 و قدرت و حاکمیت او را برپا می‌دارند و ارکان و پایه‌های آن را محکم می‌سازند و نیز پرچم‌های آنها سیاه خواهد بود و مایه‭ی عظمت و بزرگی و وقار است! زیرا پرچم رسول خدا(ص) سیاه بود، و به آن «عقاب» گفته می‌شده... تا جایی که گفت: «و مقصود از مهدی ممدوح و موعود به وجودش در آخرالزمان این است که اصل و ظهور و خروج او از ناحیه‭ی مشرق زمین خواهد بود، همانگونه که بعضی از احادیث بر این دلالت کرده‏اند.»(5) 
د- و از ابوهریره(رض) نقل است که می‌گوید: از پیامبر(ص) شنیدم که می‌فرمود: «کیف انتم اذا نَزَل ابن مریم فیکم، و امامکم منکم»(6) : (چگونه خواهید بود اگر پسر مریم (عیسی) فرود آید در حالی که امام شما از خودتان باشد.»
ه‍- جابر بن عبدالله(رض) می‌گوید: از پیامبر(ص) شنیدم که می‌گفت: «لاتزال طائفة من امتی یقاتلون علی الحق ظاهرین الی یوم القیامة» الی ان قال: «فینزل عیسی بن مریم - علیه السلام - فیقول امیرهم: صلّ بنا فیقول: انّ بعضکم علی بعض امراءُ تکرمة الله لهذه الامة ».(7)  
(گروهی از امتم همچنان بخاطر حق تا در قیامت نبرد خواهند کرد و پیروز و سربلند خواهند بود! » تا جایی که فرموده: «پس عیسی بن مریم(ع) فرود می‌آید و امیر (مسلمانان) می‌گوید: پیشنماز ما شو! می‌گوید: نه، زیرا بعضی از شما بر بعضی دیگر امیر و امام می‌باشد و این نوعی احترام خداوند متعال برای این امت است.)
احادیثی که در صحیحین وارد شده بر دو مسأله دلالت دارند: یکی این که به هنگام نزول عیسی(ع)، از آسمان، متولی فرمانروایی مسلمان، مردمی‏از خود آنان خواهد بود. 
دوّم اینکه حضور امیر آنها برای نماز و امامت وی برای مسلمانان و طلب او از عیسی(ع) به هنگام نزولش که امامت نماز را برعهده بگیرد، بر شایستگی این امیر و هدایت‌یابی او دلالت دارد. در سنن و مسانید و غیره احادیثی آمده‏اند که‭ این احادیثی را که در صحیحین هستند، تفسیر و توضیح می‌دهند و بیانگر این هستند که آن مرد شایسته و صالح «محمّد بن عبدالله » نامگذاری شده و به او «مهدی» گفته می‌شود، چون برخی از سنّت برخی دیگر را تفسیر کرده و توضیح می‌دهد. 
و- ابوسعید خدری(رض) می‌گوید: پیامبر(ص) فرمود: «از ماست کسی که عیسی بن مریم پشت سر او نماز می‌خواند»(8) 
ز- ابوسعید خدری(رض) می‌گوید: پیامبر(ص) فرمود: «المهدی منّی، اجلی الجبهة، اقنی الأنف، یملاً الارض قسطا و عدلاً، کما ملئت ظلماَ و جوراَ، و یملک سبع سنین»(9) 
(مهدی از من است، پیشانی‌اش روشن‌تر و بینی‌اش باریک‌تر است، جهان را سرشار از عدالت و داد خواهد کرد، همانگونه مالامال از ظلم و ستم شده است، و هفت سال عمر خواهد کرد.)
میان مهدی سنّی با مهدی شیعه هیچ رابطه و شباهتی یافت نمی‌شود. اینک به برخی از تفاوت‌های موجود درمیان آنها اشاره می‌شود :
*- در نظر اهل سنّت مهدی نامش (محمد بن عبدالله) است که نامش با نام پیامبر(ص) هماهنگی دارد و اسم پدرش موافق با اسم پدر پیامبر(ص) است، امّا مهدی رافضه، نامش محمّد بن عسکری است.
*- در نظر اهل سنّت، مهدی از فرزند حسن است و مهدی شیعه رافضه از فرزند حسین آمده است.
*- در نظر اهل سنّت، مهدی به حالت طبیعی متولد شده و مدت زندگانی‌اش هم طبیعی و عادی است، در احادیث اشاره‌ای به‭ این نشده که وی در این زمینه با مردم فرق دارد... امّا در نظر شیعه حمل و ولادت او در یک شب صورت گرفته و در حالیکه نُه سال داشته وارد سرداب گردیده و از آن زمان که او وارد سرداب شده بیش از (1250) سال می‌گذرد.
