 و روايت دروغيني به زبان ائمه جعل كرده‌اند كه مي‌گويند: «آن فرج (شرمگاهي) بود كه ‌از ما غضب كرده‌اند؟! »، (زهی بی حیایی و گستاخی بی شعورانه)، ولی با اين كار موضوع را بدتر نمودند، تا جايي كه - پناه بر خدا- شیر خدا و امير مؤمنان علي (رض) شخصيتي ترسو و بی غیرت معرفی کرده‌اند که حتّی جرئت دفاع از ناموس و شرف خانواده‌اش را نداشته و آنقدر ترسو و بزدل بوده که نتوانسته‌ مانع عمل زنا با افراد عائله‌اش گردد! ! ! ، آيا (ای دروغگویان مدعی محبّت اهل بیت) این است مدح و توصیف نیک راد مردی چون امیر المؤمنین و قهرمان اسلام و شجاعترين صحابه؟! .
اين در حالي است كه در میان عرب، حقیرترين افراد جانشان را راه فداي از حیثیّت و آبرو فدا مي‌كردند و حاضر به جانفدایی در راه دفاع از حريم خانواده بودند، چه رسد به بني‌هاشمی‌كه بزرگ و سادات عرب بودند و در نسب از همه بالاتر و در غيرت و جوانمردي از همه غيرتمندتر و جوانمردتر بودند، اي واي! چگونه بر اميرمؤمنان علي و نوه رسول الله (ص) ام كلثوم چنين ايراد بزرگ و عمل زشتي را نسبت مي‌دهند، او كه شجاع، قهرمان، شير بني غالب و أسدالله (شيرخدا) در مشرق و مغرب بود .(5)
به نظر مي‌رسد برخي از رافضه به اين توجیه خوشحال نشده‌اند و جهت خلاصی از این از اين دليل محكم، ادعاي شگفت انگيزتر مطرح كرده‌اند و مي‌گويند: ام كلثوم دختر علي نبوده، بلكه جنّي زاده‌ای که بدان شكل در آمده بود.(6)  با اينگونه سخنهاي ساخته و بافته كه‌ از نظر خردمندان بي ارزش است و شايد اين ادعا را براي آن عده ‌از افراد طرح كرده باشند كه ‌از مرد و زن جني خوششان نمي‌آيد و غرق در خرافات هستند.
 از ديگر قرائن وجود روابط نزديك بين علي و ديگر خلفا و از نشانه‌هاي پيوند محكم و مظاهر محبت بين آنان اين است كه علي، حسن و حسين - همانطور كه ذكر كرديم برخي از فرزندانشان را به نام ابوبكر و عمر و عثمان نامگذاري مي‌كردند، آيا كسي مي‌تواند فرزندانش را با نامهاي بدترين دشمنان كافر و منفورش نامگذاري كند؟ و آيا می‌تواند تحمل كند كه نام بدترين و منفورترين دشمنانش در كنار او و در همه گوشه‌های خانه‌اش تكرار شود و بارها در خانه‌اش آنها را با خانواده‌اش زمزمه کند.(7) 
تمام صحابه و تابعين و تابعين آنها و ديگر پيشوايان اسلام و مسلمانان، از علي بن ابی طالب (رض) نسبت به ابوبكر، عمر و عثمان (رض) در تمام دوران زندگي در خلافت و بعد از وفاتشان چيزي جز صفا و صمیمیّت و محبت و دوستي بياد نداشتند، در دوران خلافتشان با محبت متقابل، مطيع و فرمانبردارشان بوده‌است و به ‌آنان احترام مي‌گذاشت و در دوستي نسبت به ‌آنان صادق و در اطاعت از آنان مخلص بود.
