ران نخستین هستید که از دارایی خود دست برداشته و سرزمین خود را بقصد کسب فضل و رضایت خداوند متعال ترک کردند و خدا و رسولش را یاری دادند که خدا به آنان وعده‭ی رستگاری داده؟! گفتند: خیر. گفت: پس حتماً شما کسانی هستید که در مدینه و در سرای ایمان پیش از مهاجران مسکن گزیدند و کسانی را که بسویشان هجرت کنند، دوست می‌دارند و در دل خود نیازی به آنچه که داده‏اند، احساس نمی‌کنند و بر نفس خود ایثار می‌کنند اگرچه خود شدیداً بدان نیاز داشته باشند، و از بخل و تنگ‌دلی نفسشان در هستند، که قطعاً رستگارند؟! گفتند: خیر. آنگاه علی بن حسین گفت: پس من هم گواهی می‌دهم که شما جزو آن کسانی نیستید که خداوند متعال دربارة آنها فرموده است:(وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ)(حشر/ 10).
كساني كه پس از مهاجرين و انصار به دنيا مي‌آيند، مي‌گويند: پروردگارا! ما را و برادران ما را كه در ايمان آوردن بر ما پيشي گرفته‏اند بيامرز. و كينه‌اي نسبت به مؤمنان در دلهايمان جاي مده، پروردگارا! تو داراي رأفت و رحمت فراواني هستي.(2) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سیر العلام انبلاء (4/390).
2) الحلیة (3/137).محمّدبن علی(رض) می‌گوید: فرزندان فاطمه متفقاً بر این جمع شده‏اند که درباره‭ی ابوبکر(رض) و عمر(رض) بهترین سخن را بگویند.(1)  و آن مرحوم به جابر جعفی گفته است: جماعتی در عراق هستند که گمان می‌برند من به آنها دستور داده‌ام که درباره‭ی ابوبکر و عمر بد گویی کنند! به آنها خبر بده که من از آنها نزد خداوند متعال اعلام بیزاری و برائت میکنم. خداوند متعال هم از آنها بری است. قسم به کسی که جان محمّد در دست اوست، اگر والی می‌شدم (و قدرتی داشتم) با ریختن خون آنها به خداوند متعال تقرّب می‏جستم، اگر من برای آن دو بزرگوار طلب آمرزش ننمایم و نسبت به آنها ابراز محبت و مهرورزی نکنم، شفاعت محمّد(ص) شامل حالم نمی‌شود. براستی که دشمنان خداوند متعال از آن دو بی‌خبر و غافل هستند.(2) 
و از بسام الصیرفی نقل است که گفت: از ابوجعفر درباره ابوبکر و عمر پرسیدم: گفت: بخدا ولایت آنها را می‌پذیرم و برای آنها طلب آمُرزش می‌کنم. و با هر کس از اهل بیتم که برخورد کرده‌ام، دیده‌ام که ولایت آنها را پذیرفته و آنها را دوست داشته است.(3) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سیر اعلام النبلاء (4/406).
2) الاعتقاد، بیهقی، ص 361.
3) سیراعلام النبلاء (4/304).زید بن علی گفته است: ابوبکر امام شاکرین بود، سپس این آیه را خواند: 
(وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاکِرِينَ) (آل عمران / 144)
 (و خداوند بزودی شاکران را جزا و پاداش خواهد داد)
سپس فرمود: برائت از ابوبکر به منزله‭ی برائت ازعلی است(1) . - خدا از هر دوی آنها راضی باد - پس اگر خواستی جلو بینداز و اگر خواستی عقب بیانداز! (2) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) شرح اصول اعتقاد اهل سنت (7/1302).
2) نهی از ناسزا گویی به صحابه، مقدسی ص 75.عبدالجبّار بن عباس همدانی می‌گوید: جعفر بن محمّد به سوی آنها آمد و در آن حال آنها می‌خواستند از مدینه کوچ کنند. آنگاه گفت: شما - اگر خدا بخواهد - از شایستگان و صالحان اهل شهر خودتان می‌باشید. پس از طرف من به کسانی که گمان می‌برند من امام معصوم و واجب‌الاطاعه هستم، بگوئید که من از آنها بری و بیزار هستم(1) . هر کس که گمان برد من از ابوبکر و عمر بیزاری می‏جویم، باید بداند که من از او بری می‌باشم و بیزاری می‏جویم و نسبتی با او ندارم.
