ا نمی‌كاهد). اينها برخي از فضايلي هستند كه در حق سيدنا علي ثابت است. به طور خلاصه ‌او صفات‌ يك فرمانده‌ي خداپرست، جان فدا و از خود گذشته در راه خدا و دفاع از قرآن و سنّت را دارا بود كه خلاصه‌اي از صفاتش را ذكر مي‌كنيم و برخي را با تفصيلي بيشتر شرح مي‌دهيم. 
مهمترين صفات علي: داشتن عقيده‌اي درست، علم و دانش شرعي و اعتماد به ‌الله ‌از صفات بارز بود و الگويي نيكويي، صداقت و راستي، صلاحيت و عدالت و شجاعت، جوانمردي و زهد از ديگر صفات او بود و او فداكاري را دوست داشت، حليم و صبور بود، همتي بلند و اراده‌اي قوي داشت، با عدل و انصاف رفتار مي‌كرد، بر آموزش و آماده‌سازي فرماندهان توانا بود و ديگر صفاتي كه براي هر محقق در مدت دعوت مكّي كه همراه پيامبر(ص) بوده ‌است و در دوران مدني و جنگهايي كه در ركاب پيامبر(ص) بود و زندگي اجتماعي و غیره بسياري از صفات پسنديده سيدنا علي برجسته‌تر و بهتر مشخص مي‌شود و برخي ديگر از صفات علي در دوران رهبري و فرماندهي ايشان آن گاه كه ‌امير مؤمنان شده بود، ظاهر و شناخته شد كه مهمترين اينها به ‌اين شرح است:
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فتح الباري 7/71.
2) منبع سابق.
3) البدایة و النهایة11/29.
4) الصحيح المسند في فضايل الصحابه /111.
5) همان منبع /112.
6) الصحيح المسند /117.
7) همان منبع/117.
8) همان منبع /124.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:226.txt">شرح</a><a class="text" href="w:text:227.txt">نصايح اميرمؤمنان علي(رض) به دانشجويان، طلاب، علما و فقها</a></body></html>اميرمؤمنان علي (رض) از علماي بزرگ صحابه ‌است كه تلاش و تحقيق در تحصيل و قبول علم و سؤال و جستجو از خصوصيات او بوده ‌است و با به كارگيري ابزار ثبت و نگهداري علم و یافته‌ها، اعم از نوشتن، متعهد بودن و همراهي با رسول الله (ص) در آن زمان به ‌يادگيري علم می‌پرداخت و به همين مناسبت در مورد جمع آوری قرآن مي‌گويد: با خودم تعهد كردم لباس رفتن به مسجد را نپوشم تا اينكه قرآن را جمع آوري كنم.(1)  و فرمود: هرگز در زمان پيامبر(ص) نمي‌خوابيدم و استراحت نمي‌كردم مگر آن كه هر چه ‌از حلال، سنّت، قرآن، امر و نهي در آن روز و در مورد هر كس نازل می‌شد‌ ياد مي‌گرفتم.(2) 
علي (رض) قرآن و سنّت را مستقيماً از رسول الله (ص)‌ياد مي‌گرفت و مي‌گويد: هر گاه ‌از رسول خدا(ص) حديثي مي‌شنيدم، هر چه خواست خدا بود به من نفع مي‌رسيد و هرگاه حديث را از كسي ديگر می‌شنیدم او را قسم مي‌دادم و بعد از آن كه قسم می‌خورد، او را تصديق مي‌كردم.ی مي‌گويد: ابوبكر به من حديث گفت: و ابوبكر راست مي‌گفت: شنيدم كه پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «هر كس مرتكب گناهي شود، سپس به نحو احسن وضو گيرد و دو ركعت نماز بخواند و از خداوند طلب مغفرت كند، خداوند گناهش را عفو مي‌كند» و سپس آيه‌ي:
(وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ) (آل عمران/135) 
را تلاوت نمود.(3) 
آري! علي بن ابي طالب اصحاب رسول الله را در حالي كه همه ثقه و مورد اعتماد بوده‌اند، سوگند مي‌داد و بعد از آن با اطمينان حديث را قبول مي‌كرد. اين عمل علي(رض) بيانگر آن است كه‌ ايشان در قبول و گرفتن حديثي كه ‌از غير پيامبر(ص) مي‌شنيد به شدّت احتياط می‌كرد(4) .
 علي زباني سؤال كننده و دلي آگاه و فهيم داشت و مي‌فرمود:«... پروردگارم به من قلبي آگاه و زباني جویا بخشيده ‌است(5) .
