-------------------------------------------------------------------
1) السنة و مکانتها فی التشریع الاسلامی، ص 47.
2) همان، ص 90.اصحاب رسول خدا(ص) پس از وفات آن حضرت به همدیگر مشکوک نبودند (یکدیگر را صادق می‌دانستند) و تابعین بر پذیرفتن هر حدیثی که اصحاب پیامبر خدا(ص) روایت می‌کردند توقف نمی‭کردند، تا اینکه فتنه‏ها بوجود آمدند و یهودی پست و فاسد عبدالله بن سبأ، دعوت جنایتکارانه خویش را، که مبتنی بر تفکّر شیعه‌گری افراطی معتقد به خدا بودن علی(رض) بود شروع نمود و دسیسه‌ها و فتنه‌گری‌ها با مرور زمان افزایش می‌یافت، در این هنگام دانشمندان اصحاب و تابعین در مورد روایت احادیث بررسی می‌کردند، و تنها احادیثی را می‌پذیرفتند که راه و روایت آنها نزد ایشان شناخته شده بود و اعتبار و عدالت روایان مورد اطمینان ایشان باشد.
امام مسلم در مقدمه‭ی صحیح خود از ابن سیرین روایت کرده که می‌گفت: قبلاً از سند حدیث سؤال نمی‌کردند، ولی هنگامی‏که فتنه‏ها به وقوع پیوست گفتند: رجال و راویانتان را برایمان نام ببرید، پس اگر از اهل سنّت بودند روایتشان پذیرفته می‌شد و اگر از اهل بدعت می‌بودند، روایتشان مقبول واقع نمی‌شد. این محکم‌کاری از دوران اصحاب کم سن پیامبر(ص) که وفات آنها تا زمان فتنه به تأخیر افتاد آغاز شد. امام مسلم در مقدمه‭ی صحیح خود از مجاهد روایت می‌کند که بشیر عدوی نزد ابن‏عباس آمد، سپس روایت حدیث را آغاز کرد و می‌گفت: پیامبر خدا(ص) چنین فرموده. ابن‏عباس حدیثش را نمی‌پذیرفت و بدان توجه نمی‌کرد، سپس گفت: ای ابن‏عباس! به چه علتی به حدیث من گوش فرا نمی‌دهی؟ من فرموده‭ی پیامبر خدا(ص) را برای تو نقل می‌کنم، و تو بدان توجه نمی‌کنی؟ ابن‏عباس گفت: ما قبلاً اگر می‌شنیدیم که شخصی می‌گفت: پیامبر خدا(ص) فرموده، نگاهمان را متوجّه او میکردیم و با جان و دل بدان گوش فرا می‌دادیم، ولی هنگامی‏که مردم دچار نوسانات و فراز و نشیب شدند، از آنان نمی‌پذیرفتیم مگر آنچه را که نزد ما شناخته شده ومسلّم بود.
سپس وقتی که دروغ پردازی‌ها رایج شد، تابیعن اسناد حدیث را درخواست می‌نمودند. ابوالعالیه می‌گوید: اگر حدیثی از صحابه به گوش ما می‌رسید، راضی نمی‌شدیم تا این که خود شخصاً نزد آنان رفته و از زبان ایشان آن را می‌شنیدیم. و ابن مبارک می‌گوید: اسناد حدیث جزء دین است و اگر اسناد نبود هر کس هر چه می‌خواست می‌گفت. ابن مبارک می‌گوید: میان ما و آنان قوائمی‏هست، منظورش اسناد است.(1) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مقدمه صحیح مسلم (1/10).از جمله عنایات خداوند متعال به سنّت پیامبر(ص) این بود که عمر تعدادی از نخبگان و فقهاء اصحاب را طولانی کرد تا همانند مرجعی باشند و به هدایت و رهنمود ایشان تمسک جویند. زمانی که دروغگویی رایج شد، مردم ناچار شدند به آنان مراجعه نموده و در مورد آنچه که نزد آنها بود از ایشان می‌پرسیدند و درباره‭ی احادیث و روایاتی که می‌شنیدند از آنان طلب فتوا می‌کردند و برای این هدف تابعین و حتّی برخی از اصحاب رنج سفرهای زیادی را از شهری به شهر دیگر متحمّل شدند، تا اینکه احادیث ثابت را از راویان قابل اعتماد بشنوند و در این راستا جابر بن عبدالله به شام و ابو أیّوب انصاری به مصر سفر کردند تا به احادیثی دست یابند.این باب بزرگی است که دانشمندان از طریق آن به تشخیص و جدا‌سازی حدیث صحیح از دروغ و روایت قوی از ضعیف دست یافته‏اند و در این راه آزمایش نیک و شایسته‌ای را متحمل شده‏اند، حال راویان را بررسی کرده و زندگی و تاریخ و سرگذشت و شرح حال پنهان و آشکارشان را مطالعه نموده‏اند، و به خاطر خدا سرزنش ملامت‌کنندگان در آنها تأثیری نداشته است.(1) 
