 بن سبأ‌ يهودي پشت اين حوادث و ديگر حوادثي كه بعد از آن به وجود آمد و آثار و پيامدهاي شهادت سيدنا عثمان كه جهان اسلام را به شدّت تكان داد، در مباحث بعدي بحث خواهيم نمود.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) دراسات في عهد النبوة والخلافة الراشده /401.
2) دراسات في عهد النبوة والخلافة الراشده /401.علي (رض) طبق روال معمول همواره مطيع و خيرخواه خلفاء بود و شخص علي(رض) درباره‌ی رفتار خود با خليفه‌ي سوم عثمان (رض) مي‌گويد: «اگر عثمان از من بخواهد كه به دشوارترين راه بروم، اطاعت مي‌كنم».(1) و آن گاه كه شورشيان قبل از شهادت عثمان در «ذي مروه» فرود آمدند، عثمان (رض) علي و مردي را كه نامش در روايات ذكر نشده‌ است به نزد آنان فرستاد، با آنها ملاقات كردند و علي گفت: از کتاب خدا اطاعت می‌کنید، ولی از هر چه به میل شما نباشد خشمگین هستید؟ بالاخره به توافق رسيدند.(2) 
 در روايتي دیگر آمده كه ‌آنان دو ‌يا سه بار با علی به مجادله و بگومگو پرداختند، سپس گفتند: این پسر عموي رسول الله (ص) و فرستاده‌ي امير مؤمنان است و كتاب خدا را به شما پيشنهاد مي‌كند، بنابراین قبول كردند و بر شروط ذیل به توافق رسیدند(3): تبعيد شدگان برگردانده شوند، به هر كس تا به حال (از بيت المال) نداده‌اند بدهند، اموال غنيمت را به طور كامل تقسيم كنند، در تقسيم اموال بيت المال عدالت رعايت شود و افراد امين و قدرتمند به كار گمارده شوند. 
اين شرايط را طي نامه‌اي نوشتند و خواستار برگرداندن ابن عامر به بصره و ابقاي ابوموسي شدند.(4) ، در پي اين عثمان با هر گروه به صورت خاص صلح كرد و سپس هر گروه با رضايت به شهر و ديار خويش بازگشت.(5)  پس از اين، فتنه‌انگيزان ماجراجو متوجه شدند که نيرنگها و برنامه‌هايشان نقش بر آب شده و اهداف پست‌شان محقق نگردیده و به مقتضاي آن توافق، صلح برقرار خواهد شد، لذا به فكر افتادند كه فتنه را زيبا جلوه دهند و آتش آن را دوباره شعله ور كنند و پيمان صلح را بشكنند، اين موضوع در روايات زير بيشتر روشن مي‌شود.
در حين بازگشت گروه‌هايي كه ‌از شهرها آمده بودند، متوجه شتر سواري شدند كه گاهي خودش را نشان مي‌دهد و پنهان مي‌كند، گويا مي‌خواست بگويد مرا دستگير كنيد!؟ بالاخره ‌او را گرفتند و پرسيدند چه شده؟ كجا مي‌روي؟ گفت: من فرستاده‌ي اميرالمؤمنین هستم و مأمورم كه پيش استاندار مصر بروم، او را بازديد كردند، نامه‌اي كه ‌از زبان عثمان (رض) نوشته شده به همراه داشت، نامه را باز كردند، در آن دستور قطع دست و پا و به دار آويختن اعتراض كنندگاني داده شده بود كه تازه با آنها صلح كرده بود، بنابراين به مدينه برگشتند.(6) 
اين خبر به عثمان(رض) گزارش شد، نوشتن و مهر زدن چنين نامه‌اي را كاملاً ردّ كرد و گفت:‌يا دو شاهد بياوريد كه من آن را نوشته‌ام و ‌يا به خداوندي كه هيچ معبودي جز او نيست سوگند مي‌خورم كه نه چنين نامه‌اي نوشته‌ام و نه به كسي دستور داده‌ام آن را بنويسد و نه‌از آن خبري دارم. گفتني است كه بسيار اتفاق مي‌افتد نامه‌اي را از زبان فردي مي‌نويسند و از طرف او مهر مي‌زنند در حالي كه وی بي‌خبر است(7)  و هر چه‌ انكار كند حرفش را قبول نمي‌كنند، چه بسا كه در انكارش صادق و خيرخواه و نيكوكار باشد و هستند افرادي كه براي رسيدن به اهداف شوم خود دست به چنين دسیسه‌هایی می‌زنند و نامه‌اي كه شورشيان طغيانگر و منحرف تصور مي‌كردند عثمان نوشته و مهر زده ‌است و به غلامش سپرده تا سوار بر ‌يكي از شتران صدقه ‌آن را به ‌استاندار مصر برساند، نامه‌اي جعلي بود كه به ‌او نسبت داده بودند، دليل اين مدعا شواهد و قرائن زير است:(8) 
