ر(ص)؛ کسانی که بعد از پیامبرشان، به بهترین شیوه، امر دین را به پا داشتند و مرتدان را از پای درآوردند و علیه کافران و منافقان وارد جنگ و جهاد شدند و بعد از آن، سرزمین‌ها را فتح کردند، تا اینکه دین خداوند متعال بسیاری از کشورها را فراگرفت، این بزرگواران کجا و منافقین و از دین برگشتگان و مرتدان کجا؟! آنهایی که در نظر اهل سنّت اصلاً صحابه به شمار نمی‏آیند و هر وقت که اصطلاح (صاحب) گفته می‌شود، آنها را شامل نمی‌شود. چون صحابه همانگونه که علمای محقق تعریف کرده‏اند: کسی است که با پیامبر(ص) دیدار کرده و به او ایمان آورده و بر اسلام وفات یافته باشد.(18) 
امّا در مورد این قسمت از فرموده‭ی پیامبر(ص): « فلا أری یخلّص منهم الاّ مثل هَمَل النعم»: (نمی‌بینم که از آن رهایی یابند مگر تعدادی که مانند شترانی که بی‌ساربان رها شده‏اند) (19)  که رافضیه برای تکفیر همه اصحاب - جز تعداد انگشت‌شماری - به آن استناد می‌کنند، ولی باید بگوییم که دلیل و حجتی در آن نیست، زیرا ضمیر در این ضمیر در حدیث پیامبر(ص): «منهم»، صرفاً به آن جماعتی بر می‌گردد که به حوض نزدیک شده، سپس از آن طرد می‌شوند و تنها عده‭ی کمی‏از آنها نجات می‌یابند، این هم از سیاق و روند حدیث پیداست. زیرا عبارت حدیث این است: «بینما انا قائمٌ فاذا زمرةٌ حتی اذا عرفتهم، خرج رجلٌ من بینی و بینهم، فقال هلمّ، فقلت: الی این؟ فقال الی النّار والله، قلت: ما شأنهم؟ قال ارتّدوا علی ادبارهم القهقری، فلا أری یخلّص منهم الاّ مثل هَمَل النعم»(20)  فقال (ص): «انی فرطکم عل الحوض من مرّ علیَّ شرب، و من شرب لم یظمأ ابداً، لیردن علیَّ اقوامٌ اعرافهم و یعرفوننی ثم یحال بینی و بینهم، فأقول: اصحابی، فیقال إنّک لا تدری ما أحدثوا بعدک، فأقول سحقاً سحقاً لمن غیّر بعدی»(21) 
«در روز حشر من در کنار چشمه‭ی کوثر می‏ایستم، ناگهان گروهی را می‏بینم که همه را می‏شناسم، از میان آنها مردی بیرون می‏آید و می‭گوید: زود همه بیایید، می‏گویم: کجا؟ می‭گوید: به خدا سوگند بسوی آتش آنها را می‏برم، می‏گویم: مگر چکار کرده‭اند که (سزاوار این آتش هستند)؟! می‭گوید: به عقب بازگشته‏اند (و از دین برگشته‏اند)، پس نمی‌بینم که از آنها خلاصی یابند مگر به (اندازه‭ی) شتران بی‌ساربان رها شده، (یعنی تعدادی انگشت‌شمار)» آنگاه پیامبر(ص) فرمود: «من قبل از شما در حوض کوثر قرار می‌گیرم، هر کس بر من بگذرد، از آب کوثرم می‏‌نوشد و هر کس بنوشد، هرگز تشنه نخواهد شد. اقوامی ‏بر من وارد می‌شوند که من آنها را می‌شناسم و آنها مرا می‌شناسند. سپس میان من و آنها فاصله‏ انداخته می‌شود، می‌گویم: اینها اصحاب من هستند. پس گفته می‌شود: تو نمی‌دانی بعد از تو چه چیزهایی بوجود آورده‏اند؟! پس می‌گویم: هر کس که بعد از من تغییر کرده (و مرتد شده) دور باد دور باد! ».
ابن حجر در شرح حدیث، در توضیح این گفته: «فلا أری یخلّص منهم الاّ مثل هَمَل النعم » می‌گوید: منظور کسانی هستند که آنقدر به حوض کوثر نزدیک شده‏اند، که نزدیک است بر آن وارد شوند، امّا جلوی آنها گرفته می‌شود و معنایش این است که تنها تعداد کمی‏ بر آن حوض وارد می‌شوند، چون شترهای بی‌ساربان و رها شده به نسبت شترهای دیگر کم هستند(22) . به همین خاطر باطل بودن استدلال رافضه، فریب کاری آنها از یک طرف و در آنسوی دیگر برائت و بی‌گناهی صحابه از طعنه و نقد و ایراد گرفتن و زخم‌زبان‌های آنها هویدا و روشن می‌شود.(23) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الانتصار للصحب و الآل، ص 330.
