َأَنزَلَ السَّکِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا) (فتح/18).
یعنی: خداوند از مؤمنان راضي گرديد همان دم كه در زير درخت با تو بيعت كردند. خدا مي‌دانست آنچه را كه در درون دلهايشان (از صداقت و ايمان و اخلاص و وفاداري به اسلام) نهفته بود، لذا اطمينان خاطري به دلهايشان داد و فتح نزديكي را (گذشته‌از نعمت سرمدي آخرت) پاداششان كرد.
به دليل همين آيات، اهل سنت پس از ذكر نام هر‌يك از اصحاب و‌يا روايت حديث از آنان می‌گويند: «رضي الله عنه، عنها و عنهم و عنهما» و كسي بعد از ذكر نام هيچ ‌يك از اصحاب عليه‌السلام نگفته‌اند. اين در حالي است كه «سلام» رمز احوال پرسي در ميان مسلمانان است، خداوند متعال می‌فرمايد:(فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِکُمْ تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَکَةً طَيِّبَةً ) (نور/61).یعنی: هر وقت داخل خآنهاي شديد بر همديگر سلام كنيد، سلام پربركت (و لبريز از خير و ثواب فراوان و تقويت‌كننده پيوند موجود ميان دلهاي مردمان و درود) پاكي كه به فرمان خدا مقرّر است (و موجب صفا و صميميّت مي‌گردد).
بنابراين درست آن است كه بگوئيم (رضي الله عنه) نه (عليه‌السّلام)، زيرا خداوند متعال می‌فرمايد:(وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکْبَرُ) (توبه/72): (خشنودي و رضايت از جانب الله تعالی بزرگتر است). رسول الله می‌فرمايد: خداوند متعال به بهشتيان می‌فرماید:: «أحلّ عليكم رضواني فلا أسخط عليكم ابداً»: (رضايت خشنوديم شامل حال شما گرديد، ديگر هرگز از شما ناراضی و ناخشنود نخواهم شد). البته علما كاربرد سلام را اصطلاحاً براي انبياء اختصاص داده‌اند، چون خداوند متعال می‌فرمايد:(وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ) (صافّات/181): (سلام و درود بر رسولان باد». نیز می‌فرمايد: »: (مريم/151): (سلام بر او روزي كه متولد شده‌است). رافضيه‌ی غالي و افراطی با استناد به روايت: «أنت منّي بمنزلة ‌هارون من موسي»(1) : (تو برايم همانند‌هارون براي موسي، هستي). اصطلاح «عليه‌السلام» را براي علي (رض) به كار برده‌اند، و‌يا گاهي «كرّم الله وجهه» را بعد از ذكر نام او می‌گويند، شكي نيست كه علي (رض) صلاحيت اين را دارد كه برايش اين اصطلاحات را بكار ببريم، امّا همه صحابه با او در اين اصطلاحات شريكند.(2)  و بسياري از نسخه برداران كتابهاي علماي اهل سنّت فقط براي علي اصطلاح «عليه‌السلام، یا كرم الله وجهه» را بكار برده‌اند اگر چه معناي اين اصطلاحات صحيح است، امّا شايسته‌است براي تمام صحابه به صورت برابر به كار برده شود.(3) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاري، ش /2404.
2) فتاوي في التوحيد، عبدالله جبرين /37.
