. مانند اقدام با ارزشی که سیّد حسن موسوی در کتاب مفید خود (لله ثمّ للتأریخ) که به فارسی ترجمه شده تحت عنوان: (اهل بیت از خود دفاع می‌کنند)، ایشان در آن کتاب مستند اسرار و رازهایی را فاش ساخته و با این کار اهل بیت اطهار را از افتراهای بیشماری که به دروغ به آنها نسبت داده‌اند تبرئه نموده و نیز مانند اثر علمی‌علمی‌سیّد احمد کاتب در کتاب (تطوّر الفکر السّیاسی الشّیعی من الشوری الی ولایة الفقیه). همچنین لازم است ما با دوستداران واقعی اهل بیت رابطه بر قرار کنیم، از آثار و روایات صحیح و رهنمودهای زیبای ایشان استفاده کنیم و با نظر احترام و تکریم به آنها بنگریم که مردم را به کتاب الله و سنّت رسول خدا(ص) ارشاد و توصیه می‌کنند و دست آنها را بگیریم و به سوی امنیت سوق دهیم و به اعمال عاقلانه تشویق کنیم و ایشان را از بند و رنجیر تقلید کور کورانه برهانیم و انبوه ‌اباطیل و پندارهای باطل سنگین را از فطرت ایشان برداریم تا عقل و اندیشه روشنی خود را باز یابد، برای فطرتهای سالم مجال رسیدن به آن حقیقت فراهم گردد که ‌از نور و روشنی آنچنانی بر خوردار گردند که ‌ابرها یارای مقابله و پوشاندنشان را ندارند.
همچنین لازم است علمای اهل سنّت در بحث و مناقشه و مجادله و مبارزه با بدعت و اهل بدعت آرام باشند و با رفق و مهربانی بحث و گفتگو کنند، در صورت لزوم با آنها ملاقات و نشست و برخاست داشته باشند، در حدود شرعی با آنها همکاری نمایند، خصوصاً در موقع گرفتاری و مصائب اهل بدعت، یا وقتی که با کفّار و ستمگران درگیر نزاع و کشمکش بودند به یاری آنها بشتابند، امّا همه ‌اینها باید بر مبنای سیاست شرعی و با معیار مصلحت و مفاسد صورت گیرد، امّا این اصل تعاون و همکاری و ارتباط حسنه و بحث و گفتگوی آرام را نمی‌توان همیشه با شیعیان رافضه به کار برد که با غلو و افراطیگری جواب می‌دهند، چه بسا سکوت و آرامش مخاطب ایشان را تحریک کرده و غوغا و هیاهو راه بیاندازند. بلکه بر ما واجب است همیشه علیه غلو شدید و اقوال و گفته‌های شاذ و مخالف اصول و قواعد صحیح قد علم کنیم و مبارزه کنیم، امّا حد و مرز این دو نوع رفتار متفاوت، یعنی برخورد و گفتار زیبا و دلنشین یا خشونت و حرفهای تند، بستگی دارد به اینکه چقدر طرف بخواهد با تکیه بر آیه‌ی قرآن یا حدیث شبهه پردازی کند؛ به طوری که‌ اذهان مردم را بسوی اعتقادات باطل خود جلب و جذب کند، کسانی که با تأویل نصوص شرعی تفره نروند، جا دارد که با آرامی‌با آنها بحث و گفتگو شود، در غیر اینصورت ضروری است شدّت حرفشان را انکار کرد، ولی آنکه با پیروی از نقل و روایات شگفت انگیز از افراد نادان و بدون تأویل به بحث بنشیند، بهتر است رو در رو ادعایش را ردّ کرد، گاهی هم واجب است بدعت او را با شدّت انکار کرد.
شاعر می‌گوید:
واحذر مجادلة الرجال فآنها
		تدعو إلى الشحناء والشنآن