هر کدام از آنها در راه خدا جهاد مي‌كرد، علی هم همراه و جنگاور او بود و جهاد مي‌كرد، هر آنچه ‌ایشان دوست مي‌داشتند، علی هم دوست مي‌داشت و هر چه را ناپسند مي‌دانستند، ناپسند به حساب می‌آورد و در وقت حوادث و اتفاقات و مسائلي كه پيش مي‌آمد با علي مشورت و رایزنی مي‌كردند و او نيز با خير خواهي و دلسوزی دوستانه به ‌آنها مشورت مي‌داد تا جايي كه بسياري از كارهايشان با مشورت او صورت می‌گرفت .(8)
 آنها نيز متقابلاً به همين صورت با او رفتار مي‌كردند، به ‌اعتقاد مؤمنان واقعی محبّت و دوست داشتن همزمان ابوبكر، عمر و عثمان و علي تنها در دل پرهيزکاران اين امت جمع مي‌شود. سفيان ثوري مي‌گويد: محبت عثمان و علي جمع نمي‌شود مگر در دل هوشياران و برگزيدگان .(9) انس بن مالك می‌گويد: برخي از مبتدعان مي‌گويند: محبت علي و عثمان در قلب مؤمن جمع نمي‌شود! دروغ گفته‌اند، چون بدون شك خداوند محبت آن دو را در دل ما جمع كرده ‌است، الحمد الله! (10) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اصول مذهب الشيعة 2/932.
2) منبع سابق.
3) المنتظم 7/38/39.
4) مذهب الشيعة 2/937.
5) مؤتر النجف، سويدي /86 به نقل از اصول مذهب الشيعة 2/937.
6) الانوار النغمانية از 83-84 به نقل از اصول مذهب الشيعة 2/938.
7) اصول مذهب الشيعة 2/938.
8) الشريعة، آجري 5/2312.
9) حلية الاولياء 7/32.
10) الشريعة 5/12312 اسناد آن صحيح است.خداوند متعال می‌فرمايد: 
(مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا) (فتح /29).
محمد فرستاده خدا است و كساني كه با او هستند در برابر كافران تند و سرسخت و نسبت به ‌يكديگر مهربان و دلسوزند. ايشان را در حال ركوع و سجود مي‌بيني. آنان همواره فضل خداي را مي‌جويند و رضاي او را مي‌طلبند. نشانهايشان بر اثر سجده در پيشانيهايشان نمايان است. اين، توصيف آنان در تورات است و اما توصيف ايشان در انجيل چنين است كه همانند كشتزاري هستند كه جوانه‌هاي (خوشه‌هاي) خود را بيرون زده و آنها را نيرو داده و سخت نموده و بر ساقه‌هاي خويش راست ايستاده باشد، به گونه‌اي كه برزگران را به شگفت مي‌آورد. (مؤمنان نيز همين گونه‌اند. آني از حركت بازنمي‌ايستند و همواره جوانه مي‌زنند و جوانه‌ها پرورش مي‌يابند و بارور مي‌شوند و باغبانانِ بشريت را بشگفت مي‌آورند. اين پيشرفت و قوّت و قدرت را خدا نصيب مؤمنان مي‌كند) تا كافران را به سبب آنان خشمگين كند. خداوند به كساني از ايشان كه‌ايمان بياورند و كارهاي شايسته بكنند آمرزش و پاداش بزرگي را وعده مي‌دهد.
شايسته به نظر مي‌رسيد كه برای تقویت و تأکید هر چه بیشتر موضوع محبّت متقابل و دلسوزي و همكاري همه جانبه ی بين خلفاي راشدين و صحابه ي كرام كه در صفحات گذشته ذكر شد با این آیه‌ی کریمه ختم شود، چون حاوی ستايش از مقام رسول الله (ص) و صحابه ي بزرگوار است و توضيح مي‌دهد كه سخت گيري و تندي علیه كافران و مهرباني و عطوفت و دلسوزي نسبت مؤمنان از برجسته‌ترين نشانه‌ها و اعمال صالح همراه با اخلاص و اميد فراوان به فضل و رحمت خداوند متعال از ديگر صفات اصحاب است. در مقدمه‌ي اين اعمال صالح برپاداشتن نماز فراوان، به هدف فضل و رضاي خدا قرار دارد و خداوند متعال اين ويژگي را به اين صورت توضيح می‌دهد
كه:(سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ):
(نشانه‌ي كثرت نماز خواندن در چهره‌هايشان نمايان است). 
واژه‌ي «سيما» به معناي نشانه‌است و گفته‌اند: سفيدي و روشني است كه در قيامت در چهره‌هاي آنان هویدا خواهد بود، اين تفسيري است كه حسن بصري، سعيد بن جبير و طبق روايتي از ابن عباس نقل كرده‌اند و در روايتي ديگر او و ا