ستفیض است(19) . پس چرا مفهوم مورد اتفاق پذیرفته نمی‌شود و باطلی باقی گذاشته می‌شود که فقط از پشتیبانی نظر و اقوال آقایانی برخوردار است که می‌خواهند امّت را دچار چند دستگی و اختلاف نمایند و خواهان انحراف و کجروی مردم هستند تا اموال هنگفتی بنام خمس عاید ایشان گردد و از جایگاه اجتماعی برخوردار شوند و به نام نیابت از امام زمان، جایگاه «مقدس» را احراز نمایند؟! به همین خاطر است که همواره می‌گویند: آنچه که مخالف (نظر) عامه (اهل سنّت) است، مایه رشد و هدایت است.(20) 
روایت‌های منقول در کتب شیعه که می‌گویند قرآن نازل شده غیر مخلوق است، نمایانگر دیدگاه شیعیان قدیم است، آنان که طبق اشاره‭ی علما، بر این اعتقاد بوده‏اند(21) . زیرا تئوری مخلوق بودن قرآن، از نوآوری(22)  شیعیان اخیر است و اعتقاد به غیر مخلوق بودن آن دیدگاه ثابت اهل بیت می‌باشد. چون در میان اهل بیت چون حضرت علی بن حسین و ابوجعفر باقر و پسرش جعفر بن محمد کسی نگفته قرآن مخلوق است، امّا امامیه، در عموم اصول خود با اهل بیت مخالفت می‌ورزند(23) . بعد از این روشنگری‌ها، آیا همین که آنها بر خلاف اهل بیت نظر دارند و بر خلاف روایت‌های خود که با اعتقاد اهل سنّت متفق و سازگار است، عمل می‌کنند و در یک سخن همه روایت‌های آنها با هم متعارض و متناقض است، کافی نیست که روشن شود مذهب و دیدگاه‌ آنان بی‌پایه و اساس است(24) ؟! 
در واقع دیدگاه اهل سنّت و جماعت در این مسأله ‭این است که: قرآن کلام خداوند متعال است، به لحاظ گفتاری، بدون کیفیت و چگونگی، از خداوند آشکار شده و خداوند متعال بعنوان سروش آسمانی آن را بر فرستاده‌اش نازل فرمود و مؤمنان به واقعیت این را تصدیق و باور کردند و یقین دارند که قرآن کلام حقیقی و واقعی خداوند متعال است و مانند سخن کلام مخلوقات مخلوق نیست و کسی که آن را شنید و ادعا کرد که کلام بشر است در واقع کافر است، خداوند متعال او را مورد مذمت و نکوهش و عقاب قرار داده و به جهنّم او را وعده داد، آنجا که فرمود: 
(سَأُصْلِيهِ سَقَرَ) (مدثر / 26): (به زودی او را به دوزخ خواهم افکند).
پس وقتی که می‌بینیم خداوند متعال به کسی که گفت: «این قرآن فقط سخن آدمی‌زاد است، وعده‭ی سقر و دوزخ داده است، یقین پیدا می‌کنیم و در می‌یابیم که قرآن، سخن و کلام خالق انسانهاست و به قول آدمی‌زاد هیچ شباهتی ندارد.(25) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الردّ علی الزّنادقة، امام احمد، خلق افعال العباد، بخاری.
2) بحارالانوار، (92/117-121).
3) اعیان الشیعه (1/461).
4) منبع سابق (1/453).
5) اصول شیعة الامامیة(2/658).
6) تفسیر عیاشی (1/8).
7) توحید، ابن باویه، ص 224.
8) البحار (92/121، 117) اصول شیعه (2/659).
9) البحار(92/119) اصول شیعه (2/659).
10) اصول شیعه (2/659).
11) رجال کشی ص 135-136.
12) خلق افعال العباد، ص 36، تحقیق البدر.
13) منهاج‌السنة ابن تیمیه (2/117-188).
14) شریعت ص 77.
15) اعتقاد، ص 36. 
16) اسماء و صفات ص 247.
17) شرح اصول اعتقاد اهل سنت.
18) مسائل امام احمد ص 165.
19) منهاج‌السنة (1/278).
20) اصول شیعه 2/662
21) منهاج السّنة 1/296، اصول شیعة الامامیّة 2/664
22) مقالات الاسلامیّین، اشعری 1/114
23) منهاج السّنة 1/296
24) اصول شیعة الامامیة(2/668).
