 به زمین بیندازند و کسی را که او مقدم نداشته، مقدم نهند و کسی را که با نص خود مقدّم داشته، به عقب دهند. حاشا و کلاّ که آنها اینگونه کرده باشند! ! و هر کس که چنین پنداری درباره‭ی صحابه(رض) داشته باشد، در واقع همه‭ی آنها را به فسق و فجور نسبت داده و آنها را متهم به توطئه علیه رسول خدا (ص) کرده‏اند و با حکم و نص صریح او به مخالفت برخاسته‏اند. هر کس چنین گمان کند حلقه‭ی اسلام را از گردن خود در آورده و به اجماع ائمه‭ی نامدار و طراز اول اسلام کافر گردیده است(10) . امام نووی فرموده است: این سخن، ادعای جعلی و ساختگی شیعه‭ی امامیه مبنی بر وصیت برای علی، را نقش بر آب می‌سازد.(11) 
4- عمرو بن سفیان می‌گوید: وقتی که در روز جنگ جمل حضرت علی نمایان شد، گفت، ای مردم، پیامبر(ص) در مورد خلافت چیزی به ما نگفته (کسی را تعیین نکرده است) تا اینکه به خلافت ابوبکر رأی دادیم که ابوبکر را به مقام خلافت منصوب کنیم، او هم به انجام وظیفه قیام کرد و تا آخر ثابت‌قدم به راه خود ادامه داد، بعد رفت.(12) 
5- ابوبکر بیهقی با سند خودش که به شقیق بن سلمه می‌رسد، روایت کرده: به علی بن ابی طالب گفته شد: آیا کسی را به عنوان خلیفه بر ما نمی‌گماری؟! گفت: «پیامبر(ص) کسی را به جانشینی خود منصوب نکرده، تا من این کار را بکنم. امّا اگر خداوند خیر و صلاح مردم را بخواهد، بعد از من آنها را بر سر جانشینی بهترینشان جمع خواهد کرد، همانگونه که بعد از پیامبرشان آنها را بر انتخاب بهترینشان جمع کرد.»(13)  این سخن دلیل واضحی است بر اینکه ادعای نص بر خلافت علی(رض)، یک ادعای خود درآورده‭ی رافضه است، آنان که قلب‌هایشان آکنده از حیله و کینه نسبت به اصحاب رسول خدا(ص) است که علی(رض) و اهل بیت هم بخشی از اصحاب هستند. تنها بدین علت مدعی محبّت و علاقمندی به اهل بیت هستند که بهتر بتوانند علیه اسلام و مسلمین دسیسه کنند.(14)  در پرتو این نصوص قطعی بوضوح معلوم می‌شود که آن وصیت دروغین فاقد پایه و اساس است و چیزی که رافضه بدان تکیه کرده است، ساخته و پرداخته‭ی عبدالله بن سبأ است، کسی که برای اولین بار این وصیت را مطرح کرد و بعد از آن، سند و مدرکهایی وضع گردید و متونی ترتیب‌بندی شدند که آنها را به دروغ و بهتان به پیامبر(ص) نسبت دادند. و هدفشان این است که انگشت اتهام را به سوی صحابه دراز کنند، و بگویند بر خلاف فرمان پیامبر(ص) رفتار کرده‏اند و بر این مخالفت اجماع داشته‏اند. هدف شیعه از این کار این بود که از اینجا طعن و اشکال خود را بر قرآن و حدیث که توسط اصحاب بزرگوار به نسل‌های مسلمانان انتقال یافته است، وارد کنند و آن را مردود اعلام دارند.(15) 
ابن تیمیه رحمه الله به هنگام پاسخ دادنش به حِلّی شیعه گفت: درباره‭ی نص بر امامت علی(رض) باید بگوئیم که هیچ یک از کتاب‌های معتبر حدیث اشاره‌ای به آن نکرده‏اند و اهل حدیث بر بطلان آن اجماع دارند، تا جایی که ابومحمد بن حزم گفته است: در رابطه با این نصِ ادعا شده، نزد هیچ کس روایتی را نیافتیم، مگر یک روایت که (راوی) آن مجهول است و کنیه‌اش ابوحمزه است، و نمی‌دانیم کجا متولد شده است(16) . 