وإذا اضطررت إلى الجدال ولم تجد
		بك مهربًا وتلاقت الصفان

فاجعل كتاب الله درعًا سابغًا
		والشرع سيفك وابد في الميدان

والسنة البيضاء دونك جُنة
		واركب جواد العزم في الجولان

واثبت بصبرك تحت ألوية الهدى
		فالصبر أوثق عدة الإنسان

واطعن برمح الحق كل معاند
		لله در الفارس الطعان

واحمل بسيف الصدق حملة مخلص
		متجردًا لله غير جبان
یعنی:
حذر کن از مجادله با چنین مردانی، 
زیرا مجادله موجب بر افروختن دشمنی و کینه می‌شود
و در صورتی که ناچار به جدال شدی، 
و راه گریزی نداشتی و دو طرف در مقابل هم قرار گرفتید، 
از قرآن همچون زره‌ی جنگی استفاده کن
و شریعت را شمشیر قرار ده و در میدان مبارزه نمایان شو، 
 سنّت منوّر را در جلو سپر کن، 
 با اسب عزم و اراده‌ی راسخ وارد میدان جنگ شو، 
 با صبر و بردباری در زیر لوای هدایت ثابت قدم باش، 
با رُمح حق بر هر معاندی و انکار کننده‌ی حق ضربه بزن، 
در پناه خدا محفوظ باشی، سواره و ضربه زن بجنگ، 
 با شمشیر صداقت و راستگویی مخلصانه
 و با شجاعت در راه خدا حمله ور شو.
همانگونه که علمای اهل سنّت و جماعت و اهل حل و عقد در جلسات و مجالس طائفه و بایل خود نقش بسزایی در رهبری مسلمانان به جانب خیر و نیکی ایفا می‌کنند، به همان صورت هم می‌توانند موضعگیری‌های سیاسی و پیمان حزبی با دیگر طوائف و فرقه‌های دیگر را بر اساس فقه مصالح و مفاسد بر مبنای قواعدی که ظوابط سیاست شرعی تعیین می‌کنند، ببندند.لی این مسأله علمای مسلمین و دعوتگران را از تبلیغ و آموزش اصول منهج و راه و روش اهل سنّت و تربیّت مردم بر آن اصول و قواعد و دعوت بسوی آن باز نمی‌دارد، در عین حال آنها را از عقائد فاسد که در میان مردم رایج شده بر حذر می‌دارد و نسبت به عواقب سوء آن هشدار می‌دهد. به ‌امید آنکه مسلمانان از آن افکار و عقاید متأثر نشوند، چرا که طرفداران آن عقاید، شب و روز، پنهان و آشکارا، بدون وقفه و با نشاط و بدون سُستی برای نشر و تبیلغ آن کوشا هستند. بهترین الگوی ما رسول خدا(ص) است که بعد از هجرت به مدینه نخستین اقدامش بستن پیمان و معاهداتی بود که در سایه دولت اسلام، زندگی توأم با امنیت و آرامش را برایشان تأمین کرد، در همان حال قرآن ماهیّت یهود و تاریخ و اخلاق ایشان را به مسلمانان معرفی  می‌کرد تا حقیقت یهودیان را بشناسد و فریبشان را نخورد و زمانی که ‌یهود در عهد و پیمانشان خیانت کرد، صف مسلمین در مقابلشان مسلّح و آماده باشد.
کسی که در مورد حرکت تاریخ اسلام مانند مرحله‌ی جنگهای صلیبی دوران نورالدّین و صلاح الدّین، زمان عثمانی در دوران سلطان محمّد فاتح و غیره و جهادگران و مرزبانان عصر یوسف بن تاشقین تحلیل نماید، ملاحظه می‌کند که عوامل و علل پیروزی‌های متعدد ایشان صفای عقیده و درستی راه و روش و عمل به شریعت خدا در نظام و حکومت و وجود رهبری ربّانی بود که در پرتو نور خدا نظر می‌کرد و توانایی داشتند. طبق سنّتهای الهی و علل و اسباب تشکیل و سقوط دولتها و نیز با تحلیل و شناخت جوامع و بررسی مراحل تاریخی ملتها و اسرار تاریخ و نقشه و خط مشی دشمنان صلیبی و یهودی و ملاحده و فرقه‌های باطنیّه و اهل بدعت، برای ملّتها تربیّت کنند، در برخورد با هر عاملی حق طبیعی آن را ادا کنند، بنابراین قضایای فقه جهاد نهضتها دارای برنامه‌های متعدد و مرتبط با همدیگر هستند که بدون فهم قرآن و سنّت و ارتباط آنها با فقه و فهم سلف و نیاکان شایسته، آگاهی از ویژگی‌ها، اسباب و عوامل فراز و نشیب‌ها، ظفر و شکست‌ها و استفاده‌از تاریخ اسلامی‌و تجارب جنبش‌ها دست یافتنی نیستند.
محقّق و پژوهشگر تاریخ نهضت‌های اسلامی ‌‌یقین خواهد یافت که ‌این امّت اسلام زمانی رهبری جهان را از دست داد که نسبت به خدا و پیغمبرش بی وفایی کرد و می‌داند که شکستهای نظامی ‌پی‌در‌پی پایان یافتنی است، امّا شکست و سقوط فرهنگی زخم کشنده و بسیار خطرناکی است، زیرا انسان مسلمان و خانواده‌ی اسلامی‌و جوامع مؤمن و مسلمان و حکومت اسلامی‌از مبنای فرهنگ صحیح و پایه‌های محکم قرآن و سنّت و سن