 درباره‌ي علم خود مي‌گويد: علم را از رسول خدا(ص) گرفتم و سؤالهاي زيادي از ايشان می‌پرسيدم و مي‌گفت: هرگاه‌ از پيامبر(ص) سؤال مي‌كردم، پاسخ مي‌شنيدم و علم مي‌آموختم و هرگاه سكوت مي‌كرد، سؤال مي‌كردم(6)  و هر گاه شرم مانع سؤال کردن مي‌شد، ‌يكي از اصحاب را واسطه مي‌كردم تا از رسول الله (ص) برایم سؤال كند، از محمد بن حنيفه روايت است كه علي گفت: از من به كثرت « مني» ترشّح می‌شد، شرم داشتم كه ‌از پيامبر در اين باره سؤال كنم، لذا مقداد را مأمور كردم تا سؤال كند، اوسؤال كرد و پيامبر فرمود «فيه‌الوضوء»: (از بيرون آمدن آن وضو لازم مي‌شود).(7)  علي (رض) مردم را به بهانه شرم از محروميت علمی‌برحذر مي‌داشت و مي‌فرمود: وقتي چیزی را نمی‌دانيد از سؤال كردن شرم نكنيد.(8) 
 انسان ناآگاه نبايد ازسؤال كردن شرم كند. امير مؤمنان علي(رض) از محدود افرادي است كه در صدر اسلام نوشتن را آموخته بودند و بالاتر از اينکه ‌او از کاتبان وحي براي پيامبر (ص) بود که نیازمند مهارت و تبحر در خواندن و نوشتن بود. ‌این مهارت نقش بسزايي در افزایش علم و معلومات او داشت و معتقد بود که بايد نصوص شرعي با خطي واضح، با فاصله‌ي بين سطور و نزديك بودن حروف نوشته شود، ابوعثمان عمرو بن بحر الجاحظ مي‌گويد: امير المومنين علي(رض) فرموده ‌است: خط نشانه و علامت است، هر چه واضحتر باشد، زيباتر است.(9)  و به منشي خود عبيدالله بن عامر می‌گفت: (دوات و قلم خود را آماده كن، بين سطور فاصله بده و حروف را نزديك به هم بنويس.(10)  ابو حكيمه‌ي عبدي مي‌گويد: دركوفه علي از كنار ما گذشت در حالي كه قرآن مي‌نوشتيم، مي‌گفت: با خطي درشت‌تر بنويس، می‌گويد:‌يك نمونه‌ي درشت از آن نوشت و سپس من نوشتم، فرمود: چيزي را كه خداوند نوراني و واضح گردانيده ‌است، اينگونه روشن و واضح بنويسيد.(11) 
 سيدنا علي(رض) به آنچه ‌ياد مي‌گرفت عمل مي‌كرد و دوست داشت به هرچه ‌از پيامبر(ص) مي‌شنود عمل كند، تا جايي كه در سخت‌ترين شرايط از كاري كه رسول الله (ص) به او و فاطمه ‌آموزش داده بود فراموش نمي‌كرد و فرمود: از زماني كه ‌اذكار را از پيامبر(ص)‌ياد گرفتم هرگز ترك نكردم، گفتند: حتي در جنگ صفين؟ گفت: در جنگ صفين هم ترك نكردم.(12)  امير مؤمنان با اشاره به حفظ نصوص قرآن و حديث فرمود: «علم (قرآن و حديث) را‌ ياد بگيريد تا به معرفت دست‌ يابيد و با شناخت و آگاهی به ‌آن دو عمل كنيد و عالم واقعی شويد.»(13) 
علي (رض) معتقد بود کسی که به علم و دانش خود عمل نكند عالم به حساب نمي‌آيد و نمي‌توان به او عالم گفت، لذا خطاب به عالمان (ديني) مي‌گفت: اي علما! به علم عمل كنيد كه عالم كسي است که به علمش عمل كند و علم وعملش هماهنگ و موافق باشد.(14) 
مي‌فرمود: علم، عمل را می‌خواند و ندا می‌کند، اگر پاسخ داد، باقی خواهد ماند، در غير اينصورت كوچ مي‌كند.(15)  در ميان اصحاب پيامبر علي (رض) از كساني است كه بسيار فتوا مي‌داد. ابن تيمیه می‌گويد: تعداد مفتيان صحابه (طبق تحقيقي كه كردم و به آان دست‌ يافتم).
بيش از صد و سی نفر از زن و مرد بوده‌اند و تعداد مفتی‌ها هفت نفر بوده‌اند: عمر بن خطاب، علي بن ابي طالب، عبدالله بن مسعود، ام المومنين عائشه، زيد بن ثابت، عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر.(رض)(16) 
ابن حزم علي را در رتبه ی سوم صحابه هايی به حساب آورده که زیاد ف