رگشته وقتی می‌بیند آن روایت‌ها با اجماع یارانش جور درنمی‌آیند، به همین خاطر گفته است: «این مسأله در نهایت اشکال است! زیرا آیات و اخبار زیادی نشان می‌دهند که‭اشتباهاتی از آنها سر زده است، از طرفی، اصحاب و یاران ما، به صورت کلی قایل به عدم جواز آن شده‏اند مگر آن دسته که از آنها جدا شده و این معصومیت را نپذیرفته‏اند».(9) 
این اعتراف مجلسی است به‭اینکه اجماع شیعه‭ی کنونی بر عصمت کلّی ائمه با روایات‌ ایشان مغایرات دارد، و این یک دلیل واقعی و اعترافی صریح است به‭اینکه آنها بر سر گمراهی جمع شده‏اند و حتی از کتاب‌های خودشان دلیل ندارند. (10) 
چنین به نظر می‌رسد که‏اندیشه‭ی عصمت، مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته، یا اینکه شیعه، در راستای تعیین کردن نوعیّت آن - در آغاز امر - عقاید متفاوتی داشته‏اند. مثلاً در عصر ابوجعفر ابن بابویه قمی‏- ت 381 هجری - و استادش محمد بن حسن قُمی، نظریه‭ی جمهور شیعه بر این بود که اوّلین درجه و مرتبه‭ی غلو و اغراق این است که سهو و اشتباه از پیامبر(ص) نفی شود(11) ، لذا کسانی را که سهو را از پیامبر(ص) منتفی می‌دانستند، از مجله شیعیان افراطی به حساب می‌آوردند.
امّا بعد از دگرگون شدن اوضاع و مسأله‭ی منتفی دانستن اشتباه و فراموشی از ائمه آنها را به جایی رسید که مانند نفی خطا و اشتباه از خداوند متعال شد که نه خواب او را فرامی‏گیرد و نه چُرت زدن دارد، عصمت به‭این صورت افراطی یعنی نفی سهو و فراموشی از ائمه، اعتقاد دسته‭ی مجهول و ناشناخته‌ای از شیعه‭ی کوفه بود. در بحارالانوار مجلسی آمده است: «به حضرت رضا - امام هشتم شیعه - گفته شد: در کوفه جماعتی پیدا شده‏اند که می‌پندارند پیامبر(ص)، در نماز مرتکب سهو نشده، امام گفت: لعنتشان کند دروغ می‌گویند، کسی که‭اشتباه نمی‌کند فقط خداوند متعال است که خدای حق جز او وجود ندارد»(12) . این نشان می‌دهد که عقیده «اشتباه نکردن» اعتقاد قومی‏گمنام و نامشخص بوده است. زیرا در این اعتقاد، استنثائی هستند و منحرف شده‏اند. آن فرقه منتفی بودن سهو و اشتباه را برای پیامبر(ص) که برترین پیشوا است مطرح کردند، ولی آن گروه نامعلوم این موضوع را به ائمّه نکشاندند، بعداً این اعتقاد تغییر و توسعه پیدا کرد تا ائمه شیعه‭ی اثنی عشری را شامل شود و از یک مجموعه‭ی ناشناخته همه شیعیان امامیه را در بر گرفت. پس این شیخ شیعه‭ی کنونی و آیت عظمای آنها، عبدالله ممقانی است که تأکید می‌کند: منتفی دانستن سهو و اشتباه از ائمه، از جمله ضروریات و بدیهیّات مذهب شیعی درآمده است» (13) ، ولی در عین حال قبول دارد که شیوخ و بزرگان سابق شیعه ‭این مسأله را به عنوان غلو و افراط محسوب می‌کردند، امّا می‌گوید: «آنچه که در گذشته غلو و افراط محسوب می‌شد امروزه از جمله ضروریات مذهب شیعی درآمده است»! ! ! .(14) 
اگر که ادعای عصمت امامت در نظر آنها به منظور شبیه‌ سازی امام با پیامبر(ص) است، در واقع منتفی دانستن این اشتباه از آنها، به منزله‭ی خدا قرار دادن ائمّه می‌باشد، همانگونه که امام هشتم شیعیان علی رضا به این مطلب اشاره کرد. لذا ابن بابویه‭ی قمی‏و دیگران چنین مقرر کرده‏اند که‭این اعتقاد مرز میان افراطی‌ها و دیگران را جدا می‌سازد(15) . وقتی که شیخ شیعه جناب ممقانی - که از معاصرین عصری است - می‌آید و چنین نظر می‌دهد که سهو نکردن ائمه جزو ضروریات مذهب شیعی است و انکارکننده‭ یکی از