م‌آموزی می‌کنند تا بدينوسيله مسئوليت خویش را در برابر خداوند انجام دهند، سيدنا علي(رض) از اين قسمت اندرز حكيمانه‌اش به دانش پژوهی كه در راه نجات است تعبير كرده ‌است. اين تعبير مختص كساني نیست كه در حال خواندن و یادگیری علوم شرعی هستند و تنها آنها را در بر نمي‌گيرد، بلكه تمام افرادي كه مسئوليت عمل، دعوت و تربيت ديني را به دوش می‌كشند و نجات در آخرت بر ايشان اهميّت دارد، شامل می‌شود، اينان مسايل ديني را از علماي خداترس و خداپرست سؤال می‌كنند تا خداوند را آگاهانه و با بصيرت عبادت و با مردم طبق فرمان خداوند رفتار كنند، چنین انسآنهایی از دانش آموزان و طلاب راه نجاتند هر چند در كلاس درس هم شركت نداشته باشند.(5) 
در اين جمله سيدنا علي (رض) به اهميت اخلاص نيت براي خداوند اشاره مي‌كند كه بايد در‌يادگيري و طلب علم رعايت شود و دانش آموزان، طلاب و دانشجويان را دعوت می‌دهد كه‌انچه نزد خداوند است و سراي آخرت را بر كالاها و رزق و برق‌هاي دنيا و شهوت راني‌ها ترجيح دهند و به قرآن و سنت و دين حق دعوت دهند و بر اين صبور شكيبا باشند.
ج: کسانی كه ‌از ‌يادگيري علوم ديني بدور مانده و هيچ رابطه‌اي با علماي رباني ندارند
آناني كه‌از‌يادگيري و آموزش علوم ديني بدور مانده‌اند و هيچ رابطه‌اي با علماي رباني ندارند، در نتيجه شناختي از امور ديني خود ندارند، به همين علت علي از اين گونه‌افراد به فرومايگان دنباله رو هر صدايي تعبير مي‌كند، كه هر بادي آنها را به سمت و سوي خود می‌برد و نور علم راه زندگي آنان را روشن نكرده‌است.
امير مؤمنان(رض) از فرومايگان پستي كه در پي هر صدايي می‌روند و از نور علم محروم هستند سخن به ميان آورده‌است و از اين گروه شکموی نابكار ما را برحذر می‌دارد، گويا از مردم می‌خواهد همت‌هايشان را براي شناخت و پيروي از حق و ثبات بر آن به كار گيرند و دنيا و آخرت شان را بر پايه‌ي آباداني با اطاعت خداوند و روشنگري با نور الهي بنا كنند و دنيا را مرکب و وسیله‌ای براي رسيدن به خوشبختی آخرت قرار دهند.
2-مقايسه‌ی علم و ثروت
در سفارش علي(رض) به كميل بن زياد آمده:... علم بهتر از مال است، علم تو را حفاظت مي‌كند در حالي كه تو در پي حفاظت مال هستي، علم زينت عمل است، مال نفقه را كم مي‌كند، علم حاكم است و مال محكوم عليه، هنر مال با از بين رفتنش از بين می‌رود، امّا دوست داشتن عالم راه و روشي است كه بسياري از آن لذّت می‌برند، علم موجب می‌شود كه فرد در طول زندگي مطيع خداوند باشد و بعد از مرگ همه خوبي فرد را تعريف كنند. ثروتمندان در حال زیستن هم مرده‌اند و علما تا زندگي هست زنده‌اند، اجسادشان را از ميان مردم می‌برند، امّا محبّت و وجودشان در دل مردم نقش بسته‌است.(6) 
علي (رض) در مقايسه بين علم شرعي و مال و ثروت، علم را تكيه گاه صاحبان سراي آخرت، وكليد عزت و شرفشان در دنيا و آخرت دانسته و منظور از مال در اين مقايسه، مالي است كه‌افراد بدون توجه به طاعت و عبادت و قوانين الهي بي وقفه سرگرم جمع آوري آن هستند و برتري علم را با مسايلي نيكو جلوه می‌دهد: 
الف: علم صاحبش را حفاظت مي‌كند
