 الدنيا»(1) : (آن دو (حسن و حسين) دو گل ريحانه‌ی من در دنيا هستند).
ابن حجر در شرح اين حديث مي‌گويد: منظور رسول‎ الله (ص) اين بود كه ‌اين دو (حسن وحسين) دو گل هستند كه خداوند بوسيله‌ي آنها مرا اكرام كرده‌ است و تشبيه ‌آنها به گُل به دليل بوسيدن آنها توسط پيامبر بوده ‌است.(2) 
ب- ابوهريره(رض) روايت مي‌كند كه پيامبر(ص) فرمود: «من احبّهما فقد احبّني و من ابغضهما فقد ابغضني(3) »: (هر كس حسن و حسين را دوست بدارد مرا دوست داشته ‌است و هر كس از آن دو کینه و خشم داشته باشد، با من کینه توزی کرده و خشمگین بوده ‌است.)
ج- براء بن عازب روايت مي‌كند كه پيامبر(ص) حسن و حسين را ديد و گفت: «اللهمّ انّي احبّهما، فاحبّهما(4) »: (پروردگارا، من اين دو را دوست دارم تو نيز آنها را دوست بدار).
د- ابو سعيد روايت مي‌كند كه پيامبر(ص) فرمود: «الحسن و الحسين سيّدا شباب اهل الجنّة»(5) : (حسن و حسين سردار جوانان بهشتند).
ه – عبدالله بن بريده روايت مي‌كند: شنيدم كه‌ ابو بريده مي‌گويد: «رسول الله(ص) براي ما سخنراني مي‌كرد كه حسن و حسين در حاليكه پيراهن قرمز پوشيده بودند می‌رفتند و اُفتادند، رسول ‎الله (ص) از منبر فرود آمد و آن دو را به آغوش گرفت و روي منبر جلويش گذاشت، سپس فرمود: خداوند درست فرمود:(إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَةٌ)(تغابن/15): (اموال و فرزندانتان فتنه‌اند). فرمود: ديدم اين دو بچه راه می‌روند و مي‌افتند، نتوانستم خودم را كنترل كنم، سخنم را قطع كردم و آنها را به ‌آغوش گرفتم.(6) 
و – سعيد بن جبير از ابن عباس روايت مي‌كند كه: رسول‎ الله (ص) را ديدم که براي حسن و حسين دعا مي‌كرد و آنها را به خداوند پناه می‌داد و مي‌گفت: «اعيذكما بكلمات الله‌التامّة، من كلّ شيطآنهامّة و من كل عين لامّة، هكذا كان ابراهيم‌يعوّذ ابنيه‌اسماعيل و اسحاق»(7) : (شما را به كلمات کامل خداوند پناه مي‌دهم – مي‌سپارم – تا از شر هر نوع شيطان، حشره و گزنده و از چشم كسي كه چشم زخم دارد، در امان باشيد. ابراهيم به همين صورت بر دو پسرش اسماعيل و اسحاق تعويذ می‌خواند.)
اين حديث با آنچه سعد بن ابي وقاص روايت كرده‌است، تعارض ندارد که می‌گويد: پيامبر(ص) می‌فرمايد: «لا‌هامّه»(8) : (بد فالي نيست) و نیز ابوهريره روايت كرده‌است كه رسول‎الله (ص) فرموده: «لاهام، لا‌هام»(9) : (بدفالي نيست، بدفالي نيست). آن حديثي كه رسول ‎الله فرمود « لا عَدْوَى، وَلَا طِيَرَة، وَلَا صَفَر »: (مسري بودن بيماريها و منحوس دانستن ماه صفر و بوم و... اعتبار ندارد).
