ای مردم روشن وبیان نمایی آنچه را که به سوی آنها نازل شده است).
بنابراین روشنگری و بیان - همانگونه که بیان کردیم - نه فقط برای علی، بلکه برای مردم است، و کسی که‭ این گفته را بیان کرده، یکی از این دو راه بیشتر ندارد: یا باید بگوید: پیامبر(ص) پیام آسمانی نازل شده بر او را ابلاغ نکرده است؛ یا اینکه بگوید: قرآن دروغ است (نعوذ بالله) و هر دو مقوله مخالف با عقل و با قواعدی است که بعنوان یک ضرورت و بدیهی در اسلام شناخته شده است. علاوه بر این، مشهور بودن تعداد زیادی از اصحاب رسول خدا(ص) به تفسیر قرآن، مانند خلفای راشدین، ابن مسعود، ابن‏عباس، زید بن ثابت و غیره با این ادعا که دانش قرآن فقط به ائمه اختصاص داشته، منافات دارد. حضرت علی(رض) هم همواره تفسیر ابن‏عباس(رض) را مورد تأیید و تمجید قرار می‌داده است.(23) 
ابن تیمیه رحمه الله فرمود: «این ابن‏عباس است که از او درباره‭ی تفسیر آنچه را که خدا خواسته با سندهای ثابت نقل شده است، که در چیزی از آنها، یادی از علی نرفته است. ابن‏عباس از چند صحابه روایت می‌کند از عمر، ابوهریره، عبدالرحمن بن عوف، زید بن ثابت، اُبی بن کعب، اسامه بن زید و چندین مهاجر و انصار دیگر روایت می‌کند و روایت او از علی بسیار اندک است. صاحبان کتابهای صحاح چیزی از حدیث او را استخراج نکرده‏اند که از علی روایت کرده باشد و حدیث او را از عمر و عبدالرحمن بن عوف و ابوهریره و غیره اخراج کرده‭اند و تفسیر ثابتی از علی (رض) در دست مسلمانان شناخته شده نیست. کتابهای حدیث و تفسیر سرشار از روایت‌های صحابه و تابعین هستند و آنچه که آنها از علی روایت کرده باشند بسیار اندک است و آنچه بعنوان تفسیر از جعفر صادق نقل می‌شود، دروغی بیش نیست که بر او بسته‏اند(24) ». 
این در حالی است که جعفر درباره‭ی این سخن، گفته که مردم به دروغ بستن بر او علاقمند ‌شده‏اند. و ادعای آنها مبنی بر اینکه علوم قرآن بطور خاص به علی انتقال یافته ‭این اتهام را پدید می‌آورد که نقل شریعت قرآن از طرف صحابه به نسل‌های بعدی به تواتر نرسیده است، زیرا طبق این توهّم جز یک نفر که علی است، آن را از رسول خدا نقل نکرده است! بنابراین باید بگوییم که‭ این مقوله دسیسه‌ای بیش نیست، که به هدف ایجاد موانع در برابر قرآن و جلوگیری از تدبّر و الهام گرفتن از رهنمود کتاب الله و تفکّر در پند و اندرزهایش طرح ریزی شده است. در دین شیعه، برای فهم معانی قرآن، وسیله‌ای جز روایت‌های ائمه امامیه وجود ندارد. و استفاده از افراد دیگر در این زمینه ممنوع است. این اندیشه حیله‌ای است که هدف آن سرگشاده و مقصد و مرام آن روشن است. زیرا قرآن با زبان عربی روشن و آشکار نازل شد و همه انسانها مورد خطاب آن قرار گرفتند، همانگونه که می‭فرماید: 
(إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ) (یوسف / 2).
ما آن را (به صورت) كتاب خواندني (و به زبان) عربي فرو فرستاديم تا اين كه شما (آن را) بفهميد (و آنچه را در آن است به ديگران برسانيد).
و می‭فرماید: 
(هَذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ) (آل عمران / 138)
یعنی: اين (كه درباره صفات مؤمنان و قواعد و ضوابط ثابت خدا درباره گذشتگان گذشت) روشنگري است براي مردمان و مايه رهنمود و پندپذيري براي پرهيزگاران است.