2) بخاری، کتاب الرقاق، شماره (6584)، (6587).
3) سپس هدایت یافتم، ص 119.
4) تأویل مختلف الحدیث ص 279.
5) فتح الباری (11/285).
6) شرح صحیح مسلم، (3/136-137).
7) فتح الباری (11/385).
8) این روایت‌ها در بخاری موجود هستند، کتاب الرقاق، فتح الباری (11/465، 463).
9) الانتصار للصحب و الآل ص 354
10) مسلم، کتاب الفضائل و اثبات الحوض (4/1792-1082).
11) شرح نووی بر صحیح مسلم (3/137).
12) التذکرة فی احوال الموتی و امور الآخرة (1/348).
13) الانتصار اللصحب و الآل ص 356، به نفل از تاریخ طبری (3/225).
14) شرح سنت بغوی (1/194).
15) همان منبع.
16) بخاری، شماره (6582).
17) مسلم، فضائل (4/1796).
18) الاصحابه فی تمییز الصحابه (1/7).
19) بخاری، شماره (6584-6587).
20) الانتصار للصحب و الآل، ص 330.
21) بخاری، کتاب الرقاق، شماره (6584)، (6587).
22) فتح الباری (11/475، 475).
23) الانتصار للصحب والآل، ص 360.تعریفاتی که اهل علم برای اصطلاح عدالت ارائه می‌دهند، در واقع همه به‭ یک معنی برمی‌گردد و آن این که عدالت استعداد و توانایی فطری در درون و نفس انسان است که او را به پایبندی پرهیزگاری و جوانمردی و آبروداری وادار می‌سازد و برای انسان محقق نمی‌شود مگر با انجام دادن دستورات (شرعی)، و ترک منهیّات و ناهنجاریها و دوری کردن از هر آنچه که به شخصیت و آبروی انسان لطمه می‌زند. از سوی دیگر، عدالت جز با اسلام و بلوغ و سالم بودن از فسق و بزهکاری محقق نمی‌شود. بنابر‏این اصحاب پیامبر (ص) از چنان عدالتی بر خوردار بودند که در هیچ کسی آنگونه تحقّق نیافته، پس همه آنها عادل بودند و صفت عدالت در آنها محقّق و فراهم بود(1) . در اینجا مراد از عدالت، عدالت آنها در روایت‌ حدیث پیامبر(ص) است که حقیقت آن در خودداری و پرهیز از دروغ‌گویی عمدی در روایت و انحراف در آن است. علاّمه دهلوی گفته است: «سیره و سرگذشت همه صحابه را مورد بررسی و پیگیری پژوهش قرار داده‌ایم، آنها را چنین یافتیم که معتقد بودند دروغ گفتن بر پیامبر(ص) از بزرگترین گناهان است! و با شدت هرچه بیشتر از آن خودداری می‌کرده‏اند. همانگونه که‭ این مسأله بر اهل سیره پوشیده نیست.(2) »
در قرآن و سنّت پیامبرش(ص) دلایل زیادی در دست است که عدالت صحابه(رض) را ثابت می‌نمایند و با وجود آنها، دیگر شکی برای کسی در مورد عدالت آنها تردید دارد، باقی نخواهند ماند. پس هر حدیثی که دارای سند متصل میان راویها و میان پیامبر(ص) است، عمل کردن به آن الزامی‏ نیست مگر بعد از ثابت شدن عدالت رجال وراویان آن و جز افراد صحابه‌ای که حدیث را به پیامبر(ص) متصل می‭کنند، باید در احوال بقیه‭ی راویان آن دقت نظر ‌شود؛ زیرا خداوند صحابه را عادل معرفی کرده است و پاکی و برگزیده بودن آنها را با نص قرآن کریم اعلام فرموده، قرآنی که باطل از هیچ سویی بدان راه نمی‌یابد.(3) 
الف- خداوند متعال فرمود: 
(وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَکُونَ الرَّسُولُ عَلَيْکُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي کُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا کَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ) (بقره / 143).
و بي‌گمان شما را ملّت ميانه‌روي كرده‌ايم (نه