در جایی دیگر گفته است: پس معلوم شد که نص وروایتی که رافضه مدعی آن هستند، هیچ کس از اهل علم، چه در قدیم و چه در جدید، از آن خبر ندارد و نشنیده که پیامبر(ص) آن را گفته باشد، به همین خاطر، حدیث‌شناسان ضرورتاً به دروغ بودن این نقل پی برده‏اند، همانگونه که دروغ بودن (بسیاری) از منقولات دیگر برای آنها مشخص شده است.(17) 
بعد از بر سر کار آمدن شیعیان افراطی و اهل غلو، نظریه‭ی ابن سبأ در مورد علی(رض) را زنده کردند، سپس به منظور تحریک احساسات مردم و نفوذ به قلب آنها، وصیّت به جانشینی را به افراد دیگری از دودمان علی و حسین تعمیم دادند و گفتند: این خلافت ازهمه‭ی آنها غصب شده، تا با این کار بتوانند اهداف و مقاصد ضد حکومتی خود را در سایه‭ی این نقاب، عملی سازند. اولین کسی که به ترویج این سخن پرداخت که خلافت حق منحصر به فرد اهل بیت است «شیطان طاق» بود که شیعه او را ملقب به «مؤمن طاق» کردند.(18)  وقتی که زید بن علی از حقیقت این شایعه پراکنی آگاه شد، کسی را دنبال وی فرستاد تا دقیقاً مسأله برایش مشخص شود. زید به او گفت: به من خبر داده‏اند که تو می‌گویی: در بین آل محمّد(ص) امام واجب‌ الاطاعه‭ای اکنون وجود دارد؟! شیطان‌طاق گفت: آری و پدر تو علی بن حسین هم یکی از آن ائمّه بود. زید گفت: چگونه ممکن است؟! او در صورتی که برایش غذای گرم می‌آوردند ابتدا آن را سرد می‌کرد، سپس تناول می‌کرد(که مبادا دهانش بسوزد)، آیا به نظر تو او در برابر گرمی ‏یک لقمه غذا احتیاط لازم را در نظر می‏گرفت، ولی از دوزخ بی باک بود (و این امانت را که به او واگذار شده بود رها کرد)؟ شیطان ‌طاق گفت: من به او گفتم، ولی خودش دوست نداشت که به تو خبر دهد، که مبادا آن را قبول نکنی و در آن صورت شفاعت شامل حال تو نگردد.(19) 
این داستان که در موثوق‌ترین و معتبر ترین کتاب‌های رجال آنها روایت شده نشان می‌دهد که تئوری طرح وصیّت و نص صریح بر امامت اهل بیت، آنچنان پنهانی شیوع و انتشار پیدا کرد که حتی بر امام اهل بیتی همچون زید بن علی بن حسین هم مخفی مانده است. محبّ‌الدین خطیب بیان کرده که شیطان‌ طاق اولین کسی بوده است که‭این ایده‭ی گمراه کننده را پدید آورد و امامت و تشریع را منحصر کرد، وی مدعی شد که عصمت به افرادی مخصوص از اهل بیت تعلق دارد.(20)  البته شیطان طاق یک همکار دیگری هم داشته که نامش هشام بن حکم - متوفای 179 ه‍- بوده است(21)  چنین بنظر می‌رسد که با سعی و کوشش مجموعه‌ای از پیروان هشام و شیطان طاق عقیده‭ی حصر امامت در افرادی معین، در کوفه نفوذ کرده است.(22)  البته ‏اندیشه‭ی حصر ائمه در تعدادی مشخّص، توسط گروهی که مدعی برقراری پیوند و ارتباط با اهل بیت بودند، همچون هشام بن حکم و شیطان‌طاق، در قرن دوّم ریشه ‌دوانید.(23)  این در حالی است که رویکردها و نظرات شیعیان در ارتباط با تعداد ائمه، با هم سازگار و متفق نیست. در مختصر تحفه می‭گوید: بدان که امامیه قایل به انحصار ائمه هستند، امّا در مورد تعداد و شمار آنها اختلاف‌نظر دارند، بعضی گفته‏اند: پنج نفرند، بعضی گفته‏اند: هفت نفر و برخی دیگر معتقدند هشت نفرهستند و برخی قائل به دوازده نفر هستند و بعضی دیگر گفته‏اند: سیزده نفر می‌باشند.(24) 
کتاب‌های شیعه، سیمای این تضاد و تناقض را نقل کرده‏اند، چه کتابهای اسماعیلیه مانند نوشته‏های (ناشئ اکبر)، یا «الزینه» نوشته ابوحاتم رازی و هم کتابهای امامیه مانند آنچه در (المقالات) اشعری، (الفِرَق) نوشته قمی و (فِرق الشیعه)، اثر نوبختی. قضیه امامت در اعتقادات شیعه ‭یک مسئله‭ی فرعی نیست که اختلاف در مورد آن عادی باشد، بلکه امامت اساس دین شیعه و اصل محکم آنست و کسی که به امامت ایمان ندارد، از دیدگاه آنها دین ندارد، به همین خاطر بعضی از آنها برخی دیگر را کافر دانسته‏اند. اصلاً گاهی پیروان یک 