شیخین اعتراف می‌نماید.(5)  
ج- این حدیث مانند این فرموده‭ی پیامبر(ص) است: «در میان شما چیزی را باقی گذاشتم که اگر به آن تمسک کنید، هرگز گمراه نمی‌شوید: کتاب خدا و سنّت من»(6) 
پیامبر(ص) فرموده: «برشما لازم است که از سنّت من و سنّت و سلوک خلفای راه‌یافته‭ی بعد از من تبعیت کنید و با (چنگ) و دندان به آنها را بگیرید! (7) 
پیامبر(ص) دستور داده که با (چنگ) و دندان آنها را بگیریم. و فرموده: «به دو کسی که بعد از من می‌آیند یعنی ابوبکر و عمر، اقتدا کنید! » (8) 
و فرمود: «با هدایت و رهنمود عمار هدایت شوید و به عهد و پیمان ابن مسعود چنگ زنید.(9) ». این حدیث (مانند این احادیث) هرگز بر امامت دلالت نکرده است. بلکه بر اینکه آنها بر سر هدایت پیامبر(ص) بوده دلالت می‏کند، همانگونه که عترت پیامبر(ص) هیچگاه بر گمراهی جمع نمی‌شود.(10) 
د- شیعه انگشت اتهام و طعنه را به سوی عباس(11)  و پسرش عبدالله و فرزندان حسن دراز کرده و می‌گویند: آنها نسبت به اولاد حسین حسادت ورزیده‏اند. همچنین خود پسران حسین - آنانی که درنظرشان ائمه نیستند مانند زید بن علی(رض) و ابراهیم برادر حسن عسکری - و غیره را مورد طعنه قرار می‌دهند و می‌گویند: آنها جزو اولیاء و دوستداران پیامبر(ص) و اهل بیتش نیستند، بلکه اولیاء و شیفتگان پیامبر(رض) و اهل بیت او، همان کسانی هستند که آنها را مورد مدح و ستایش قرار داده، حقشان را ادا کرده، چیزی از آنها نکاسته‏اند.(12) 
ه‍ - برداشت و فهم صحابه از این حدیث: 
صحابه(رض) چنین فهم کرده‏اند که مراد از مولا یا ولی، همان علاقمندی و نوع‌دوستی و فرمان‌پذیری و احترام‌ نسبت به سالار اهل بیت علی بن ابی طالب را با خطاب کردن او به «مولانا »بازگو کرده‏اند.
ریاح حارث می‌گوید: جماعتی در حیاط خانه پیش علی آمدند، گفتند: سلام بر تو ای مولای ما! علی(رض) گفت: چگونه می‌توانم مولای شما (یعنی آزادکننده‭ی شما بعد از بردگی) باشم در حالیکه شما عرب هستید. گفتند: از پیامبر(ص) شنیدیم که در روز غدیر خم می‌فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه »: (هر کس که من مولایش هستم، پس این هم مولایش است). ریاح گفت: وقتی که رفتند، درباره‭ی آنها به پرس‌وجو پرداختم و گفتم اینها چه کسانی بودند؟ گفتند: تعدادی از انصار بودند که ابوأیّوب انصاری هم در میان آنها بود.(13) 
مهمترین نکته‭ی مستفاد از این حدیث این است که علی(رض) به هیچ ‌وجه از واژه «مولی» معنای امارت و امامت را فهم نکرده است. قابل توجه ‭این که‭ایشان صدا کردن خود را با واژه «ای مولای ما» مورد نکوهش و استنکار قرار داده و اگر او که اهل زبان عربی فصیح بود می‏دانست که (ای مولای ما) مترادف با ای امیر ما، ای امام ما است، این نوع صدا کردن را بر گویندگان آن مورد انکار و سرزنش قرار نمی‌داد.(14) . 
و- کتاب‌های شیعه‭ی ‌امامیه از بعضی از اهل بیت روایت کرده‏اند که آنها نص بودن حدیث غدیر بر امامت علی بعد از پیامبر را(ص) منتفی دانسته‏اند. به امام حسین بن علی که بزرگ دانش پژوهان دوران خود و وصیّ پدرش و ولی صدیقه‭ی جدش بود، گفته شد: آیا مگر پیامبر(ص) نفرموده: «هر کس که من مولایش هستم، علی هم مولای اوست »؟ گفت: آری، امّا بخدا سوگند پیامبر (ص) با این عبارت منظورش امامت یا سلطنت نبوده است، و اگر چنین می‌خواست، آن را بطور رسا و روشن به آنها می‌گفت. پسرش امام عبدالله ‌گفت: در این مسأله ما چیزی بیش از دیگران نیست و در میان اهل بیت امامی‏ وجود ندارد که از طرف خداوند متعال واجب الاطاعه باشد. و او همواره‭این را منتفی می‌دانست که امامت حضرت علی(رض) از طرف خداوند متعال تعیین شده باشد.(15)  
پس وقتی که اهل بیت که پسران حضرت علی و حامیان او هستند چنین بگویند، به نظر شما دیگران باید چه بگویند؟! (16) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) حقبة من التاریخ، ص 203
2) حقبة من التاریخ، ص 203.