الف- چگونه دو گروه عراقي و مصري كه‌ از هم جدا شده بودند و در فاصله دور از همديگر قرار داشتند، عراقیها در شرق و مصریان در غرب، به طور همزمان از نامه باخبر شدند؟! اين ممكن نيست مگر با نقشه‌اي از پيش تعيين شده كه طبق برنامه نامه‌ای با جعل و تزویر نوشتند و شتر سواری را کرایه گرفتند تا حامل نامه باشد و در جلو مصریان ظاهر شود، در عین حال شتر سوار دیگری را مزد بدهند تا نزد عراقی‌ها برود و به ‌آنها خبر دهد که چنین نامه‌ای کشف شده و در آن عثمان دستور قتل شورشیان را صادر کرد، همانگونه که علي بن ابي طالب در پاسخ به اعتراض شورشيان به این مضمون استناد كرد و گفت: اي اهل بصره و اي اهل كوفه شما از كجا باخبر شديد كه گروه مصری به چنین نامه‌ای دست‌ يافته؟ در حالي كه شما بخشي از مسير راه را طي كرده بوديد و از آنها فاصله‌ی زیادی گرفته بودید، ولی همزمان با مصريان به سمت ما بازگشتيد(9)  حتي علي قاطعانه (به شورشيان) گفته بود كه‌ اين نقشه را در مدينه طرح كرده بوديد.(10) 
ب- اين نامه‌ی شوم اوّلين نامه‌اي نبود كه‌ آن جنايتكاران جعل كرده بودند، بلكه نامه‌هاي ديگري از زبان همسران پيامبر(ص) و نيز از زبان علي، طلحه و زبير (رض) جعل كرده بودند، آري! حتي ام المؤمنين عائشه رضی الله عنها را نيز متهم كردند كه طي نامه‌اي مردم را عليه سيدنا عثمان تحريك كرده‌ است، وقتي اين خبر به سيده عائشه رضی الله عنها رسيد آن را رد كرد و گفت: نه هرگز! سوگند به ‌آن خداوندي كه مؤمنان به او ايمان آورده‌اند و كافران به ‌او كافر شده‌اند، من برايشان تا کنون كه ‌اينجا نشسته‌ام از سياه تا سفيد ننوشته‌ام.(11)  و اعمش در اين باره مي‌گويد: آنها مي‌گفتند: اين نامه‌از زبان عائشه رضی الله عنها نوشته شده‌ است.(12) 
شورشيان علي را متهم مي‌كردند كي طي نامه‌اي از آنها خواسته به مدينه بيايند، در حالي كه علي اين ادعا را انكار مي‌كرد و قسم مي‌خورد و مي‌گفت: والله كه من هيج نامه‌اي به شما ننوشته‌ام.(13) 
همچنین صحابه های ديگر را متهم مي‌كردند كه به شهرهاي مختلف نامه نوشته‌اند و از مردم خواسته‌اند به كمك شان بيايند كه دارند دين محمد را تغيير می‌دهند و ادعا مي‌كردند كه صحابه در نامه‌هايشان اظهار نموده‌اند جهاد در مدينه ‌از حفاظت مرزها و مرزباني در مناطق دور بهتر است.(14) 
ابن كثير در تعليقي بر اين خبر مي‌نويسد: اينها دروغ‌هايي بودند كه به نام صحابه گفته‌اند و از طرف علي، طلحه و زبير(رض) نيز نامه‌هايي به خوارج (قاتلان) نوشته بودند همانگونه که‌ آن نامه را به نام عثمان جعل كرده بودند، در حالي كه ‌اصلاً چنين دستوري نداده بود و از آن خبر نداشت.(15)  روايات طبري و خلیفه با صحیح ترین سند سخن ابن كثير را تأیید می‌کنند مبنی بر اینکه صحابه هایي همچون علي، عائشه و زبير(رض) خودشان نوشتن چنین نامه‌هایی را انکار می‌کردند.(16)  ترديدي نيست كه همين دست‌هاي جنايتكار كه‌ اين نامه‌هاي دروغين را از زبان صحابه نوشته بودند، آتش فتنه‌ها را روشن و شعله‌ور كردند و در نتيجه فتنه و فسادها به وجود آمد و پخش و انتشار همين نامه‌هاي دروغين و تلقين افراد ساده لوح بود كه منجر به قرباني شدن و شهادت سيدنا عثمان(رض) گرديد.
امّا هدف اصلي توطئه‌ه