25) المنعة الالهیة فی تهذیب شرح الطحاویة، عبدالآخر غنیمی، ص109.امير مؤمنان علي(رض) در سخنانش خطاب به مسلمانان در مورد فضايل رسول خدا سخنها گفته، از جمله مي‌فرمايد: «از مواردي كه خداوند به اين امّت فضيلت داده ‌اين است كه فضيلت بعثت محمّد را در ميان آنها و به ‌آنان اختصاص داده‌است، پيامبر به ‌آنان قرآن، حكمت، فرائض و سنّت را آموزش داد تا پاك و پاكيزه باشند و از غم و اندوه نجاتشان داد تا ستم نكنند، وقتي از تمام اينها فارغ شد، خداوند متعال او را به سوی خود برگرداند، رحمت و بركات خداوندي نثار روحش باد.» برخي از حقوق پيامبر به شرح زيراند:
الف- واجب است صادقانه از او نقل روايت كنند و از دروغ گفتن به نام او برحذر باشند
 امير مؤمنان علي(رض) از دروغ گفتن به نام رسول ‎الله (ص) شدیداً مردم را برحذر می‌داشت. از ربعي بن فراش روايت است که گفت: از علي ابن ابي طالب شنيدم که مي‌گفت: رسول خدا فرمود: «به نام من دروغ نبنديد كه هر كس به نام من دروغ ببندد قطعاً وارد جهنّم خواهد شد! » و از نقل دروغ آگاهانه نيز بر حذر داشته‌است.
از رسول‎ الله روايت است که فرمود: «هركس از قول من حديث روايت كند در حاليكه می‌داند آن حديث دروغ است، آن فرد نيز‌يكي از دروغ گويان محسوب می‌شود».(1) 
ب- از عوامی‌که موجب تكذيب رسول‎ الله (ص) مي‌شود بايد اجتناب كرد
امير مؤمنان علي(ع) مردم را ارشاد می‌كرد به ‌اینکه ‌از هر مسئله‌اي كه موجب می‌شود رسول‎ الله را دروغگو بپندارند و تكذيب كنند، دوري نمايند. از پيامبر(ص) روايت است که فرمود: «حدّثوا الناس بما‌يعرفون، أتحبون أن ‌يكذب الله و رسوله؟»: (با مردم احاديثي نقل كنيد كه درك می‌كنند، آيا دوست داريد كه ‌الله و رسولش تكذيب شود .(2)
معناي واژه‌يعرفون كه در حديث آمده ‌اين است كه مي‌فهمند و درك مي‌كنند و اين روايت دليلي است بر اينكه متشابهات را نبايد در حضور مردم ذكر كنيم. امام احمد از كساني است كه مكروه مي‌دانست و معتقد بود كه هر حديثي را نبايد براي مردم نقل كرد.
مي‌گويد رواياتي كه به ظاهر خروج عليه حاكم را تشويق مي‌كند نبايد برای عموم مردم بیان کرد. امام مالك مي‌گويد: نقل كردن روايات صفات براي هر كس مكروه‌ است. ابويوسف مي‌گويد: نقل روايات غريب مكروه ‌است و پيش از اينها همانطور كه ذكر شد – ابوهريره نقل روايات فتنه‌ها را براي هر كس ناپسند می‌دانست و از حذيفه نيز چيزي شبيه ‌اين روايات كرده‌اند و قاعده تشخيص اين روايات اين است كه به ظاهر بدعتي را تأييد و تقويّت مي‌كند در حالي كه مراد آن ظاهر نيست، لذا نقل كردن آن براي كسي كه بيم می‌رود به ظاهر آن عمل می‌كند، امري شايسته نيست.(3) 
ج- حُسن ظن به حديث رسول ‎الله 
اميرمؤمنان علي(رض) فرمود: «هرگاه ‌از رسول ‎الله (ص) برای شما حديث نقل كردند نسبت به آن حديث بهترين، هدايت‌يافته‌ترين و پاكترين معنا و مفهوم را در نظر داشته باشيد .(4)
د- درود فرستادن به پيامبر(ص) 
خداوند متعال می‌فرمايد: 
(إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا) (احزاب/56).
خداوند و فرشتگانش بر پيغمبر درود مي‌فرستند، اي مؤمنان! شما هم بر او درود بفرستيد و چنان كه بايد سلام بگوئيد.(5) 
اين خبر را خداوند سبحان پیرامون مقام و منزلت بنده و رسولش در پیشگاه خود اعلان مي‌دارد، خداوند اين بنده‌اش را در ميان ملائكه‌ي مقرّبش ستايش مي‌كند و ملائكه نيز بر او درود مي‌فرستد، سپس خداوند متعال ساكنان عالم سُفلي را دستور مي‌دهد كه بر او درود و سلام بفرستند تا ستايش همه‌ اهل آسمان و زمين (آنهايي كه در عالم عليا و عالم سفلي هستند) بر او جمع شود.(6) 
ع