3) بخاری شماره(3445).
4) بخاری شماره (1/367).
5) حقبة من التاریخ، ص 204.
6) مستدرک حاکم (1/93).
7) سنن ابی داود (4/201) ترمذی آن را حسن و صحیح دانسته است.
8) صحیح سنن ترمذی از آلبانی (3/200).
9) سنن ترمذی شماره (2805).
10) حقبة من التاریخ ص 205.
11) رجال کشی ص 52، به نقل از حقبة من التاریخ ص 205.
12) حقبة من التاریخ ص 205
13) فضائل الصحابه (2/702) حدیث شماره 967.
14) س ثمّ أبصرت الحقیقة. ص 200
15) س ثمّ أبصرت الحقیقة، ص 201، در کتب اهل سنت این روایت چنین است. الاعتقاد، بیهقی، ص 182-183، و از کتاب‌های شیعه، بصائرالمؤمنین صفار، 153-156.
16) س ثمّ أبصرت الحقیقة، ص 201.در رجب سال نهم هجری جنگ تبوک اتفاق افتاد، آن غزوه در سیره‭ی نبوی اهمیت زیادی داشت و از آن اهدافی متحقق شدند که در درون مسلمانان و عرب و روند حوادث تاریخ اسلام تأثیر عمیقی داشته‏اند.(1)  پیامبر(ص) علی(رض) را بر مدینه گمارد، درنتیجه منافقان فرصیت یافتند که نیرنگ و نفاق خود را آشکار کنند! لذا شروع کردند به حرف‌های بد و بیراه نسبت به او، از جمله گفتند: پیامبر(ص) فقط بدین خاطر او را ترک کرده و بر مدینه گماشته که او را مزاحم خود ‌دانسته است، این سخن آنها نشان بارز و آشکار نفاق و دورویی آنها بود، چون در حدیث صحیح آمده که علی(رض) فرمود: «قسم به کسی که دانه را شکافت و نفس را آفرید، عهد و پیمان پیامبر(ص) است که :«جز مؤمن مرا دوست نمی‌دارد و جز منافق کسی مرا مورد و بغض و کینه قرار نمی‏دهد».(2) 
در آن هنگام خود را به سپاه مسلمانان رساند و می‌خواست با آنها در غزوه شرکت کند و گفت: ای رسول خدا(ص) آیا مرا در میان کودکان و زنان برجای می‌گذاری؟! آنگاه پیامبر(ص) فرمود: «آیا راضی نمی‌شوی که تو نسبت به من به منزله‭ی هارون برای موسی باشی، با این تفاوت که بعد از من پیامبری نخواهد آمد.(3) 
شیعه به‭این حدیث استناد کرده و می‌گویند: با توجه به‭این روایت علی بن ابی طالب(رض) خلیفه‭ی رسول خدا(ص) است، ولی از چندین وجه می‌توان به آنها پاسخ : الف- این حدیث دارای سبب است:
بدون بررسی علّت و سبب بیان مورد حدیث معنی و مفهوم آن فهمیده نمی‭شود، زیرا منافقان علی(رض) را مورد طعنه قرار دادند، آنگاه پیامبر(ص) جایگاه و فضیلت علی را یادآور شد و دروغ آن منافقان را بیان کرد.
ب- هارون قبل از موسی(ص) از دنیا رفت
 ثابت شده که حضرت هارون قبل از حضرت موسی(ص) دیده از جهان فرو بسته است، بنابراین استدلال به‭این حدیث بر امامت علی بعد از پیامبر(ص) ناهمگون و ناسازگار است و اگر پیامبر(ص) می‌خواست با این فرموده بر امامت او نص بگذارد، می‌گفت: تو برای من، بمنزله‭ی یوشع برای موسی هستی. چون بعد از وفات حضرت موسی یوشع پیامبر بنی‌اسرائیل شد. ولی پیامبر(ص) هارون را ذکر کرد که در دروان حیات موسی جانشین او بود، نه بعد از وفاتش. این فرموده ‭یک معنی دارد و آن هم زدودن غم و نگرانی علی(رض) است از اینکه پیامبر(ص) او را بعنوان جانشین خود بر ضعفاء و زنان و کودکان و بازماندگان از غزوه، باقی گذاشته بود، تا با آن گفتار او را راضی و خشنود سازد! ، به تعبیر دیگر، پیامبر(ص) برای او بیان کرده: همان