3) الناهية عن طعن امير المؤمنين معاويه /26 در پاورقي از تعليق محقق تویجري<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:224.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:225.xml">اوّل: برخورداری از علم و فقه در دين</a><a class="folder" href="w:html:228.xml">دوم: پارسايي و تقواي اميرمؤمنان علي(رض)</a><a class="folder" href="w:html:238.xml">سوم: تواضع و فروتني اميرمؤمنان علي(رض)</a><a class="text" href="w:text:241.txt">چهارم: سخاوت و بخشندگي علي(ص)</a><a class="text" href="w:text:242.txt">پنجم: حيا و شرم از جانب خداوند است</a><a class="text" href="w:text:243.txt">ششم: پايبندي علي به بندگي و صبر و اخلاص براي خداوند متعال</a><a class="text" href="w:text:244.txt">هفتم: شكر و سپاسگزاريش(رض) از خداوند متعال</a><a class="text" href="w:text:245.txt">هشتم: دعا و طلب فقط از خداوند متعال</a><a class="folder" href="w:html:246.xml">نهم: بالاترين مرجع در دولت اميرمؤمنان علي(رض)</a><a class="text" href="w:text:251.txt">دهم: امّت حق دارد مراقب حكام باشند</a><a class="text" href="w:text:252.txt">يازدهم: شورا</a><a class="text" href="w:text:253.txt">دوازدهم: عدالت و مساوات</a><a class="text" href="w:text:254.txt">سيزدهم: آزاديها در دوران علي</a></body></html>امام احمد، اسماعيل قاضي، نسائي و ابوعلي نيشابوري گفته‌اند: درباره‌ی هيچکدام از صحابه (رض) با سندهاي «جيد»، مناقب و فضائلي بيشتر از علي روايت نشده ‌است(1) . حافظ ابن حجر می‌گويد: علت اين كه در مورد علي فضايل زياد ذکر شده‌ اين است كه ‌ايشان خلیفه‌ی چهارم بود و بيشتر از ديگر خلفاء در جامعه و در ميان مردم بود و در زمان ايشان اختلاف و نابسامانی وآشفتگی اوضاع به وجود آمد و باعث گرديد كه مناقب و فضايل بيش از دیگران پخش شود و صحابه مناقب و فضایل او را به كثرت روايت مي‌كردند تا اعتراض‌هاي مخالفان و مخالفت با علي دفع گردد و موجب شود كه‌ اهل سنّت به پخش و روايت فضايل علي بيشتر توجه كنند و در نتيجه نقل و روايت كنندگان سنت زياد شدند، امّا در حقيقت هر‌يك از خلفاي چهارگانه فضايل و مناقب زيادي داشتند، كه ‌اگر با تحقيق دقيق عادلانه و منصفانه و با تحقيق دقيق بررسي شود سيدنا علي (رض) در فضيلت هم در رتبه ي چهارم قرار خواهد گرفت، كه باز هم با عقيده‌ی اهل سنّت منطبق است(2) .
ابن كثير می‌گويد:‌يكي از فضايل علي اين است كه نسبتش از همه‌ي ده نفري كه به بهشت مژده داده شده‌اند، به رسول الله (ص) نزديكتر است.(3) 
در طول اين بحث بسياري از فضايل علي را در جاهاي مناسب و مناسبت‌هاي مختلف ذكر كرديم و براي كاملتر نمودن اين موضوع به برخي از فضايل ايشان اشاره مي‌كنيم، از جمله: از ابوذر روايت است که علي (رض) فرمود: سوگند به ذاتي كه دانه را شكافت و جان را آفريد پيامبر امی‌در مورد من یادآور شده که: « فقط مؤمنان مرا دوست می‌دارند و افراد منافق نسبت به من بغض و كينه خواهند داشت».(4)  
از ابواسحاق روايت است: مردي از براء سؤال كرد در حالي كه من هم مي‌شنيدم: آيا علي (رض) در جنگ بدر شركت داشت؟، گفت: آري، در حالي به جنگ آمده بود كه دو زره برتن داشت.(5) 
ابوهريره مي‌گويد: رسول خدا (ص) با ابوبكر، عمر، عثمان، علي، طلحه و زبير (رض) در غار حراء بودند كه صخره‌اي به حركت درآمد، پيامبر(ص) فرمود: «آرام بگير كه بر روی تو نيست مگر پيامبري، صديقي و شهيدي».(6) 
سعيد بن زيد مي‌گويد: شنيدم رسول خدا (ص) مي‌فرمايد: «پيامبر در بهشت است، ابوبكر در بهشت است، عمر در بهشت است، عثمان در بهشت است، علي در بهشت است، طلحه در بهشت است، زُبير در بهشت است، عبدالرحمن بن عوف در بهشت است و سعد در بهشت است». اگر مي‌خواستم نفر دهم را هم نام مي‌برد»(7) 
ام سلمه رضي الله عنها گويد: شنيدم پيامبر(ص) می‌فرمود: «هر كس علي را دشنام دهد مرا دشنام داده‌ است»(8) 
مردي پيش ابن عمر آمد و درباره‌ی عثمان سؤال كرد؟ ابن عمر خوبيهاي او را برشمرد و پرسيد: شايد تو از كساني هستي كه درباره‌ي اوگمان بدي دارند؟ گفت: آري! گفت: خداوند بيني تو را خاك آلود كند، سپس درباره‌ي علي سؤال كرد، ابن عمر خوبيهاي علي را نيز برشمرد و گفت: آن خانه‌ي علي است كه در ميان خانه‌هاي پيامبر(ص) قرار دارد، سپس گفت: شايد نسبت به ‌او نيز بدگماني؟ گفت: آري! گفت: خداوند بيني تو را خاك آلود كند، برو هر كاري می‌تواني بكن (منظور اين است كه بدگماني و مخالفت تو چيزي از فضايل صحابه 