و می‌گوید: این همان مصداق خبر پیامبر(ص) را نشان می‌دهد..، سپس در ادامه‭ی بحث بعضی از احادیثی را ذکر می‌کند که بیان می‌کنند این امّت، از سنّت و راه و روش امّتهای پیشین قبل خود پیروی خواهد کرد، ... و گفته که‭این مسأله در منتسبان شیعه به وقوع پیوسته و تحقّق یافته است.(20)  
-------------------------------------------------------------------