خداوند متعال بندگانش را به تدبّر و تفکّر قرآن و پند و عبرت گرفتن از مثال‌های آن و متذکر شدن از مواعظ آن دستور داده است. محال است به کسی که نمی‌داند چه چیزی به او گفته می‌شود و تأویل و تفسیر آن را نمی‌فهمد، گفته شود: به چیزی که فهمی ‏و درکی از آن نداری و شناختی از بیان و سخن نداری، عبرت بگیر! (25)  همه ‭این تئوری بافیها و یاوه گوییها در تلاش برای ایجاد موانع بر سر راه بهره مندی از علوم و دانشهای قرآن هستند، علوم و دانشی که صحابه(رض) وسلف صالح و ائمه آن را به سوی ما نقل کرده‏اند. بنابراین، این گنج‌های نفیس و گرانبها، در دین شیعه فاقد ارزش و بها است، چون از راه ائمه‭ی امامیه وارد نشده و به آنها نرسیده است. یکی از آخوندهای معاصر شیعه به‭ این مسأله تصریح کرده و می‭گوید: همه تفسیرهای وارده از غیر اهل بیت فاقد ارزش هستند، و بدانها اعتماد نمی‌شود.(26) 
کتاب‌های تفسیر معتبر شیعه نظیر تفسیر قمی، عیاشی، صافی و برهان، و کتاب‌های حدیث آنها، مانند کافی و بحار کوشیده‏اند تا تأویلاتی منسوب به اهل بیت، از قرآن را بدست دهند که بیشتر آنها از جهل آشکار و رسوا کننده نسبت به کتاب خدا پرده برمی‏دارد و تأویل نادرست و کج فهمانه از آیات قرآن و عملی خودسرانه در زمینه‭ی تفسیر آنها قلمداد می‌گردند. و نسبت دادن آنها به اهل بیت صحیح نمی‏باشد، زیرا آنها تأویلها و برداشت‌هایی هستند که هیچ ربطی به معانی الفاظ، مفهوم، سیاق و روند موضوع قرآن ندارند. - که انشاءالله مثال‌هایی در آن مورد ذکر خواهیم کرد - بر اساس عقیده‭ی آنها، این منتهای دانش اهل بیت است. این جماعت که ادعای محبّت و شیعه‌گری آنها را دارند، با این کار جهالت و نادانی زیادی را به آنها نسبت داده و آنها را تحقیر می‭کنند! (27) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اصول شیعة الامامیة(1/155).
2) اصول کافی (1/188).
3) رجال کشی ص 420.
4) صدوق، علل الشرایع ص 192.
5) محاسن برقی، ص 268.
6) وسائل شیعه، حر عاملی.
7) فضائل القرآن، ابن کثیر، ص 15، موقوف بر علی ابن ابی طالب است. 
8) تفسیر طبری (16/225).
9) تفسیر عیاشی (1/2) البحار (92/17).
10) اصول شیعة الامامیة(1/161).
11) احوال الرجال، ص 38، جوزانی.
12) اصول کافی (1/25) وسائل الشیعه (18/131).
13) امالی صدوق، ص 40، وسائل الشیعه (18/131).
14) بحار الانوار(02/238، 237) اصول شیعه (1/163).
15) اصول شیعة الامامیة(1/166).
16) مسلم شماره (1978).
17) سلسله احادیث صحیحه (1/690، 689).
18) اصول کافی (1/4403) وسائل الشیعه، حر عاملی (18/64).
19) بحار الانوار (24/237/238)، اصول شیعه (1/163).
20) تفسیر طبری (1/76) سخن ابن عباس.
21) مجموع الفتاوی (13/331).
22) البیان، خوئی، ص 463، اصول فقیه مظفر (3/130).
23) تفسیر ابن عطیه (1/19)، تفسیر ابن جزی (1/9).
24) منهاج السنة (4/155).
25) تفسیر طبری (1/82).
26) شیعه و رجعه ص 19، محمدرضا نجفی.
27) اصول شیعة الامامیة(1/176).روابط خانوادگي و همزيستي طولاني و بررسي دقيق آنچه خداوند براي پيامبر(ص) از روحيه پيامبرانه ‌اختصاص داده بود و خوبيهاي اخلاق و امیال و گرايشها، اميرمؤمنان علي(رض) را‌ياري كرد كه به شناختي دقيق و فراگير از شخصيّت پيامبر(ص) و ويژگي‌هايش دست‌يابد و بتواند اين خصوصيّات را به خوبي توصیف نمايد و جوانب ظريف و حساس سيره و رفتارش را متذكّر شود، اين واقعيّتها در روايتي كه‌ از علي در توصيف اخلاق و سلوك پيامبر(ص) نقل است به چشم می‌خورد.
الف: توصيف صفات ظاهري
اميرمؤمنان علي در توصيف رسول خدا(ص) می‌گويد: رسول خدا نه بيش از حد بلند قد و نه كوتاه قد بود، دستها و پاهايش درشت و قوي بود، گونه‌هايش سرخ متمايل به سفيدي بود. از زير گلو تا ناف رشته مويي بود، به 