والذي نفس محمّد بيده، لا‌يسمع بي أحد من هذه‌ الأمة ‌يهودي ولا نصراني ثم ‌يموت ولم‌ يؤمن بالذي أرسلت به الا كان من أصحاب النَار»(1) .
سوگند به ان ذاتی كه جان محمّد در دست اوست هيچ كس از اين امّت، از‌يهوديان و مسيحيان نيست كه رسالت من به گوشش برسد و ايمان نياورد مگر اين كه‌از دوزخيان خواهد بود.
به ‌اجماع اين امّت اسلام، ايمان به رسول‎ الله واجب است، همانگونه که ‌اجماع دارند بر اینکه هر کس (از جن و أنس) که با رسالت محمّد(ص) حجّت بر او تمام شود و بدان ایمان نیاورد، همانند كساني كه پيامبر(ص) در ميانشان مبعوث شده و كفر ورزيدند، مستحق عذاب خداوندي هستند، اين اصلي مورد اتّفاق بين صحابه و تابعين و پيشوايان ديني است و حتّي فرقه‌هاي غير اهل سنّت و جماعت نيز بر اين اصل اتفاق دارند.(2)  
امير مؤمنان علي حق مقام و منزلت نبوت را رعايت كرد و شاخصه‌هاي آن را با گفتار و رفتارش شرح می‌داد و به شدّت علاقمند بود كه‌ اينها را به مردم آموزش دهد و ایشان را با گفتار و رفتار و تأييداتش تشويق می‌كرد که‌ از رسول ‎الله (ص) پيروي كنند و می‌فرمود: «واقتدوا بهدى نبيّكم، فإنها أفضل الهدى واستنّوا بسنته فإنها أفضل السنن» .(3)
به راه و روش پيامبرتان اقتدا كنيد، چرا كه راه و روش او افضلترين راه و روشهاست و به سنّتش پايبند باشيد كه فاضلترين سنّتهاست».
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم 93/1 كتاب الايمان.
2) حقوق النبي علي امته في صنوء الكتاب و السنه72/1.
3) البداية والنهاية (7/319).در دین امامیه، هر حکومتی غیر از حکومت امامیه‭ی رافضی باطل است و صاحب آن ظالم و طاغوتی است که به جای خداوند متعال عبادت می‌شود، هر کسی که با او بیعت کند در حقیقت غیر خدا را عبادت می‌کند. کلینی این معنی را در چندین باب به اثبات رسانده‏اند، مانند باب (کسی که ادعای امامت می‌کند ولی اهلیّت و شایستگی آن را ندارد و کسی که ائمه ‭یا بعضی از آنها را انکار کند و کسی که امامت را برای کسی ثابت کند که لایق آن نیست) و در رابطه با آن، دوازده حدیث(1)  را از ائمه خودشان- به ادعای آنها- ذکر کرده است، و نیز باب (کسی که تسلیم خداوند متعال می‌شود بدون امامی ‏از طرف خداوند متعال منصوب شده باشد) راکه در آن پنج حدیث روایت کرده را آورده است(2) . همه خلفای مسلمانان - به استثنای علی و حسن(رض) - بر حسب گمان‌شان، طاغوت و استبدادی می‌باشند اگرچه به سوی حق دعوت کنند و نسبت به اهل بیت نیکی ‌کرده و دین خداوند متعال را بر پا دارند، زیرا آنها می‌گویند: هر پرچمی‏که قبل از پرچم قائم (که به گمانشان همان مهدی است که انتظارش را می‌کشند) برافراشته شود، صاحب آن طاغوت است(3) . شارح الکافی گفته است: اگرچه صاحب آن پرچم به سوی حق فرا بخواند(4) . جناب مجلسی این روایت را طبق معیارهای(5)  خودشان، صحیح(6)  دانسته است.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الکافی (1/372-374).
2) منبع سابق (1/374-376).
3) کافی با شرح مازندرانی (12/371)، بحارالانوار (125/113)، اصول شیعه امامیه (2/896).
4) اصول شیعه امامیه (2/896).
5) مرآة العقول (4/378).