ابو جعفر طحاوي مي‌گويد: در اين احاديث‌ هامه و وجود آن نفي شده ‌است، پس چگونه جايز است از چيزي كه معدوم است پناه خواست، ‌هامّه‌اي كه رسول ‎الله (ص) از خداوند خواسته حسن و حسين را پناه دهد حشرات زمين است كه بيم گزند آنها مي‌رود و ‌هامه‌اي كه پيامبر(ص) نفي كرده‌ است، غير از اين است، بلکه نوعی بدفالي است كه عربها در موضوع مرگ مي‌گرفتند، از همين قبيل است كه لبید در ثناي برادرش كه‌ ارب نام داشت سروده(10)  و می‌گوید:
در ميان مردم بعد از تو هيچ كس را سلامتي نيست.
و آنها نيستند جز اینکه با بيماری و «هام» از پاي در آمده‌اند.
و سروده‌ی ابوداود أيادي نيز از همين نوع است که می‌گوید:
مرگ و مردن بر آنها چيره شده و بر ايشان در آباد كردن قبرها (مردن) «‌هام» است.
حديث ابوهريره در مورد اینکه رسول ‎الله (ص)‌ هامّه‌ی مذكور در اشعار فوق را نفي كرده است، ‌هامه‌اي كه رسول ‎الله ‌از آن براي حسن و حسين پناه خواستند در ميان حشرات ترسناك زمين وجود دارد و با ميم مشدّد است و ‌هامه‌اي كه رسول‎ الله (ص) نفي كرده با ميم مخففّه ‌است كه آن معنی را ندارد.(11) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاري، ش/3753.
2) فتح الباري 10/427.
3) صحیح سنن ابی داود (2/29) فضائل الصّحابة، ش 1359.
4) صحیح سنن ترمذی(3/226).
5) مجمع الزوائد 9/184 و آلباني در سلسله‌الصحيحيه 2/448 صحيح دانسته.
6) فضايل الصحابه، ش 1358 – إسناد آن صحيح است.
7) بخاري، ش/3371.
8) صحيح ابن حبان – ش/6127 اسناد آن قوي است، طبراني – 11764.
9) شرح مشكل الاثار 7/328 – اسناد آن صحيح است.
10) شرح الاثار 7/329.
11) مسلم، ش/2167 كتاب الزكاه.عائشه(رض)روايت مي‌كند كه در صبح‌ يكي از روزها رسول ‎الله (ص) با عبايي پشمی‌خط دار كه همان كساء است از خانه بيرون شد و به نزد علي و فاطمه و حسن و حسين رفت، سپس آيه‌ی تطییر را تلاوت کرد که می‌فرماید:
(إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيرًا) (احزاب /33)
خداوند قطعاً مي‌خواهد پليدي را از شما اهل بيت (پيغمبر) دور كند و شما را كاملاً پاك سازد.
اين روايت از دروغ کسانی پرده بر می‌دارد كه ‌ادعا مي‌كنند صحابه فضايل علي را كتمان كرده‌اند، چون راوي اين حديث همان عايشه‌است كه (رافضي) ادعا مي‌كنند نسبت به علي كينه داشته ‌است، در حاليكه ‌او فضيلت علي و فاطمه را روايت مي‌كند(1) .
 پر واضح است كه در آيات ما قبل و مابعد آيه فوق و حتّي قسمت اوّل همين آيه، خطاب خداوند متوجّه زنان پيامبر است و ابتدای آیه خطاب به زنان پیامبر(ص) است و با خطاب به آنها پايان‌ يافته ‌است، آنجا که خداوند متعال می‌فرمايد: 
(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَأُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا(28) وَإِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنکُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا(29) يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنکُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَکَانَ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا(30) وَمَن يَقْنُتْ مِنکُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا کَرِيمًا(31) يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا(32) وَقَرْنَ فِي بُيُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّکَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيرًا(33) وَاذْکُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِکُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِکْمَةِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا(34)) (احزاب / 28-34).
اي پيغمبر! به همسران خود بگو: اگر شما زندگي دنيا و زرق و برق آن را مي‌خواهيد، بيائيد تا به شما هديّه‌اي مناسب بدهم و شما را به طرز نيكوئي رها سازم. امّا اگر شما خدا و پيغمبرش و سراي آخرت ر