لیای خداوند متعال بر این اتفاق حاصل کرده‏اند که پیامبران از اولیاء - کسانی که پیامبر نیستند - برتر و والاتر می‌باشند.(14) .
عقل صریح حکم می‏کند که قرار دادن پیامبر بعنوان فردی واجب‌ الاطاعه و قرار دادن وی به صورت دستوردهنده و بازدارنده و حاکم بدون چون و چرا و قرار دادن امام بعنوان نائب و تابع او، بدون فضیلت و برتری پیامبر بر او معقول بنظر نمی‌رسد. چون این معنی در حق هر پیامبری موجود است و در حق هر امامی منتفی است، پس امام هیچگاه از پیامبر برتر نبوده است، بلکه ‭این مسئله محال است(15) . گذشته از این در خود کتاب‌های شیعه موردی ذکر شده که با نص و اجماع و عقل جور در نمی‌آید و آن انحراف را انکار می‌کند، و آن چیزی است که کلینی از هشام احول و او از زید بن علی روایت می‌کند مبنی بر اینکه: انبیاء از ائمه برتر می‌باشند و هر کس غیر از این را بگوید، قطعاً گمراه است(16) . ابن بابویه از صادق مطلبی نقل کرده که با نص صریح گفت: انبیاء نزد خداوند متعال از علی دوست‌داشتنی‌تر هستند.(17) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) شرح طحاویه، ص 493.
2) اصول دین، ص 298.
3) الشفاء، ص 1078.
4) منهاج‌السنة (1/177).
5) اصول شیعه امامیه(2/745).
6) همان منبع.
7) بحارالانوار (26/267).
8) مقالات اسلامیین (1/120).
9) اوائل المقالات، ص 42-43.
10) مصدر سابق (ص 43).
11) بحارالانوار (26/267).
12) اصول شیعة الامامیة(2/749).
13) فتاوی (11/221).
14) مرجع سابق.
15) مختصر التحفة، ص 101.
16) صول شیعة الامامیة(2/753) مختصرالتحفة، ص 100.
17) مختصر التحفة، ص 101.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:683.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:684.xml">1- اعتقاد برخی از آنها به تحریف قرآن و پاسخ به آنها</a><a class="text" href="w:text:689.txt">2- می‏گویند: قرآن بدون وجود قیّم و سرپرست حجّت نیست</a><a class="folder" href="w:html:690.xml">3- می‎گویند: قرآن معنای باطنی دارد که مخالف ظاهر آن است</a></body></html>اعتقاد شیعه در مورد امامت و اقدام دفاعی از آن تأثیر بسزایی در به پیش راندن بعضی از شیعه‌ها بسوی اظهار افکار و مقولاتی خطرناک پیروان قرآن، سنّت و صحابه(رض) داشته‌ است. در مورد قرآن به تشکیک پرداختند و بسیاری از احادیث صحیح و ثابت را انکار کردند. علاوه بر اینها، انگشت اتهام به صحابه(رض) دراز کرده و به آنها زخم زبان زده و گفته‏اند: عمداً دروغ گفته و قرآن را تحریف کرده‏اند. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:685.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:686.txt">الف - دلایلی از قرآن کریم بر باطل بودن ادعای تحریف قرآن</a><a class="text" href="w:text:687.txt">ب- دلایلی از اقوال ائمه‌ي شيعه</a><a class="text" href="w:text:688.txt">ج- دلایل عقلی</a></body></html>بعضی از شیعیان رافضی ادعا کرده‭اند که قرآن کریم مورد دستبرد قرار گرفته و برخی از سوره‌های آن و بسیاری از آیاتی که پیرامون فضائل اهل بیت و فرمان دادن به پیروی کردن از آنها و نهی کردن از مخالفت کردن با آنها و واجب کردن محبّت و دوست داشتن آنها نازل شده‏اند، از آن حذف شده‌ است، و نیز نامهای دشمنان آنها و طعنه‌ زدن و لعنت کردن آنها از آن حذف شده است. شیعه صحابه را مورد اتهام قرار داده که آنها بخشهایی از قرآن را حذف کرده‏اند، و ادعا می‭کنند که از جمله‭ آیاتی که آن را حذف کرده‏اند این است : (و جعلنا علیاً صهرک): (و علی را داماد تو قرار دادیم) که (به گمان