 . و معنی رجعت: بازگشتن به دنیا پس از مرگ است.(6) 
فرقه‏های زیادی از شیعه معتقد به رجوع دوباره ائمه به ‭این زندگی شده‏اند. عده‌ای از آنها هم معتقدند که ابتدا آنها وفات می‭کنند، سپس به رجعت و بازگشت دوباره‭ی آنها اعتراف می‌نماید. عده‌ای از آنان هم مرگ آنها را انکار کرده، گفته‏اند: آنها غایب شده و به زودی بازخواهند گشت. اولین کسی که قایل به رجعت شد، ابن سبأ بود، با این تفاوت که مرگ امام را تصدیق نکرد و گفت: «امام غائب شده و به زودی بازخواهد گشت». اعتقاد به رجعت نزد سبئیه و کیسانیه و دیگران مخصوص به رجعت امام بوده است، امّا در نظر شیعیان اثنی عشریه هم به امام مربوط است و هم به عموم مردم. آلوسی به ‭این اشاره می‌کند که در قرن سوّم مفهوم رجعت اختصاصی امام به آن معنای عام متحوّل شد.(7) 
امّا مفهوم کلی و عام رجعت در نظر امامیه سه گروه را در برمی‏گیرد : 
1- ائمه امامیه، بطوری که مهدی از مخفیگاهش خارج می‌شود و از غیبتش بازمی‌گردد و باقی ائمه هم بعد از مرگشان زنده می‌شوند، و به‭این دنیا باز میگردند.
2- والی و رهبر مسلمانان؛ کسانی که - در نظر آنها - خلافت را از صاحبان شرعی آن، یعنی ائمه‭ی امامیه غضب کردند، در نتیجه خلفای مسلمانان زنده می‌شوند که در رأس آنها ابوبکر و عمر و عثمان(رض)قرار دارند... و از قبرهایشان به‭این دنیا بازمی‌گردند، - آنگونه که شیعه گمان می‌کنند - تا از آنها انتقام‌گیری شود؛ زیرا خلافت را به ناحق از اهلش غضب کردند! ! و بدینگونه عملیات شکنجه و قتل و اعدام بر آنها جاری می‌شود.
3- عموم مردم، خصوصاً کسی که دارای ایمان خالص و ناب است شیعه هستند، زیرا طبق روایت‌ها و اقوال بزرگان آنها - که همفکر هستند - ایمان خالص به شیعه اختصاص دارد و بقیة مردم - به استثنای مستضفعان - کفرشان محض است! (8) 
به همین خاطر در تعریف رجعت گفته‏اند: عبارت است از رجعت بسیاری از مردگان به دنیا قبل از روز قیامت(9) ، و بازگشتن دوباره آنها - پس از مرگ(10) - با قیافه و سیمای اصلی به زندگی.(11) 
شیعه برای اثبات رجعت که در میان مسلمانان آنها یگانه فرقه‭ای هستند که بدان معتقد هستند، به قرآن مراجعه کرده‏اند و چون به خواسته‭ی خود دست نیافته‏اند طبق معمول به تأویل باطنی متوسل شده و بصورت خودسرانه و یاوه‌گویانه در این زمینه پای نهاده‏اند تا جایی که دلیل ارائه شده‭ی آنها، به حجت و مدرکی علیه خودشان مبدل شده است و پوچی و انحراف اعتقاد آنها و بی‌پایگی مذهبشان را نمایش می‌دهد. مثلاً شیخ مفسرین آنها، معتقد است بزرگترین دلیل بر رجعت این آیه است که می‭فرماید: 
(وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَکْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ) (انبیاء / 95)
غيرممكن است كه به سوي ما (براي حساب و كتاب) برنگردند مردماني كه آنان را (در جهان بر اثر كفر و ظلم) نابود كرده باشيم (و اين كه همان گونه كه خود گمان مي‌برند مرگ آخرين مرحله زندگي ايشان باشد) .