علم صاحبش را حفاظت مي‌كند، در حالي كه صاحب مال همواره به فكر حفاظت مال و ثروت است. حفاظت علم به ‌اين صورت است كه صاحبش را از دره و پرتگاه‌های هلاكت در دنيا و آخرت نجات داده و حفظ مي‌كند. اين كه علم شرعي فرد را در آخرت نجات می‌دهد، واضح و روشن است، چون اين علم صاحبش را به رضايت و خشنودي خداوند و بهشت می‌رساند و از جهنّم نجات می‌دهد، وه! چه خواسته و فرجام مهمی ‌است و چه نيكو حاصل و ثمره‌اي! امّا اين كه ‌از واديهاي هلاكت در دنيا نجات می‌دهد، بدان دليل است كه سعادت و نيك بختي روحي حقيقي هرگز به دست نخواهد آمد، مگر با ايمان و ‌يقيني كه دنيا در برابر آن كوچك و بي‌ارزش جلوه می‌کند و در نتيجه تمام گرفتاريها، سختی‌ها و مشكلات دنيوي براي صاحبان ايمان و‌يقين آرامش و سلامتي نمایان می‌شود، چون آنها برای دنيای مادی ارزشي قائل نيستند، اين در حالي است كه گرفتاريها و سختيهاي دنيا براي دنيا پرستاني كه زندگي دنيا را در داشتن مال و منال و ثروت زياد و زيبا می‌بينند، جهنّم سوزان است و اين كه ثروتمندان، حريص جمع آوري مال هستند، بر كسي پوشيده نيست. ثروتمندان در اندوه و اضطراب از دست رفتن مالشان چنان به خود می‌پيچند كه فرد بيمار در بستر بيماري به خود می‌پيچد! و شب‌ها با اضطراب و هراس جانسوزي به محافظت از اموالشان می‌پردازند.(7) 
علم نوريست كه به ‌افراد بينش می‌دهد و از امت‌هاي پيشين و زندگي شان درس بهتر و نيكوتر زيستن می‌آموزد و علم براي افراد جوانب گسترده‌اي در فهم اختلافها و تشخیص مصالح از مفاسد و درك و معرفت مقاصد می‌بخشد، وياد می‌گيرد كه چگونه‌ اولويّتها را طبق دسته‌بندي مناسب بشناسد و علم صاحبش را با نور راهنمايي مي‌كند.
ب: علم رشد مي‌كند و با عمل استوار می‌شود
 علم همیشه در حال رشد و افزایش است، چون عمل اجرا و تطبيق علم است و با عمل در حافظه‌ی فرد ريشه می‌دواند و عميقاً استوار می‌شود، بر خلاف مال كه با خرج كردن كم می‌شود. ناگفته نماند كه منظور از مال، اموال دنياپرستاني است كه به خاطر دنيا آن را جمع و در مصارف ماديگرايي آن را خرج می‌كنند، ولي ثروت و اموال خداپرستان آخرت‌گرا طبق قوانين شريعت به دست می‌آيد و به مصرف می‌رسد و چون در راه خدا انفاق می‌شود، كم نمی‌گردد، پيامبر(ص) می‌فرمايد: «ما نقص مال عبد من صدقة»(8) : (مال هيچ فردي از انفاق كردن در راه خداوند كم نمی‌شود).
ج: علم شرعي حاكم است
علم شرعي حاكم است، چون بوسيله‌ي آن امور زندگي تنظيم می‌شود و واجب است طبق برنامه‌هاي آن تمام نظامهايي كه بين مردم حاكم است، مقرر شود، لذا اين علم داور و حاکم حقيقي است، امّا مال محكوم عليه ‌است، چون صادر و وارد كردن آن طبق قوانين حاكم است، خواه شرعي‌ يا غير شرعي باشد.(9) 
د: روابط اجتماعي كه بر مبناي مصلحت مالي استوار باشد با از بين رفتن مال از بين می‌روند
چنانچه مبنای روابط اجتماعي مصلحتهاي مالي مشترك باشد، با از بين رفتن مال رابطه هم گسیخته می‌شود، ولي روابط برادري كه بر مبناي علم شرعي بين عالم و دوست‌دارانش استوار است، براي هميشه در دنيا و آخرت باقي می‌ماند، خداوند متعال می‌فرمايد: 
(الْأَخِلَّاء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ) (زخرف /67)
 (دوستان در آن روز (روز قيامت) برخي با ‌يكديگر دشمن اند به جز پرهيزگاران و متقيان).

ه-: علم شرعي موجب دوستی و اطاعت از او می‌شود:
علم شرعي موجب می‌شود كه مسلمانان عالم را بدون هيچ گونه تحميلي دوست داشته باشند و به ‌اراده و اختيار خود از او اطاعت كنند؛ اين روال در تمام دوران زندگيشان ادامه دارد و بعد از وفات عالم هم تا دنيا هست از او به نیکی‌ ياد می‌كنند، به گونه‌اي كه شكل و قيافه‌ي عالم رباني از ذهن مردم پاك نمی