6) اصول شیعه امامیه (2/896).در روایت‌های آنها بسیاری از بلاد مسلمانان به دشنام و ناسزاگویی و تکفیر اهل آنها به طور مشخص، تخصیص یافته است و از میان سرزمین‌های اسلامی، خاصتاً مناطقی را ذکر می‌کنند که بیشتر به اسلام پایبند و بیشتر از سنّت پیروی می‌کنند. به همین خاطر، به کفر اهالی مکه و مدینه در قرون مفضله(سه قرن اوّل اسلام) تصریح کرده‏اند. آنها در دوران جعفر صادق درباره‭ی اهل مکه و مدینه می‌گفتند: اهل شام بدتر از اهل روم هستند «یعنی بدتر از مسیحیان می‌باشند» و اهل مدینه بدتر از اهل مکه هستند و اهل مکه آشکارا به خدا کفر می‌ورزند (1) . گفته‏اند: اهل مکه علناً به خدا کفر می‌ورزند، اهل مدینه از اهل مکّه آنهم هفتاد برابر کثیف‌تر هستند.(2)  پر واضح است که اهل مدینه - به خصوص در قرون مفضله - به حدیث و آثار رسول خدا(ص) بیشتر از سایر مناطق تمسک و اقتداء می‌کردند و اهل مدینه همواره متمسّک به مذهب مالکی بودند و تا اوایل سده‭ی ششم هجری یا قبل و یا بعد از آن، به آن منسوب می‌شدند، بعداً رافضیان مشرق به سوی آنها روان شدند و مذهب بسیاری از آنها را فاسد و تباه ساختند(3) . نیز درباره‭ی مصر و اهالی آن گفته‏اند: فرزندان مصر بر زبان حضرت داود(ص) لعنت شدند، در نتیجه خداوند آنها را به شکل بوزینه و خوک‌ درآورد(4) . همین که خداوند متعال از بنی‌اسرائیل عصبانی شد آنها را وارد مصر ساخت و همین که از آنها راضی شد آنها را از مصر به سوی جایی دیگر، خارج ساخت.(5) 
گفته‏اند: بدترین سرزمین‌ها مصر است، و آنجا زندان کسانی از بنی‌اسرائیل است که خداوند متعال بر آنان خشم گرفته است.(6)  همچنین گفته‏اند: قصد مصر کنید امّا نخواهید که در آن مکث کنید، زیرا دیوثی را به ارمغان می‌آورد. در نزد آنها چندین روایت در ذم مصر و ناسزاگویی(7)  به اهالی آن و برحذر بودن از ساکنان آن آمده است و این روایات را – به دروغ - به رسول خدا(ص) و محمد باقر و علی باقر نسبت داده‏اند. رأی و نظر رافضیه درباره‭ی مصر آن هم در دوران‌های شکوفایی اسلام اینگونه است. مجلسی هم در توضیح این نصوص و روایات می‌گوید: در آن زمان‌ها، مصر به بدترین سرزمین‌ها تبدیل شد، زیرا اهالی آن، به بدبخت‌ ترین و کافرترین مردمان مبدل گشتند(8) . و بعید نیست که‭این عبارت‌ها به نحوی تعبیر باشد از کینه و خشم رافضه بر مصر و اهالی آن، به علت سقوط حکومت برادرانشان اسماعیلی‌های عبیدی به دست راد مرد اسلام صلاح‌الدین ایّوبی، همان کسی که سرزمین کنانه را از پلیدی آنها پاک ساخت و گرنه‭این سخنان ظالمانه درباره‭ی مصر و اهالی آن کجا و آن بابی که امام مسلم در صحیحش تحت عنوان (باب وصیت پیامبر(ص) به اهل مصر) (9)  باز کرده، کجا؟! در نزد آنها مذمّت و نکوهش بسیاری از سرزمین‌های اسلامی‏و اهالی آن، آمده است.(10) 
از سرزمین‌های مسلمانان موردی استثناء نشده، مگر آن سرزمینی که قایل به مذهب آنها باشد و البته که چنین سرزمینی در آن زمان‌ها کم بوده است، حتی از آنها نقل شده است که گفته‏اند: خداوند متعال ولایت ما را بر اهالی سرزمین‌های اسلامی‏عرضه کرد، هیچکدام آن را قبول نکردند جز کوفه.(11)  
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اصول کافی (2/409).
2) منبع سابق (2/410).
3) فتاوی (20/299، 300).
4) بحارالانوار (60/208)، تفسیر قمی، ص 596.
5) تفسیر عیاشی (1/304)، برهان (1/456).
6) تفسیر عیاشی (1/305)، برهان (1/457).
7) بحارالانوار (60/211)، اصول شیعه (2/900).
8) بحارالانوار (5/208).
9) مسلم (2/2970).
10) بحارالانوار (60/206)، اصول الشیعه، (12/901).
11) مرجع سابق.روایت‌های شیعه قاضیهای مسلمانان را به عنوان طاغوت‌ها و سرکشان قلمداد می‌نماید، زیرا به گمانشان، آنها با امامت باطل ارتباط دارند.
در الکافی آمده که از عمر بن حنظله روایت شده که گفت: درباره‭ی دو نفر از ه