-----------------------------------------------------------------------------------------
1) میزان الاعتدال (3/124)، وی در این باره نقد بسیار خوبی دارد، خلافت علی بن ابی طالب، ص 355.
2) فضائل الصحابه (2/705) اسنادش صحیح است.
3) خلافت علی بن ابی طالب، عبدالحمید، ص 356.
4) تاریخ طبری (6/56).علی(رض) با معاویه(رض) آتش‌بس نمود و چنین بنظر می‌رسد که‭ این آتش‌بس مدّت چندانی استمرار نیافته، چون، معاویه در سالی که حضرت علی شهید شد، بسر بن ابی ارطأه را به حجاز فرستاد(1) و چون حضرت علی نتوانست به دلخواه خود سپاهش را آماده نماید و نیز سستی و درماندگی آنها را ملاحظه کرد، از زندگی بیزار شد و از خدا درخواست مرگ نمود، و در مقام دعا از خداوند متعال می‌خواست که مرگش را زودتر بیاورد، از جمله، از وی روایت شده که‭یک روز در خطبه‌ای گفت: خدایا من از آنها خسته شدم، و آنها هم از من خسته‌ شده‏اند، آنها را دلزده کرده‌ام و آنها هم مرا دلزده کرده‏اند خدایا مرا از آنها راحت کن و آنها هم از من راحت کن! پس چه چیزی بدبخت‌ترین شما از این منع می‌کند که آن را با خون رنگین سازد، سپس دستش را بروری ریش خود گذاشت(2) .
علی(رض) در روزهای آخر عمر بسیار بر این دعا پافشاری می‌کرد. جندب می‌گوید: جمعیت در اطراف علی(رض) ازدحام کردند، تا جایی که پایش را زیر پا بردند، آنگاه گفت: من آنها را دلزده کرده‌ام و آنها هم مرا دلزده کرده‏اند، من آنها را مغبوض داشته‌ام و آنها هم مرا مغبوض داشته‏اند. پس من را از آنها راحت کن و آنها را از من راحت کن! (3) 
در روایتی دیگر از ابوصالح آمده است: علی را دیدم که قرآن را روی سرش قرار داده بود تا جایی که صدای ورق‌های آن می‌آمد. آنگاه گفت: خدایا چیزی را که در آن (مصحف) است از آنان درخواست کردم، امّا آنان مرا منع کردند. خدایا من آنها را دلزده و ملول کردم و آنها هم مرا دلزده و ملول کردند، آنها را مغبوض داشتم و آنها هم مرا مغبوض داشتند، مرا به غیر اخلاق و سلوکم وادار کردند، پس کسی بدتر از من به آنها بده و افرادی بهتر از آنان به من بده! و قلوب‌ آنان را چنین مطیع ساز که نمک در آب حل می‌شود.(4) 
در روایتی: تقریباً بیش از سه روز طول نکشید که شهید شد. رحمت خدا بر او باد.(5) 
حسن بن علی(رض) گفته است: علی(رض) به من گفت: امشب پیامبر(ص) به خوابم آمد گفتم: ای رسول خدا می‌بینی که از امّت تو چقدر لجاجت و انحراف دیده‌ام؟! پیامبر(ص) فرمود: بر علیه آنان دعا کن! گفتم: خدایا کسی بدتر از من را به آنها بده، و افرادی بهتر از آنان را به من بده! حسن گوید: آنگاه بیرون آمد و آن مرد ضربه‌ای به او وارد ساخت.(6) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ صغیر بخاری (1/41) خلافت علی بن ابی طالب، عبدالحمید، ص 431.
2) مصنف عبدالرزاق (10/154) با سند صحیح طبقات (3/4) با سند صحیح.
3) الاحاد و المثانی ابن ابی عاصم (1/37) با سند حسن، خلافت علی، ص 432.
4) سیر العلام النبلاء (3/144).
5) المحسن ص 99، ابی عرب، خلافت علی، عبدالحمید، ص 432.
6) تاریخ ذهبی، عهد خلفای راشدین، ص 649.بعضی از احادیث پیامبر(ص) که بر نبوّت و حقّانیّت او دلالت می‭کنند چنین می‏رسانند که علی(رض) به صف شهدا خواهد پیوست. در صحیح مسلم از ابوهریره (رض) نقل است که پیامبر(ص) همراه با ابوبکر، عمر، عثمان، علی، طلحه و زبیر(رض) بر روی غار حراء بود. آنگاه صخره تکان خورد، پیامبر(ص) فرمود :«إهدأ فما علیک إلاّ نبیٌّ أو صدیق أو شهید(1) »: (آرام باش بر روی تو یا پیامبر(ص) است یا صدیق و یا شهید).