در این خصوص قواعد و رهنمودهایی را قرار داده‏اند و طبق آنها عمل کرده‏اند، در مورد اینکه حدیث چه کسی پذیرفتنی و روایت چه کسی غیر قابل قبول است و نیز احادیث چه کسانی نوشته می‌شود و کدامیک نوشته نخواهد شد، و از جمله مهمترین اصناف ترک شده‏ها عبارتند از: 
الف- دروغ‌پردازان بر پیامبر خدا(ص)
دانشمندان اتفاق‌نظر دارند بر اینکه حدیث کسی که بر پیامبر(ص) دروغ ببافد پذیرفته نخواهد شد، همانطور که متفقند بر اینکه دروغ بستن بر رسول خدا(ص) از بزرگترین گناهان کبیره به شمار می‏آید و در مورد کفر آن شخص اختلاف دارند، که گروهی بدان معتقدند و دسته‌ای دیگر به وجوب قتل وی نظر داده‏اند و نیز در مورد توبه‭ی دروغ‌پرداز اختلاف داشته‏اند که از او پذیرفته می‌شود یا خیر؟

ب- دروغ‌گویان در سخنان عادی خودشان
همچنین اتفاق نظر دارند بر اینکه از هر کس دروغ صادر شده باشد، با اینکه بر پیامبر خدا(ص) دروغ نبسته باشند، اگر برای یک مرتبه هم باشد روایتش مردود است.
ج- بدعت‌گذاران و هواپرستان
همچنین اجماع دارند که حدیث بدعت‌گذار که بسبب بدعتش کافر شود، مقبول نیست و اگر دروغ را حلال و مباح بداند، با اینکه به سبب بدعتش کافر نگردد روایتش مردود است، امّا اگر معتقد به مباح بودن دروغ نباشد، آیا حدیثش پذیرفته می‌شود و یا خیر؟ و یا دعوتگر و غیر دعوتگر در این مورد جدا می‌شوند؟ ابن کثیر می‌گوید: در این خصوص اختلاف قدیم و جدید هست، امّا آنچه که رأی اکثریت آنهاست این است که باید دعوتگر از غیر دعوتگر جدا شود(2) . آنچه مورد توجّه ‭اینجانب است این که آنان روایت بدعت‌گذار را در صورتی که با بدعتش موافق باشد و یا اگر روایت از طرف گروهی که مباح‌کننده‭ی دروغ و جعل حدیث بر طبق هوا و آرزوهایشان معروفند باشد، مردود می‌شمارند، از اینرو روایات رافضه را نپذیرفته‏اند(چون برای پیشبرد اهداف مذهبی خود دروغ را مباح می‏دانند)، و روایت بدعت‌گذارانی را که خود یا گروهش دورغ را مباح نکرده باشند مانند: عمران بن حطان پذیرفته‏اند.(3) 
د- ملحدان و فاسقان و نادانانی که روایت خویش را نمی‌فهمند
روایت زندیقان، فاسقان، افراد غافل و تمام کسانی که صفات ضبط، عدالت و فهم در آنان محقق نشده باشد غیر قابل قبول است. محدّثین برای شناسایی انواع احادیث صحیح، حسن، ضعیف قواعد و اصولی وضع کرده‏اند و قواعدی را نیز برای شناخت حدیث موضوع و جعلی قرار داده‏اند و علامات و نشانه‏هایی برای آن بیان داشته‏اند تا به واسطه‭ی آنها شناخته شود، مانند، سستی و رکیک بودن لفظ، فاسد بودن معنی، مخالفت آن با صریح قرآن و یا مخالفت آن با حقایق شناخته شده‭ی تاریخ در دوران پیامبر(ص) و علاماتی دیگر.(4) 
با چنین تلاش‌های موفقی ستون‌ و پایه‏های سنّت که دوّمین مصدر تشریع و قانون‌گذاری شریعت است تثبیت شده و امور آن استحکام یافته است. مسلمانان به حدیث پیامبرشان اطمینان پیدا کرده‏اند که هر چیز وارد شده‭ای از آن دور است و میان حدیث صحیح، حسن و ضعیف جدایی حاصل شده است. خداوند شریعت خود را از بیهوده‌کاری‌های مُفسدین، نیرنگ توطئه‌گران و دسیسه‭ی ملحدان و ملّی‌گرایان مصون داشته است. مسلمانان ثمره‭ی این جنبش ق