*- مهدی اهل سنّت جهت یاری اسلام و مسلمانان ظهور می‌کند و همه را با یک چشم می‏نگرد، امّا مهدی شیعه رافضه بطور اختصاصی برای یاری شیعه‭ی رافضی و انتقام گرفتن برای آنها از دشمنانشان ظهور می‌کند و عرب و قریش را دوست نمی‌دارد، بلکه تنها با زور و شمشیر با آنها برخورد می‌کند و در میان اعراب یاور و پیرو نخواهد داشت، همانگونه که روایت‌های آنها بر این دلالت کرده‏اند.
*- مهدی سنّی دوستدار صحابه بوده و از آنها خشنود است و به سنّت و روش آنها چنگ می‏زند و در عین حال، نه تنها امّهات المؤمنین را دوست دارد، بلکه فقط با تعریف و تمجید زیبا و پسند از آنها یاد می‌کند، امّا مهدی شیعه، صحابه ستیز بوده، به گمان آنها، آنها را از قبرهایشان بیرون می‌آورد، سپس ایشان را می‌سوزاند! ! 
*- همچنین امّهات المؤمنین را مورد کینه و دشمنی قرار می‌دهد، و با عایشه رضی الله عنها دختر ابوبکر صدیق(رض) که‭یکی از محبوب‌ترین زنان پیامبر(ص) است، از در دشمنی و ستیز وارد می‌شود.
*- مهدی سنّی، به سنّت پیامبر(ص) عمل می‌کند و بی‌هیچ چون و چرایی همه سنّت‌ها را اقامه می‌کند، و همه بدعت‌ها را سرکوب می‌نماید. امّا مهدی شیعه به دینی جدید و کتابی جدید دعوت می‏کند! ! 
*- مهدی اهل سنّت، مسجدها را برپا می‌نماید و آنها را آباد و تعمیر می‌سازد، امّا مهدی شیعه، همة مساجد را تخریب می‏نماید، حتی مسجدالحرام و کعبه و مسجد پیامبر(ص) را هم نابود می‌کند. طبق روایت‌های آنها، یک مسجد هم بر روی کره زمین باقی نمی‌گذارد! ! 
*- مهدی اهل سنّت، با کتاب خداوند متعال و سنّت پیامبرش حکومت می‌کند، امّا مهدی شیعه با حکم آل داود حکم می‌کند.
*- مهدی اهل سنّت از مشرق زمین ظهور می‏کند، امّا مهدی شیعة رافضه از سرداب (زیرزمین) سامراء بیرون می‌آید.
*- مهدی اهل سنّت، یک حقیقت ثابت شده است، که احادیث پیامبر(ص) و اقوال علمای قدیم و جدید، بیانگر آن بوده و می‌باشد، امّا مهدی رافضه خیال و توهّم است و هرگز ظهور نخواهد کرد! (10) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المستدرک (4/557-558) آلبانی گفته است: سندش صحیح و رجالش ثقه هستند، سلسله احادیث صحیح شماره 711.
2) المهدی، و فقه الشراطه اساعة، محمد اسماعیل ص33.
3) السلسلة الصحیحه (1259)، و آلبانی حکم به تواتر آن نموده است.
4) سنن ابن ماجه (2/1367)، مستدرک حاکم (4/464) و گفته‭این حدیث بر شرط شیخین صحیح است، و ذهبی با او موافقت نموده است.
5) النهایة، الفتن و الملاحم (1/31)
6) بخاری، کتاب احادیث الانبیاء، (6/491).
7) مسلم، کتاب الایمان (2/193) با شرح نووی.
8) روایت از ابونعیم در اخبار مهدی، آلبانی آن را صحیح دانسته، صحیح الجامع (5/717).
9) سنن ابی داود، کتاب المهدی، شماره 4265.
10) بذل المجهود (1/256-257).رجعت یکی از اصول مذهب شیعه است، و در روایت‌های آنان آمده است: «از ما نیست کسی که به رجعت ما معتقد نباشد»(1) . ابن باویه در «الاعتقادات» گفته است: «اعتقاد ما درباره‭ی رجعت این است که رجعت حق است.(2) » 
و شیخ مفید گفته: «امامیه بر این اتفاق دارند که بسیاری از مردگان به‭این جهان برمی‏گردند »(3) . طبرسی، حُرّعاملی و دیگر بزرگان شیعه گفته‏اند: رجعت مورد اجماع امامیه است»(4) . رجعت از بدیهیّات مذهب آنها است و آنها موظفند که به رجعت اقرار کنند و بدان معتقد باشند. کیفیت و چگونگی اعتراف کردن بدان در دعاها، زیارت‌ها، در روز جمعه و همه اوقات، شبیه به اقرار کردن به توحید و نبوّت و امامت و قیامت می‌باشد(5)