وی همچنین می‌گوید: این آیه بزرگترین دلیل بر رجعت است، زیرا احدی از مسلمانان انکار نمی‌کند که همه مردم در روز قیامت، بازمی‌گردند چه آن کس که هلاک شده و چه آن که (هنوز) هلاک نشده است.(12) 
با وجود اینکه نه تنها به هیچ وجه بر ادعای آنها دلالت نمی‏کند، اصلاً علیه خودشان است، علاوه بر این بیانگر عدم برگشت به دنیا می‌باشد، زیرا معنای آن همانگونه که ابن‏عباس، ابوجعفر باقر، قتاده و چندین نفر دیگر (از علمایان سرشناس) تصریح کرده‏اند، این است: حرام و ممنوع است بر اهالی همه آبادی‌هایی که بخاطر گناهانشان هلاک شدند، که قبل از روز قیامت، به دنیا باز گردند.(13) 
این شبیه‭این فرموده‭ی خداوند متعال است:
(أَلَمْ يَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ) (یس / 31).
مگر نمي‌دانند كه در روزگاران پيش از ايشان چه ملّتهاي فراواني را (به گناهانشان گرفته‌ايم و) نابودشان نموده‌ايم، كه هرگز به سويشان باز نمي‌گردند.
و شبیه‭این فرموده‭ی خداوند است: 
(فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ) (یس/ 50).
(اين حادثه به قدري سريع و برق‌آسا و غافلگيرانه است كه) حتّي توانائي وصيّت نمودن و سفارش كردن نخواهند داشت و حتّي فرصت مراجعت به سوي خانواده و فرزندانشان را پيدا نخواهند كرد.
تکرار «لا» در این آیه، به منظور تأکید معنای نفی از «ﭻ» می‌باشد و این یکی از اسلوب‌های نزول شگفت‌آور قرآن است، که در اوج دقت می‌باشد.
راز این خبر دادن که به دنیا بازنمی‌گردند، در عین اینکه کاملاً واضح و روشن است، رازگشایی از چیزی است که آنها را متأسف و دل‌آزرده می‌سازد و آرزوی بزرگ آنها را بر باد می‌دهد که زندگی دنیا است(14) . پس وقتی که روشن است منظور از اثبات رجعت در آن، رجعت دوبارة مردم در روز قیامت است و شکی(15)  در این مسأله نیست (معنی آیه چنین می‌شود که) عدم رجوع آنها بسوی ما، برای ندا، ممتنع است.(16) 
اندیشه رجعت و برگشت دوباره به دنیا پس از مرگ، که در نزد شیعه مرسوم است، با عبارت صریح قرآن کریم مخالف است و آیات فراوانی از کتاب خداوند متعال بی‌پایگی آن را ثابت می‌کنند، از جمله خداوند متعال فرموده است: 
(قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ(99) لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّهَا کَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ(100)) (مؤمنون / 99-100).
زماني كه مرگ يكي از آنان فرا مي‌رسد، مي‌گويد: پروردگارا! مرا (به دنيا) باز گردانيد، تا اين كه كار شايسته‌اي بكنم و فرصتهائي را كه از دست داده‌ام جبران نمايم. نه! (هرگز راه بازگشتي وجود ندارد). اين سخني است كه او بر زبان مي‌راند. در پيش روي ايشان جهان برزخ است تا روزي كه برانگيخته مي‌شوند.
بنابراین این فرموده‭ی خداوند متعال:(وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ): (و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که براگیخته می‌شوند.» بطور کلی در عدم رجعت صریح و روشن است.(17) 
همچنین خداوند متعال می‭فرماید:(وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُکَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ(27) بَلْ بَدَا لَهُم مَّا کَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ(28)) (انعام /27-28).
اگر تو (اي محمّد! ) آنان را مشاهده كني بدان گاه كه ايشان را (در كنار) آتش دوزخ نگاه مي‌دارند (و هراس جهنّم ايشان را برداشته است، منظره‌هاي وحشت‌انگيزي را مي‌بيني و سخنهاي شگفت‌انگيزي را مي‌شنوي! ) آنان مي‌گويند: اي كاش! (براي نجات از اين سرنوشت شوم، بار ديگر) به دنيا برمي‌گشتيم و (در آنجا ديگر) آيات پروردگارمان را تكذيب نمي‌كرديم و از زمره مؤمنان مي‌شديم. بلكه كارهائي كه قبلاً (در اين دنيا انجام مي‌داده‏اند و از خود و ديگران) پنهان مي‌كرده‏اند، ب