آنها) در سوره‭ی انشراح بوده و اشاره به آن دارد که تنها علی فامیل اختصاصی پیامبر(ص) قرار داده شده نه - نه عثمان -. ولی اینها نفهمیده‏اند که‭این سوره مکی است، و زمانی که ‭این سوره نازل شد، علی داماد پیامبر(ص) نشده بود. زیرا علی در مدینه و بعد از غزوه‭ی بدر با فاطمه ازدواج کرد. همانگونه که قبلاً به‭این مطلب اشاره کردیم شیعه معتقد است در بین چیزهایی که «از قرآن» حذف شده، سوره‭ی ولایت است. و گمان می‌برند که آن سوره، طولانی بوده که در آن فضایل اهل بیت بیان شده است.(1) 
آری، بدینسان بخش عمده‭ی پندارهای تعدادی از افراد این فرقه پیرامون قرآن در اطراف این چند قضیه می‏چرخد، چون آنها چیزی از احکام، یا قواعد آن را انکار نکرده‏اند، امّا نظرات و گفته‌های آنان اشاره به‭این دارد که بعضی از آیات که به ولایت علی و ائمه بعد از او اشاره می‌نمایند، حذف شده‏اند. بسیاری از علمای شیعه و در رأس آنها حجت مشهور آنان ابوجعفر محمّد بن جعفر کلینی ت 329ه- صاحب الکافی که از نظر اعتبار و حجّت بودن در نظر شیعه، به مرتبه بخاری در نظر اهل سنّت می‌رسد، این یاوه‌گویی‌ها و اتهامّات را به در مورد قرآن بارها زمزمه کرده‏اند. نویسنده‭ی شیعی تفسیر الصافی گفته است: «چنین بنظر می‌رسد که ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی - رحمت بر تربت پاکش باد - به تحریف و نقصان قرآن معتقد بوده است، زیرا او روایت‌هایی را در این معنی در کتابش الکافی نقل کرده و نسبت به آنها اعتراض و نکوهش کرده‌ است، گذشته از این، در آغاز کتابش بیان کرده که کاملاً به مرویات کتاب اطمینان و باور دارد.(2) 
لازم به ذکر است که‭این کتاب کلینی سرشار از یاوه‌گویی‌ها و خیال‌پردازی‌های منحرفانه است، که اساساً می‌خواهد امامت علی(رض) و ائمه بعد از او به اثبات برساند. مثلاً کلینی از ابوبصیر و او از ابا عبدالله علیه السلام در ارتباط با این فرموده‭ی خداوند متعال ( وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَرَسُولَهُ ) روایت کرده که او گفته است: یعنی: کسی که از ولایت علی و ائمه بعد از او اطاعت کند. و ادعا می‏کند که گفت: بعد از آن « فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً » بوده و بدینگونه نازل شد.(3)  
و نیز از جابر روایت می‌کند که او به ابوجعفر گفت: چرا علی بن ابی طالب «امیراالمؤمنین» نام نهاده شده است؟! گفت: خداوند متعال او را نام نهاده، و بدینگونه در کتابش نازل فرمود: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ «و أنّ محمداً رسولی و أنّ علیاً امیرالمؤمنین»(4)  یعنی: بیاد بیاور آن هنگام را که پروردگار تو از فرزندان آدم، از نسل‌های آنان و فرزندانشان، پیمان گرفت و آنها را بر نفسهای خودشان گواه گرفت که‭ آیا من پروردگار شما نیستم؟ و آیا محمد فرستاده من و علی امیرالمؤمنین نیست؟! 
کلینی از احمد بن ابی نصر روایت کرده که گفت: ابوالحسن مصحفی را به جانب من آورد، و گفت: داخل آن را نگاه مکن! من هم آن را باز کردم و این آیه را خواندم:
(لَمْ يَکُنِ الَّذِينَ کَفَرُوا) آنگاه نام هفتاد نفر از مردان قریش را همراه با نام پدرهایشان مشاهده کردم، (که در شمار این کافران قرار گرفته بودند)، گوید: آن مصحف را برای من فرستاد.(5)  علاوه بر این، کلینی، مدّعی است که فقط ائمه همه قرآن را جمع‌آوری کرده‏اند، و همه علوم و معارف مربوط به آن را می‌دانند. از همین روی، فقط حضرت علی بن ابی طالب و ائمه بعد از او آمدند و قرآن را طبق صورتی که نازل شده بود، جمع‌آوری کرده و گرد آوردند.(6) 
او همواره‭این دروغ را که عل