ضروریات هم کافر است چنانکه شیخ معاصر آنها محسن امین تصریح می‌کند(16) ، این یعنی شیعیان کنونی شیعیان قدیم را کافر دانسته و شیعیان قدیمی‏شیعیان کنونی را تکفیر کرده‭اند. اگر به نظر جناب ممقانی نفی سهو از ائمه جزو بدیهیات و ضروریات مذهب شیعه است و بعضی از آنها حتی در این باره اجماع هم نقل می‌کنند، ما در بعضی از کتاب‌هایی که به سرزمین‌های اهل سنّت فرستاده می‌شوند(17) ، می‌بینیم که می‌گویند: «اعتقاد به‭اینکه ائمه سهو و اشتباه می‌کنند، دیدگاه همه شیعه است» و بدین‌گونه ‭یکدیگر را تکفیر می‌کنند و گفته‏های یکدیگر را نقض می‌نمایند، هر یک گمان می‌برد که آنچه می‌گوید عین دیدگاه و مذهب شیعه است.(18) 
این نکته هم از قلم نیفتد که عقیده به عصمت ائمه ‭یکی از عوامل نشأت و پاگیری عقیده‭ی بداء و تقیه می‌باشد - همانگونه که بیان آن به لطف الهی خواهد آمد - زیرا واقعیت ائمه به هیچ عنوان با ادعای عصمت آنها سازگار نیست، لذا اگر اختلاف و تناقضی در اقوال و گفته‏های ائمه آشکار می‭شد می‏گفتند: این بداء است، ؛ یا می‏گفتند: امام تقیه کرده (یعنی واقعیّت را نگفته) است همانگونه که بعضی از شیعیان به‭این مسأله اعتراف کرده‏اند.(19) 
یکی از خطرناک‌ترین آثار و پیامدهای علمی ‏ادعای عصمت این است که آنها هر آنچه را که از زبان ائمه‌ بیرون می‌آید، همچون قول و سخن خداوند متعال و پیامبرش به حساب می‌آورند، به همین خاطر، بیشتر اسانید منابع حدیثی آنها به‭یکی از ائمه ختم می‌شود و سلسله‭ی سند به رسول خدا(ص) نمی‌رسد. شیعه برای ائمه خود آنچنان عصمتی را در نظر گرفته است که برای انبیاء و رسولان الهی محقق نشده است. همانگونه که آیات صریح قرآن، سنّت و اجماع بر آن دلالت دارند.(20) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تحقیقاتی درباره گروه‌ها، دکتر احمد جلی، ص 203، مسألة التقریب (1/322).
2) اوائل‌المقالات، مفید، ص 35.
3) کشف‌المراد، فی شرح تجرید الاعتقاد، ص 90.
4) بحارالانوار (9/205).
5) اکمال‌الدین، صدوق، ص 474.
6) این مطلب از زنجانی در عقاید امامیه اثنی‌عشری نقل شده است.
7) عقاید امامیه، ص 104.
8) عقیده درباره اهل بیت، ص 371.
9) البحار (25، 351).
10) مسألة التقریب (1/330).
11) شرح عقاید صدوق، مفید، ص 160-161.
12) بحار (25/350).
13) تنقیح المقال (3/240).
14) مسألة التقریب (2/98).
15) همان منبع (3/240)، مسألة التقریب (2/97).
16) کشف‌الارتیاب المقدمة الثانیه و مهذب‌الاحکام (1/393، 388).
17) صراط‌الحق (3/121)، مسألة التقریب (2/98).
18) مسألة التقریب (2/98).
19) مسألة التقریب (1/329).
20) مسألة التقریب (1/324).علی‏رغم آنکه در کتاب خداوند متعال ذکر و یادی از ائمه(اثنی عشری) نشده - همانگونه که گذشت - چه رسد به ذکر عصمت آنها؛ می‌بینیم که آنها دوازده امام را جهت تثبیت مقوله‭ی عصمت به قرآن پیوند می‌دهند و شیوخ آنها جهت استدلال، این آیه را خاطرنشان می‌کنند: 
(وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ) (بقره / 124).
و ( به خاطر آوريد ) آن گاه را كه خداي ابراهيم، او را با سخناني ( مشتمل بر اوامر و نواهي و تكاليف و وظائف، و از راههاي مختلف و با وسائل گوناگون ) بيازمود و او ( به خوبي از عهده آزمايش برآمد و ) آنها را به تمام و كمال و به بهترين وجه انجام داد . (خداوند بدو) گفت : من تو را پيشواي مردم خواهم كرد . ( ابراهيم ) گفت : آيا از دو