اینجا احادیث خاص‌تر از این هم وجود دارند، که بیان می‌دارند که علی(رض) در سرزمین عراق، شهید خواهد شد. این احادیث حتی کیفیت ترور را بیان داشته‏اند و همه ‭اینها نشان دهنده‭ی حقّانیّت نبوت پیامبر(ص) است و از روی خواسته شخصی سخن نمی‌گوید. بلکه خداوند متعال این مورد را از طریق وحی به او اعلام می‌دارد. پیامبر(ص) اتفاقی را که برای علی خواهد افتاد، به وی خاطر نشان ساخت و علی با یقین باور کرد و در این باره با مردم سخن می‌گفت، که از جمله پیش‌بینی‌های پیامبر(ص)، همین حادثه‭ای است که در عراق اتفاق افتاد، زیرا ابوالاسود دؤلی از او روایت کرده که: از علی شنیدم که می‌گفت: در حالیکه پایم را در رکاب گذاشته بودم، عبدالله بن سلام جلو آمد و گفت: کجا می‌خواهی بروی؟! گفتم: به عراق. گفت: اگر به آنجا بروی، تیزی دو طرف شمشیر به تو اصابت خواهد کرد. آنگاه علی گفت: سوگند به خدا که قبلاً نظیر چنین سخنی را از پیامبر(ص) شنیده بودم. ابوالأسود گفت: از او متعجب شدم و گفتم: مردی رزمنده چنین درباره‭ی خود می‌گوید! (2)  
علی(رض) قبل از آنکه مقام خلافت را بدست گیرد، در «ینبع» این حدیث را برای ابوفضاله انصاری بدری که به عیادت وی آمده بود، تعریف کرد و گفت: من در این بیماری نمی‌میرم، یا این درد باعث مرگ من نمی‌گردد، زیرا پیامبر(ص) به من خاطر نشان ساخته که من نخواهم مُرد تا زمانی که ریشم با خون رنگ‌آمیزی نگردد(3) . وی این مسأله را با خوراج و یارانش در میان نهاد گذاشت، بیهقی این احادیث و نظیر آنها را در کتاب (دلائل النبوّة)(4)  و حافظ ابن کثیر آنها را در کتاب (البدایة و النهایة) جمع آوری کرده است.(5) 
عبد الله بن داود می‌گوید: از اعمش و او از مسلم بن سهیل از سالم بن ابی جعده و او از عبدالله بن سبع شنیدم که گفت: از علی(رض) شنیدم که بر روی منبر می‌گفت: فقط انتظار یک انسان شقی و بدبخت را می‌کشیم، پیامبر(ص) به من اطلاع داده که‭ این ریش را از خون رنگین خواهی ساخت. گفتند: به ما بگو که قاتلت کیست تا خانواده‌اش را نابود کنیم؟ گفت: از خدا می‏خواهم مردی را بدست من بکشد که قاتلم نباشد.(6) 
و این مفهوم را در قالب ابیات زیر بیان کرده است: 
اشدُد حیاز یمک للموت      فانّ الموت لاقیکا
و لاتج-زع م-ن القت-ل     اذا حل بوادیک-ا(7) 
آماده باش برای مرگ، چون مرگ تو را ملاقات می‌کند و از مرگ بی‌تابی مکن و ترس به خود راه نده! آنگاه که بر تو فرود می‌آید.
بعضی از روایت‌ها به جزئیات بیشتری از این هم اشاره کرده، این نکته را می‌رسانند که حتی حضرت علی(رض) نام این قاتل بدبخت خود را می‌دانسته است، عبیده‭ی سلمانی با سند صحیح روایت کرده که می‌گفت: وقتی که علی ابن ملجم را دید گفت: 
ارید حیات-ه و یری-د قتلی       عذیرُک من خلیلک من مرادی(8) 
زندگی او را می‌خواهم و او مرگم را می‌خواهد. پس دوستت را بیاور تا تو را برای مراد من یاری دهد! »
در روایتی دیگر، علی درباره‭ی ابن ملجم گفت: این شخص قاتل من خواهد بود، گفته شد: پس چرا جلوی او را نمی‌گیری؟ گفت: هنوز من را نکشته است.(9) 
مردم از او خواستند که جانشینی برای خود تعیین نماید، زیرا خبر داده بود که کشته خواهد شد. امّا وی از این کار خودداری کرد. عبدالله بن واسع می‌گوید: از علی شنیدم که می‌گفت: این (به ریش خود اشاره کرد)از این (به سرش اشاره کرد) رنگین می‌شود. چرا بدبخت‌ترین آنان اقدام نمی‌کند؟ منتظر چیست؟! گفتند: ای امیرمؤمنان به ما خبر بده که او چه کسی است تا خانواده‌اش را نابود سازی