سالم بن عبدالله بن عمر گوید: جعفر به من گفت: ای سالم، آن دو (شیخین) را دوست داشته باش و از دشمنانشان تنفّر داشته باش! چون آن دو، امام هدایت من بوده‏اند، سپس جعفر گفت: آیا کسی به جدش ناسزا می‌گوید؟! ابوبکر جدّ من است، اگر من آنها را دوست نداشته و از دشمنانشان ابراز برائت نکرده باشم شفاعت محمّد(ص) در روز قیامت شامل حالم نخواهد شد.(2) 
جعفر بن محمّد همواره می‌گفت: در مورد شفاعت برخودم به چیزی امید ندارم جز اینکه امید دارم شفاعتی که برای پدرم می‌شود، برای من هم بشود. چون او دوباره مرا به دنیا آورد.(3) 
درباره‭ی آن مرحوم نقل است که در مورد حضرت ابوبکر و عمر مورد سؤال قرار گرفت، درجواب گفت: تو دربارة دو مرد از من سؤال می‌کنی که از میوه‌های بهشت خورده‏اند(4) و گفته است: خداوند متعال بری و بیزار است از کسی که از ابوبکر و عمر اظهار برائت کند.(5)  امام ذهبی به دنبال این روایت گفته است: می‌گویم: این قول از جعفر صادق به تواتر رسیده است. خدا را گواه می‌گیرم که او در سخنش صادق است و برای کسی دورویی و نفاق اعمال نکرده است. خدا رافضه را مقبوح و زشت گرداند! (6) 
چنانچه ملاحظه می‌کنید این سخنان ائمه پاک و طاهر است که شیعه ادعای امامت و ولایت آنها را دارند و عقیده‭ی خود را به آنها نسبت می‌دهند. دیدگاه و موضع آنان در برابر عقیده‭ی رافضه و دین آنها کاملاً روشن و واضح است. از آنها و همه‭ی آنچه که بوسیله‭ی اعتقاد خود به ائمه نسبت می‌دهند، بری هستند و طعنه‌ و زبان زخم آنها به صحابه و همسران پیامبر(ص) را به هیچ وجه قبول ندارند. واقعاً که اعتقاد ائمه‭ی اهل بیت همان اعتقاد اهل سنّت است و در ظاهر و باطن در ارتباط با هر مسأله‭ی بزرگ یا کوچک، یکسان است. این عقیده‌ای است که آنها در پرتو آن دینداری کردند و بر اساس آن دوست و دشمن گرفتند. هر کس غیر از این، عقیده‭ی دیگری را به آنها نسبت دهد، بر آنها دروغ گفته و به آنها ظلم کرده است. خدا رحمت کند ایشان را، رحمتی واسع و فراگیر و خدا خوار و ذلیل کند کسی را که‭ این اکاذیب را به آنها چسبانده است! (7) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سیراعلام النباء (6/2659).
2) سیر العلام النبلاء (6/258).
3) همان منبع (6/255).
4) الانتصار للصحب و الآل، ص 119.
5) سیر العلام النبلاء (6/260).
6) سیر العلام النبلاء (6/260).
7) الانتصار للصحب و الآل، ص 120.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:735.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:736.txt">1- توطئه‌ي ابن علقمي رافضي در سقوط بغداد (سال 656 ه)</a><a class="text" href="w:text:737.txt">2- حکومت صفوی</a><a class="text" href="w:text:738.txt">3- تجارب علمای معاصر اهل سنّت در باره‌ي تقريب(وحدت)</a><a class="text" href="w:text:739.txt">4- راهکار صحیح تقریب (وحدت)</a></body></html>از اثنای مباحث (سابق) برای ما روشن شد که شیعه تا چه حدی دچار بدعت‌گذاری و انحراف از کتاب خداوند متعال و سنّت پیامبر(ص) و خلفای راشدین(رض) شده و فاصله گرفته‭اند. فهمیدیم که کتاب‌های معتبرشان در زمینه‭ی توحید، تفسیر، حدیث و غیره چه خطرها و زیانهای بزرگی را در خود جای داده‏اند! واقعاً که چه آسیب و زیانهایی را این کتابها متوجه اساس دین و اصول اعتق